صدای فیروزآباد فارس

ریاست بدست کسانی خطاست ........که از دستشان دست ها بر خداست

نکته مهم وبلاگ
مسولیت اظهار نظر بازدید کننده به عهده شخص نظر دهنده است از باب قانونی وشرعی واین وبلاگ مسولیتی ندارد .

نظراتی که در حدود قانون وادب بوده و حاوی تهمت ،توهین و هتک حرمت شخصیت های حقیقی وحقوقی و قومیتی نباشد پس از بررسی منتشر می شود .


ما با هیچ فرد و گروهی موافقت و یا مخالفت ذاتی نداریم . . .انتقاد ما از یک فرد یا گروه به معنی تایید مخالف او نیست و برعکس.....

firoozabadd@gmail.com             ایمیل  صدای فیروزاباد فارس

[ 93/04/09 ] [ 13:58 ] [ همشهری ]

[ ]

روش حکومتداری به حاکمان اسلامی
آخرین فراز از عهدنامۀ مالک اشتر (نامۀ ۵۳ نهج البلاغه) که شاید به عبارتی جان کلام حضرت امیر برای آموزش روش حکومتداری به حاکمان اسلامی برای همیشه تاریخ است، شامل ۵ هشدار جدی و مهم است.
امیرمومنان حضرت علی علیه السلام خطاب به مالک اشتر می فرمایند:

" اول- هشدار از خون ناحق
از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق كيفر الهى را نزديك، مجازات را بزرگ، و نابودى نعمتها را سرعت ، و زوال حكومت را نزديك نمى گرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خونهاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد.
پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن. زيرا خون ناحق حكومت را سست  و پست، و بنياد آن را بركنده به ديگرى منتقل سازد، و تو، نه در نزد من، و نه در پيشگاه خداوند، عذرى در خون ناحق نخواهى داشت؛ چرا كه كيفر آن قصاص است و از آن گريزى نيست،
اگر به خطا خون كسى ريختى، يا تازيانه يا شمشير، يا دستت دچار تندروى شد، كه گاه مشتى سبب كشتن كسى مى گردد، چه رسد به بيش از آن،
مبادا غرور قدرت تو را از پرداخت خونبها به بازماندگان مقتول باز دارد!

دوم- هشدار از خودپسندى
مبادا هرگز دچار خودپسندى گردى! و به خوبيهاى خود اطمينان كنى، و ستايش را دوست داشته باشى، كه اينها همه از بهترين فرصتهاى شيطان براى هجوم آوردن به توست، و كردار نيك، نيكوكاران را نابود سازد.

سوم- هشدار از منت گذارى
مبادا هرگز! با خدمتهايى كه انجام دادى بر مردم منت گذارى، يا آن چه را انجام داده اى بزرگ بشمارى،
يا مردم را وعده اى داده، سپس خلف وعده نمايى،
منت نهادن، پاداش نيكوكارى را از بين مى برد، و كارى را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش گرداند، و خلاف وعده عمل كردن، خشم خدا و مردم را برمى انگيزاند كه خداى بزرگ فرمود: (دشمنى بزرگ نزد خدا آنكه بگوييد و عمل نكنيد.)

چهارم- هشدار از شتابزدگى
مبادا هرگز! در كارى كه وقت آن فرا نرسيده شتاب كنى، يا كارى كه وقت آن رسيده سستى ورزى، و يا در چيزى كه روشن نيست ستيزه جويى نمايى و يا در كارهاى روشن كوتاهى كنى،
تلاش كن تا هر كارى را در جاى خود، و در زمان مخصوص به خود، انجام دهى.

پنجم- هشدار از امتيازخواهى
مبادا هرگز! در آنچه كه با مردم مساوى هستى امتيازى خواهى، و از امورى كه بر همه روشن است، غفلت نداشته باش، زيرا به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسئولى، و به زودى پرده از كارها يك سو رود، و انتقام ستمديده از تو باز مى گيرند،
باد غرورت، جوشش خشمت، تجاوز دستت، تندى زبانت، را در اختيار خود گير، و با پرهيز از شتابزدگى، و فرو خوردن خشم، خود را آرامش ده تا خشم فرونشيند و اختيار نفس در دست تو باشد. و تو بر نفس مسلط نخواهى شد مگر با ياد فراوان قيامت، و بازگشت به سوى خدا."

[ 93/05/04 ] [ 12:0 ] [ همشهری ]

[ ]

چرا دومین کشور غمگین دنیا هستیم؟!

مؤسسه گالوب گزارشی مبنی بر بررسی وضعیت خشنودی و خوشحالی در بین 138 کشور منتشر کرد که بنا به این گزارش، عراق نخستین کشور غمگین جهان معرفی شده است. بعد از عراق، کشورهای ایران، مصر، یونان و سوریه به ترتیب به عنوان ناشادترین کشورهای جهان معرفی شدند.

آنچه گالوپ در این نظر سنجی راجع به ایران بدان رسیده ، با پوست و گوشت و استخوان توسط مردم ایران لمس می شود.
این یک واقعیت است که مردم ایران، شاد نیستند. اگر امکان نظرسنجی ها و بررسی های علمی ندارید، کافی است همین امروز در خیابان به چهره آدم ها نگاه کنید تا ببینید که چه اندوهی در آنها موج می زند.

همین چند روز پیش جام جهانی فوتبال به اتمام رسید. در همه دنیا،‌ مردم برای دیدن مسابقات فوتبال، در خیابان ها و پارک ها جلوی تلویزیون های شهری جمع شدند و شادی کنان و در کنار یکدیگر ، مسابقات مورد علاقه شان را تماشا کردند.
اما در ایران چه شد؟‌ از مدت ها قبل ، دغدغه برخی مسوولان این شده بود که نکند یک عده دور هم فوتبال ببینند. حتی در محیط های سربسته و تحت کنترل سالن های سینما هم نگذاشتند خانواده ها جمع شوند و فوتبال را بر پرده پرهیجان سینماها و به طور جمعی ببینند. خبری هم از تلویزیون های شهری و تماشاهای پرهیجان گروهی نبود. حتی به قهوه خانه دارها هشدار داده بودند که اگر موقع پخش فوتبال، تلویزیون هایشان را روشن کنند، مسؤولیت هر گونه عواقبی بر عهده خود آنها خواهد بود!

اشتباه نکنید! نمی خواهم بگویم چون نگذاشتند مردم دور هم فوتبال را نگاه کنند، افسرده شدند و کشورمان تبدیل به دومین کشور غمگین جهان شد. این ماجرا را ذکر کردم تا بگویم وقتی در یک کشور موضوع بسیار ساده ای مثل تماشای فوتبال در اماکن عمومی را ممنوع می کنند و این شادی جمعی را از مردم دریغ می کنند، باید حدیث مفصل خواند از این مجمل؛ حال بماند مشکلات حاد اقتصادی که تاب و توان از مردم گرفته است و حسرت یک سفر کوتاه را بر دل بسیاری از خانواده ها گذاشته است؛
بماند کمبود و گرانی امکانات تفریحی و ورزشی مخصوصا برای زنان و دختران و به ویژه در شهرهای کوچک؛
بماند گیر دادن های بی پایه و اساس به مردم بر اساس سلائق شخصی مانند این که چرا این لباس را پوشیدی و آرایش موهایت چنان است؟ ؛‌
بماند که رادیو و تلویزیون ایران از هر فرصتی برای گریاندن مردم استفاده می کند ؛
بماند که مردم حتی نگران هوایی هستند که تنفس می کنند ، نگران میوه و سبزی هایی هستند که احتمالاً سموم کشاورزی بر تن دارند و استرس آن دارند که پارازیت ها ، سلامتی شان را به خطر بیندازد ؛
بماند که یک عده به خود اجازه می دهند مردم را از سالن های کنسرت های مجوز دار هم بیرون کنند ؛
بماند که مردم وقتی بی عدالتی می بینند، افسرده می شوند ، مثلاً آن گاه که برای دریافت یک وام 5 میلیون تومانی،باید از هفت خان رستم بگذرند و در همان حال می بینند که متصل ها، میلیاردی می برند ؛
بماند که حسرت سوار شدن بر یک خودروی معمولی دنیا بر دل مردمی مانده که هر روز در تصادفات جاده ای کشته می دهند ؛
 بماند و بماند و بماند ... .

فقط یک نکته را باید گفت:‌ همان طور که حکومت از مردم مالیات می گیرد ، نفت شان را می فروشد ، بر کارهایشان نظارت دارد ، امنیت مرزهایشان را تأمین می کند ،تورم را کنترل می کند، کالاهای اساسی شان را تهیه می کند و ... ، شاد نگه داشتن جامعه هم وظیفه اوست. جامعه ناشاد و غمگین، همواره بستر نابسامانی هایی است که هیچ کس نمی داند که سرانجامی خواهد داشت. دولت ها همان گونه که درباره ساخت جاده ها ،‌میزان واردات و صادرات، نرخ تورم، رشد بورس و ... گزارش می دهند ، باید درباره میزان شاد بودن مردم نیز گزارش مستند بدهند زیرا همه این مقدمات برای آن است که مردم بهتر و شادتر زندگی کنند.

راستی آیا تا کنون مجلس شورای اسلامی یا هیأت دولت ،‌جلسه غیرعلنی برای بررسی علل غمگین بودن ایرانی ها برگزار کرده اند یا اصلاً برایشان مهم نیست که یک ملت در میان انبوهی از اندوه زندگی کند؟! 

البته می توانند صورت مسأله را پاک کنند و بگویند که گالوپ مجری توطئه های دشمنان است و ملت ما خیلی هم شاد هستند! این هم راه مجربی است!

عصرایران

[ 93/05/03 ] [ 16:50 ] [ همشهری ]

[ ]

فقر زیبا نیست با این همه ثروت ملی

صدایی است که این روزها نه تنها از صدا و سیما که از سوی برخی نخبگان مذهبی نیز شنیده می شود. آیت الله مصباح یزدی که در گذشته خدمت مسئولین در جهت «رفع تحریمها و توسعه نان و معیشت مردم» را «انحطاط فکری» دانسته بودند، طی روزهای اخیر در سخنرانی دیگری در جمع هواداران خویش در خصوص «محسنات فقر» سخن گفته اند. ایشان «فقر» را «امتحان و تقدیری از جانب خداوند» دانسته اند که فقرا باید سعی کنند «از این امتحان سربلند بیرون بیایند». آیت‌الله مصباح همچنین عدم گله و شکایت و رضایت به مشیت الهی را از دیگر ویژگی‌های فقرای مؤمن خوانده اند: «این گونه افراد گلایه نمی‌کنند و نمی‌گویند که گرانی شد و از فلان چیز محروم شدیم». این عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم همچنین با تأکید بر این‌که «اسباب گناه کمتر برای فقرا فراهم می‌شود» ارتکاب انواع گناه و فساد را متوجه ثروتمندان و اقشار بالای جامعه دانسته اند.

تنها نگاهی ساده به آنچه که این روزها در جامعه رخ می دهد کافیست تا دریابیم فقر نه تنها زیبا نیست که حتی می تواند مرگبار باشد! فقر زیبا نیست، چون در یافته های پزشکان ایرانی یکی از علل ابتلا به بیماری های لاعلاج چون سرطان «قرار داشتن فرد در طبقه کم درآمد جامعه» ذکر شده است. فقر زیبا نیست، چون شیمی درمانی نیاز به پول زیادی دارد. فقر زیبا نیست، چون بسیارند والدینی که دندان پوسیده فرزندشان را می کشند و قید ترمیم آن را می زنند تا پولشان را صرف پرداخت اجاره منزلشان کنند. فقر زیبا نیست، چون بخش قابل توجهی از کسانی که به خاطر سرقت، فروش مواد مخدر، فحشا و... در زندان به سر می برند برای فرار از فقر و تنگدستی مرتکب این جرایم شده اند و خلاصه اینکه فقر زیبا نیست، چون اگر زیبا بود بزرگان دین مان تاکید نمی کردند که نزديك است كه فقر، به كفر انجامد!
ایران سراسر ثروت است. از همه مهمتر نیروی انسانی فرهیخته و از همه وبال تر نفت !

میزان ثروت های ملی ما انقدر زیاد است که کسی شمارش ان را ندارد ولی چه می شود این ثروت ملی ما جز اینکه دانسته و ندانسته حیف ومیل می شود وکسی هم به کسی پاسخ نمیدهد چرا که خط قرمز است .

پس از پایان دوران فترت محافظه‌کاران و بازگشت آنان به قدرت در سال 1384 حامیانی فکری دولت عدالت گستر «اطاعت از احمدی نژاد را اطاعت از خداوند» دانستند و کار قداست بخشی به دولت را بدانجا رساندند که پیروزی ایشان را محصول امدادهای غیبی خداوند تلقی نمودند. اما کارنامه بی بدیل زمامداری احمدی نژاد، از حیث نتایج معکوسی که به بار آورد، ضایعه روانی به غایت دردناکی بود.

آنان که عنوان «رایحه خوش خدمت» را یدک می کشیدند و بنا بود تبعیض و نابرابری را در جامعه از بین ببرند شکاف میان فقرا و اغنیاء را به شدیدترین حد ممکن رساندند، آنان که به دنبال پاک کردن فساد از چهره دولت بودند بیشترین میزان فساد و اختلاس و ارتشاء را در تاریخ ایران رقم زدند، آنان که با شعار مبارزه با گرانی و تورم به میدان آمده بودند خود باعث و بانی تورم 45 درصدی شدند و خلاصه بر هر چه انگشت گذاشتند نتیجه حاصله کاملاً خلاف شعارها و برنامه ها اعلانی بود.

حال که احمدی نژاد به خانه اش در نارمک رفته و سکوت اختیار کرده تا به قول غلامحسین الهام، سخنگوی دولت دهم، «در رجعتی دیگر همراه با امام زمان (عج) به صحنه بازگردد» بسیاری می اندیشند که تاثیر برنامه های دولت ایشان نیز از جامعه و اقتصاد این کشور رخت بربسته است اما زهی خیال باطل! افت 100 درصدی ارزش پول ملی در طی چند ماه و کاهش 80 درصدی قدرت خرید مردم تنها در سال پایانی زمامداری احمدی نژاد چگونه در طی یک یا دو سال از چهره این کشور رخت برخواهد بست؟ به عنوان یک نمونه آیا دلاری که در نتیجه ناکارآمدی آقایان به بالای 3 هزار تومان جهیده است هرگز به قیمت سابق خود بازخواهد گشت؟

[ 93/05/02 ] [ 12:31 ] [ همشهری ]

[ ]

چرا چیزى مى‏گویید كه انجام نمى‏دهید
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، چرا چیزى مى‏گویید كه انجام نمى‏دهید؟

فردا بیا برات یه کاری می کنم!! معلوم نیست آن فردا کی می رسد؟!!

قطع کن بهت یه ربع دیگه زنگ می زنم ! ای خدا اون یه ربع دیگه کی می رسه!!

قول میدم سر فلان ساعت سر قرار بیایم ! اما امان از بدقولی و عدم وفای به عهدهایمان!

آخ آخ! یاد جلسات خواستگاری می افتم که چه قدر دختر و پسرها با هم قول و قرار می ذارن اما وقتی به قول معروف خرشون از این پل عبور می کنه همه چیزو فراموش می کنن؛ قول میدم تا دکترا بخونم، قول میدم فلان خونه را برات بخرم ، قول میدم چادر سرم کنم، قول میدم نماز بخونم و ....

موقع انتخابات چه قدر از کاندیدهای محترم قول هایی شنویم که بعداً فراموش کرده اند؟!

چه قدر شده که فلان مسئول یا وزیر می گوید فلان چیز ارزان می شود اما خبری نمی شود که هیچ ، تازه گران تر هم می شود!!

 

نامزد نمایندگی مجلس هزار شعار می دهد ولی دریغ از برآورده کردن حتی یکی از آنها!

 

فلان پیمانکار قول می دهد ساختمانی را 6 ماهه بسازد ولی با همان مدت تأخیر کارش را تحویل می دهد.

 

چه قدر شده با خودمان و خدای خودمون قول و قرارهایی گذاشته ایم و زیرش زده ایم و انگار نه انگار کرده ایم!!

 

وااای ای خدای من چقدر بدقولی بده. تو هر صنفی که باشی ، بی سواد یا با سواد باید خوش قول باشیم. تا موقعی که مطمئن نیستیم که می توانیم کاری را انجام دهیم ، قول ندهیم! اصلاً قول دادن هایمان را کم کنیم!

 

پس مرد باشید ..

یا چیزی نگوید یا انکه خودتان را ملزم به عمل ان بدانید .

برای دلخوشی من و دیگری چیزی نگوید .

تا دیدی جمعیتی نشسته و تو را  می بیند جو گیر نشوید و کلامی نگوید که فردا یا نه همان جا دروغگویت نخوانند .

[ 93/05/01 ] [ 16:49 ] [ همشهری ]

[ ]

کمی تفکر کنیم ....

 

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود        گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

 

گاهی بساط عیش خودش جور می شود           گاهی دگر، تهیه بدستور می شود

 

گه جور می شود خود آن بی مقدمه                 گه با دو صد مقدمه ناجور می شود

 

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است                گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

 

گاهی گدای گدایی و بخت باتو یار نیست            گاهی تمام شهر گدای تو می شود

 

گاهی برای خنده دلم تنگ می شود                 گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود

 

گاهی تمام آبی این آسمان ما                        یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود

 

گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود             ازهرچه زندگیست دلت سیر می شود

 

گویی به خواب بود جوانی‌مان گذشت                گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

 

کاری ندارم کجایی چه می کنی                      بی عشق سرمکن که دلت پیر می شود

 

قیصر امین پور

[ 93/04/31 ] [ 12:5 ] [ همشهری ]

[ ]

زیر اب زنی رواج جامعه ما...........

سید آرش تقوی دکترای روانپزشکی در تحلیل لقمه حلال و حرام بودن چاپلوسی و مسئله پدیده زشت زیرآب زنی در محل‌های کار اظهار داشت: متاسفانه در جامعه ما همیشه افرادی که زیاد کار می‌کنند مورد تحقیر و تهدید قرار می‌گیرند، و چاپلوسی جای شایستگی را گرفته است، بنابراین نه تنها قدردانی صورت نمی‌پذیرد، براین اساس بر مبنای علوم روانشناسی آمن چیزی که لقمه حرام به حساب می‌آید، آنچیزی است که خارج از شایستگی‌های افراد به آنان داده شده است، یعنی حق آن فرد نبوده است و آن حق را به ناحق برداشته شده است.

وی ادامه داد: یک زمانی افراد، چیزی حق شان نیست ولی به آنان لطفی می‌شود، ولی یک زمانی به تعبیر روانشناسان، آن لطف از جیب فرد دیگری زده می‌شود، بنابراین افراد این معضل را فرا می‌گیرند که زود بدست بیاورند، هیچ جای دنیا، حتی آن کشورهای پیشرفته ای که می‌شود از نظر اقتصادی و فرهنگی روی آنها حساب کرد، و حتی ممالکی که مذهب گریز هستند، مردم آنها فقط کار می‌کنند، ولی ما خیلی دیر آمده ایم و زود می‌خواهیم برویم.

  بنابراین نتیجه گرفته می‌شود که افراد وقتی بدون لیاقت به جای می‌رسند آنچه را که بدست می‌آورند بدون لیاقت هم از دست می‌دهند، بنابراین چطور می‌توان به فرزند خود گفت که پدرت نان حلال بدست می‌آورد و خودرو مدل پایین می‌نشیند ولی آدمی که نصف پدرت سن او  هست و نان حرام می‌خورد خوردویی دو برابر قیمت پدرت دارد. زیرا آن فرزند عقل و شعورش به دلش است، بنابراین به خاطر همین است که عنوان می‌شود کار فضیلت و عبادات است. همانطور که نماز می‌خوانیم تا از زشتی دور شویم.

 معادله

[ 93/04/30 ] [ 14:25 ] [ همشهری ]

[ ]

به جاي مستحبات تا مي‌تواني به کار مردم برس
آيت الله فاضل لنکراني فرمودند که «من ۵۰ سال است دارم اسلام مي‌خوانم. بگذار خلاصه‌اش را برايت بگويم. واجباتت را انجام بده. به جاي مستحبات تا مي‌تواني به کار مردم برس. کار مردم را راه بينداز. اگر قيامت کسي ازت سؤال کرد، بگو فاضل گفته بود.»

حالا چرا این متن رو نوشتم دلیل داره و ان هم اینکه خبر های شهرستان را که چرخی زدم متوجه شدم که این مدیران بنده خدا ها همش دنبال کار مردم هستند و جلسه پشت جلسه  میگذارند که کار کنند ولی نمیشه چرا نمیدانم .

 

 

[ 93/04/30 ] [ 14:11 ] [ همشهری ]

[ ]

کاریکاتور بالا مدیریت های طولانی را نشان می دهد. چه طرف مفید بوده باشد چه غیر مفید. عده ای از زیردستان هم با وصف هوش و توانایی ها و مدیریت منحصر به فرد موجبات استمرار را فراهم می کنند.گاهی خود فرد هم باورش می شود که استثنایی است و برای همین هم باید استثنایی ادامه دهد و اگر برود خیانت کرده. برای همین احساس تکلیف هم در قشر مذهبی این نوع مدیران ایجاد می شود. قشر غیر مذهبی هم گاهی به دروغ احساس تکلیف به ماندن می کند !!

[ 93/04/28 ] [ 21:50 ] [ همشهری ]

[ ]

پس کی و کجا می خواهیم حساب بیت المال را برسیم؟
حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری ضمن اشاره به اهمیت کنار گذاشتن تعارف با کارگزاران در شیوه سیاسی امام علی(ع) گفت: یکی از مشکلات کشور ما تعارف و رودرواسی است، اگر اعلام می کنیم چند میلیارد را حیف و میل کردند، رسیدگی کنیم و نتیجه را به اطلاع برسانیم. اگر همه زیر سؤال بمانند، مردم در تشخیص راست و دروغ دچار مشکل می شوند و خدای ناکرده به اجماع مرکب می رسند.

حضرت علی(ع) در حکومت خود با کسی تعارف نداشت. اگر شخصی بیت المال را حیف و میل می کرد، او را متهم و مسئولیت را از او سلب می کرد و اجازه می داد آبرویش برود. ما چرا تعارف می کنیم؟ من در سخنرانی های قبلی خودم هم گفته ام که زودتر به تخلفات رسیدگی کنید تا ذهن مردم نسبت به مسئولان خراب نشود. مبادا دوغ و دوشاب یکی شوند.

حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری این سخن علی را حکایت از تعارف نداشتن او با دیگران در امر خلافت و حکومت داری دانست و اظهار کرد: مولا علی(ع) در اداره کشور با کسی تعارف نداشت. جناح، گروه و خط برای او اهمیتی نداشت و معیار او در حکومت داری حق و عدل بود. به همین دلیل می گفت اگر من خلافت را بپذیرم، کسانی را که پیش از من در حکومت داری ظلمی به مردم کرده اند و از بیت المال برای خود هزینه کرده اند، رها نمی کنم و حساب آنها را هم می رسم. او می فرمود اگر بیت المال را به تاراج برده و هر طور که دلتان خواسته باشد آن را خرج کرده باشید، حتی اگر مهریه زنانتان باشد از شما پس خواهم گرفت.

وی ادامه داد: شخصی مسئولیتی را در کشور بر عهده می گیرد و هر طور دلش خواست بیت المال را خرج می کند، آن وقت می گویند تا زمانی که بر مسند است، مصلحت نیست جلوی او را بگیریم. وقتی هم که از مسندش کنار رفت می گویی حالا که رفته است و دیگر مرده را لگد نزنیم. پس کی و کجا می خواهیم حساب بیت المال را برسیم؟ مگر ما نمی گوییم شیعه و پیرو علی هستیم؟ امیر المؤمین علی (ع) که خطاب به کارگزاران خود می فرماید قلم خود را ریز کنید و کمتر در نوشتن کاغذ را حرام کنید. اگر حکومت علی اینگونه است، تکلیف ما که اینگونه حساب بیت المال را به حال خود رها می کنیم چیست؟

ناطق نوری در توضیح رفتار امیر المؤمنین علی(ع) به برخی نامه های او به حکام زیر دست خود اشاره کرد و گفت: ایشان در نامه ای خطاب به فرماندار فارس می فرمایند، کشاورزان منطقه تو شکایت دارند و می گویند تو خشن و سنگدل هستی و مردم را تهدید می کنی. ایشان همچنین در نامه ای دیگر به زیاد بن ولی می نویسند و می گویند خبر رسیده است که به بیت المال خیانت کرده ای. به خدا قسم اگر خیانت تو کم یا زیاد باشد، چنان با تو شدید برخورد می کنم که از زندگی ات بهره ای نبری و نتوانی نان زن و بچه ات را نتوانی در بیاوری.

وی ادامه داد: بذل و بخشش از بیت المال برای جلب نظر مردم، ناپسندیده است. حضرت علی(ع) نامه دیگری به یکی از فرمانداران خود نوشته اند که در آن می فرمایند تو مثل اینکه ارث پدر و مادرت را به خانه می بری. پناه بر خدا مگر به معاد اعتقاد نداری؟ از دقت حساب روز قیامت نمی ترسی؟ ما فکر می کردیم تو فرد عاقلی هستی. چگونه بیت المال را به خانه می بری در حالی که می دانی حرام است.

حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری یکی از مشکلات نظام سیاسی کشورمان را تعارف و رودرواسی دانست و گفت: حکومت علی با کسی رودربایستی ندارد. او به زمامداران خود نامه می نوشت و به آنها دستور می داد به محض دریافت نامه، خود را به او معرفی کنند و از حکومت داری کناره بگیرند. در حکومت علی اگر کارمندی تخلفی مرتکب می شود، اگر شخصی بیت المال را حیف و میل می کند، او را متهم و مسئولیت را از او سلب می کند و اجازه می دهد آبرویش برود.

وی رسیدگی به تخلفات مالی در سیستم کشور و اطلاع رسانی نتایج این رسیدگی به مردم را مهم تلقی کرد و افزود: مردم مدام از خودشان می پرسند پس تکلیف چند میلیاردی که حیف و میل کردند، چه شد؟ سؤال می کنند که بیمه تأمین اجتماعی چه شد؟ رسیدگی کنید و پاسخ مردم را بدهید. اگر هم نتوانستید بگویید نتوانستیم و دلایل را برای آنها بیان کنید. ما که نباید با مردم رودربایستی داشته باشیم.

بخشی از سخنان حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر ناطق نوری در مراسم احیای شب بیست و یکم در حرم مطهر امام خمینی....متن کامل سخنان وی .....

[ 93/04/28 ] [ 13:51 ] [ همشهری ]

[ ]

کاریکاتور بالا باند بازی و رفیق بازی در ادارات و سیاست را نشان می دهد. مدیران در ایران عوض نمی شوند و فقط از جایی به جایی دیگر منتقل می شوند. این چرخه دایمی است تا وقتی که جناب عزرائیل برخی را از چرخه حذف کند. در این صورت جایگزینها نیز به وسیله فرد از دور خارج شده قبلا به صورت رزروی جایگزین شده است.

[ 93/04/27 ] [ 21:49 ] [ همشهری ]

[ ]

معارفه فرماندار جدید
آیین تودیع و معارفه فرماندار پیشین و جدید فیروزآباد که با حضور امام‌جمعه، نماینده مردم شهرستان‌های فیروزآباد، قیروکارزین و فراشبند در مجلس شورای اسلامی  فرمانداران فراشبند و قیر کارزین و جمعی از مسئولان و اقشار مختلف مردم در سالن اجتماعات آموزش‌و پرورش برگزار شد .به نقل از فیروزنا

حجت الاسلام والمسلمین هاشمی زاده:

صندلی فرمانداری ماندگار نبوده ، اگر ماندگار بود برای فرمانداران قبلی می ماند، همین که ما میبینیم این صندلی جابجا می شود؛ این صندلی را به کسی ندهیم.

این صندلی مال نظام است و آنچه می ماند  مردم داری است اطاعت از خدا ، اطاعت از دین و اطاعت از نظام اسلامی است.

حجت الاسلام والمسلمین هاشمی زاده:

مشکلات زیادی وجود دارد فقط یک نقطه 0-6 که شش کیلومتر جاده است مدت هاست نماینده شهرستان و دیگر مسئولین پیگیر آن هستند و هنوز این شش کیلومتر جاده درست نشده ؛این عقب ماندگی است.

وی با اشاره به حادثه اخیر واژگونی اتوبوس در محور فیروزآباد – کوار افزود:ما در سال به خاطر این موضوع چقدر کشته می دهیم و ما نمی توانیم تحمل کنیم ، چطور برای بقیه شهر ها بودجه است ؛برای اینجا نیست ،چطور مسیر های دیگر دو بانده شد و نوبت ما که می رسد میگویند قیر گیر نماید!

جناب فریدونی ، آقای فیروزآبادی خدا شاهد است من خسته شدم از گفتن این را ه شیراز فیروزآباد که چقدر درد به دل ما کرده ، جوان های عزیزی که الان موقع خدمتشان به این شهر است در این جاده از بین می روند، و هیچ دلیلی برای این تاخیر وجود ندارد.

صدای فیروزاباد فارس :

همانطور که امام جمعه شهرستان فرمودند این صندلی ماندنی نیست و باید کوشید که گول صندلی را نخوریم و شما جناب فرماندار شهرستان فیروزاباد یادتان نرود که این صندلی انقدر بی وفاست که شاید در روز تودیع تا ن حتی شما را هم دعوت نکنند یا حضور نداشته باشید .

پس با اخرین سرعت سبقت بگیرید تا بتوانید خوشحال از عملکرد خود در اخرین روز های کارتان باشید .و این جوری که معاون استاندار از شما تعریف نموده است پس جای ماندن نیست باید کمر همت بست و خودتان را حاشیه دار دیگران نکنید .انشالله

بگذارید که این مردم هم طعم خوش وشیرین مدیر غیر بومی را بچشند و ببینند که این مدیر که باید گفت همشهری ماست  عملکرد خوبی داشت ...

خدا خیرتان بدهد ...

 لازم به ذکر است که در این مراسم جناب بهمنی حضور نداشتند که خود جای سوال است ....

[ 93/04/24 ] [ 18:14 ] [ همشهری ]

[ ]

بعد از چهل روز؛ فرماندار جديد فيروز آباد معارفه شد
به گزارش شیرازه به نقل از واحد مرکزی خبر، در این مراسم که دیشب برگزار شد ، ابراهیم استوار میمندی به‌ عنوان فرماندار جدید شهرستان فیروز آباد معرفی شد.
معاون سیاسی امنیتی استاندار فارس با اشاره به ظرفیتهای این شهرستان گفت: شهرستان فیروز آباد مسیر بنادر مهم کشور و شاهراه اقتصادی فارس است که این امر می تواند زمینه شکوفایی این شهرستان را فراهم کند.
کمال فیروزآبادی با اشاره به پتانسیل های این شهرستان گفت: فیروز آباد با توجه به داشتن جمعیت بالای عشایری علاوه بر توانمندی های صنعتی و کشاورزی در تولید محصولات دامی و صنایع تولیدی و فرش بافی از شهرستانهای مطرح استان فارس است.
وی اظهار امیدواری کرد که با تعامل خوب فرماندار و مسئولان شهرستان طرح های نیمه تمام در شهرستان فیروز آباد به بهره برداری برسد تا زمینه اشتغال جوانان نیز فراهم شود.
ابراهیم استوار میمندی پیش از این در آموزش و پرورش مشغول فعالیت بوده است.
در آیین تودیع و معارفه فرماندار پیشین و جدید فیروز آباد، ائمه جمعه فیروز آباد، فریدونی نماینده مردم فیروز آباد،فراشبند و قیر و کارزین در مجلس شورای اسلامی و جمعی از مسئولان و مردم حضور داشتند.

[ 93/04/23 ] [ 12:39 ] [ همشهری ]

[ ]

مردان عامل اصلی بد حجابی زنان
 

فکر میکنید مشکل اصلی بد حجابی در جامعه چی باشه، خب معلومه مردها !!!
الان یک اشکال بزرگ در جامعه است که اشکالش هم از ما منکراتی هاست و آن این است که حجاب جامعه ای که خراب است ما نباید به خانم کاری داشته باشیم، با آقایون باید کار داشته باشیم ، روزی حضرت علی علیه السلام به اهل عراق نامه ای می نویسد که :" ای اهل عراق ، شنیدم زنان شما در خیابان ها بر خورد دارند و با مردان مواجه می شوند ، آیا شما حیاء نمی کنید؟ غیرت ندارید؟"
دقت کنید حضرت نامه ننوشت که ای زنان عراقی حجابهایتان را رعایت کنید، نه، زنان را رها کنید، این بی غیرتی مال مردان است که زنانشان این طور بی ناموس شده اند، آن وقت الان در جامعه، شعار بلند شده که خواهرم حجاب! خواهرم حجاب! ولی اگر بلند گوها برگردد و شروع کند و به مردان بگوید:"مردان بی غیرت، مگه شما ناموس ندارید؟ مگه شما حیاء ندارید؟ که زنهایتان داخل خیابانهاست." آن وقت مرد هم به رگ غیرتش بر می خورد (البته اگر غیرتی داشته باشند) چون مرد رگ غیرت داره، اگر چهار بار در تریبون نماز جمعه و روزنامه و تلویزیون و اینور و اونور نوشتند که مردان بی غیرت! مردان بی غیرت! آن وقت خانم ها جمع و جور می شوند.
اما الان اشتباه داره میشه، مردها می گویند:"لااله الا الله، نعوذبالله، وای بر ما، چرا خانم ها حجابشان را رعایت نمی کنند؟" از آنطرف هم هر چی به خانم ها می گوییم، حجاب رعایت کن می گوید:" چیکار کنم، شوهرم این طوری دوست داره و راضیه، من هم رضایت شوهرم رو به همه چیز ترجیح میدهم." به خاطر همینه که هر چی داد می زنیم خواهرم حجاب رعایت کن، می گوید:"حرف نزن برو شوهرم رو ببین، وقتی همسرم میگه این طوری بیا تو خیابون من چیکار کنم."
حتی به بعضی از دختر خانم ها می گوییم می خواهی چادری باشی یا مانتویی، می گوید:"هنوز ازدواج نکردم اگر شوهرم گفت چادری باش، چادر می پوشم، اگر گفت مانتویی باش و با ارایش بیا بیرون، من هم اونطوری میام."
پس علت اصلی اینکه زنان امروز ما بی ناموس شده اند ، همین بی غیرتی مردان است .
وقتی در ازدواج، پسرها گرایش پیدا می کنند به دخترهای شیک و مانتویی و ارایش کرده، دخترهای با حجاب هم می گویند:"مگه من تیپ ندارم، مگه من قیافه ندارم ، چرا من مخفی کنم؟! آن دختر کزایی بره تشکیل زندگی بده آنوقت من داخل خانه بشینم؟! خب منم می روم نشان می دهم."
اما اگر مردان ذره ای غیرت نشان دهند و دخترانی که ذره ای حجاب رعایت نمی کنند رو رها کنند، آنوقت خانم ها حجابشان را رعایت می کنند.
لذا ای کاش امروزه بلند گو ها عوض می شد و شعار ها بر میگشت و کمی تریبون ها می آمد به سمت مردها، که ای مردان بی غیرت، مردان بی غیرت! مشاهده می کردید که هفته بعد جامعه پاک می شد و مردان می گفتند:"اوه، اوه، وضعیت قرمز شد، تیر ها اومد طرف ما، خطرناک شد، باید یه کاری بکنیم." ولی الان اگر تا 100 سال دیگر هم بگویی که خانم حجاب رعات کن، خانم هم در جواب می گوید:"رضایت شوهرم مهمتر و واجبتره ." و رعایت حجاب رو نمی کنه .
لذا جوانانی که دنبال دختران بی حجاب برای ازدواج هستند، جوانانی که همسران بازاری را بر زنان باتقوا و خانه نشین و با حجاب می پسندند، بدانند روز قیامت باید جواب تمام بی حجابی های جامعه را بدهند.

 شیعه بگو

[ 93/04/22 ] [ 19:18 ] [ همشهری ]

[ ]

بدون شرح
رفته بودم یکی از ادارجات های این شهر که کاری انجام بدهم که تکریم ارباب رجوع نظرم را جلب کرد .خدایی خیلی خوشحال شدم که به به الان با احترام کارم را انجام میدهم .اما زهی خیال باطل که دیدم مسوول کار فوق با چهره ای بد اخلاق زیر چشمی نگاهی کرد وگفت کاری داری و من هم که خواستم این تکریم دوطرفه باشه با لبخندی که با ترس هم همراه بود شروع کردم کارم را بیان کردن که دیدم اصلا ایشان گوش نمیدهند و فقط بله بله جواب میدهند و حتی نگاه هم بالا نکرد که منو بشناسه ..

با همون ترس داشتم حرف میزدم که از ته سالن اداره صدای تق تق کفش خانمی خوشتیپ و با کلاس به گوش میرسید .اینجا بود که تکریم ارباب رجوع را دیدم و کیف کردم .

اقا ان ادارجاتی بد اخلاق و ناراحت و اخمو که سربزیر داشت ناگهان خوش اخلاق و مهربان شد و از جایشان برپا زد و خودش را اماده احترام به ارباب رجوع کرد و من چشمانم بیرون زد بد رقم ...

البته این شامل همه شد و خدای ناکرده فکر نکنید که ایشان اینگونه بودند .کلهم اجمعین برپا شدند در این مرکز که تکریم کنند ارباب رجوع را ...

و من خوشحال از اینکه عجب مرکزی بود که چگونه به فکر ارباب رجوع است و غمگین که نکنه  ایشان فقط ............

 

 

 

[ 93/04/22 ] [ 19:17 ] [ همشهری ]

[ ]

کاش یه ماه هم بود که موظف بودیم

از اذان صبح تا اذان مغرب 

فقرا رو سیر کنیم

نه اینکه گشنگی و تشنگی بکشیم

که اونا رو درک کنیم

یادمون باشه که فقرا دوازده ماه رمضان دارن

حجاب اسمانی

 

[ 93/04/22 ] [ 18:39 ] [ همشهری ]

[ ]

بوی گلاب میمند به مشام میرسد
این ضرب المثل رو شنیدید که:  به مرگ می گیرند تا به تب راضی شوند. 

 

این ضرب المثل شرح حال ماست در قضیه معرفی فرماندار....

بالاخره بعد  از گذشت  بیش از چهل روز  از کناره گیر ی بهمنی از سمت فرماندار فیروزآباد ؛ فرمانداری ابراهیم استوار میمندی از گزینه های احتمالی فرمانداری از سوی وزارت کشور قطعی شده و هفته آینده  فرمانداری وی اعلام می گردد.

نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت ولی بقول قدیمی ها حالا که زور هست مجبورم که شاد باشم .چراکه از بین تمام گزینه های روی میز بعضی ها بالاخره حرف حرف استاد شد و گزینه وی به صندلی قدرت نشست کرد .واز همین حالا بوی گلاب میمند به مشام میرسد ولی امیدورام که گلاب اصل باشد وبوی عطرش همیشگی باشد و نه ایشان همه مثل گذشتگان چند روز برای مردم و الباقی برای استاد کار کند و تا میتواند بر منافع جناحی بکوبد ...

البته در انتخاب گزینه روی میز کاش کمی از مردم هم یادی کرده بودند تا ببینند که مطالبات مردمی چیست ...

[ 93/04/20 ] [ 17:56 ] [ همشهری ]

[ ]

چرا از غربی‌ها بیشتر دروغ می‌گوییم؟
زندگی همچون پازل است که قطعه‌های مختلفی دارد و اگر ما همه قطعه‌ها را درست نشناسیم و درست سر جای خودش نچینیم، آن نقشه یا چهره خودش را درست نشان نمی‌دهد. ممکن است همه قطعات باشد اما جای چشم و بینی عوض شود. مشخص است که فاید ندارد و یک قیافه ناجور و ناساز می‌شود. به قول حافظ:

هرچه هست از قامت ناسازی بی اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

به همین خاطر آنچه چند سال است که در کشور ما صحبتش می‌شود و صبحتی که مقام معظم رهبری در سفرشان به خراسان فرمودند، از آنجا نیز استارت زده شد که فرمودند: «ما سبک زندگی مان خوب نیست. ما سبک زندگی‌مان سَبُک است. این سبک را سَبُک گرفته‌ایم و بایستی به مسیر اصلی بازگردیم و نگاه درست را بشناسیم.

فکر می‌کنم یکی از چیزهایی که در جامعه اسلامی بسیار مهم است و همه ما از مسئولان گرفته تا مردم کوچه و بازار، از پولدارها گرفته تا فقرا، از دانشمندان گرفته تا مردم عامی، همه و همه به آن محتاجیم و در روایات ما نیز بسیار بر آن تاکید شده که در روز قیامت فقط این گروه هستند که متاعشان برای ما خریدنی است و جنسشان گرانقیمت است، به قول خانم پروین اعتصامی، گفت: «رو گهری جو که وقت فروش خیره کند مردم بازار را»، مفهومی به نام صداقت است که مخالفش دروغ و ریاکاری می‌شود.

در روایات جمله عجیبی است که هر گناهی  قفلی است که یک کلیدی دارد. به عنوان مثال جوانی که سیگار می‌خواهد بکشد، برایش قفل است. این قفل بوی دهانش است که مادرش می‌فهمد یا آشنایی است که در خیابان عبور می‌کند و او را می‌بیند و یک قول وجدان خودش است که نهیب می‌زند نکش، چیز خوبی نیست.

متاسفانه در تهران دخترخانم ها و زن‌های جوانی هستند که سیگار می‌کشند و این خیلی زشت است. سیگار برای مردان هم زشت است اما برای زنان زشت تر است. حدیثی است که می‌گوید اخلاق خوب، خوب است اما از شما شیعیان خوب تر است، عدالت خوب است اما از پادشاهان خوب تر است، قناعت خوب است اما از فقرا خوب تر است. حال برخی چیزها هم بد است و برای یک عده بدتر است. اخلاق زشت بد است، از ما شیعیان بدتر است. بی‌حیایی بد است، از یک دوشیزه جوان بدتر است.

ضرب المثلی داریم که می‌گویند پیرزن را از تاکسی خالی نترسانید و خانم مسن و سالخورده‌ای سوار تاکسی خالی شد مشکلی ندارد و انشاالله طوری نمی‌شود اما یک دختر جوان باید یاد گرفته باشد که سوار هر ماشینی نشود و هر وقتی نیاید. نگوییم آقا، خیابان‌هایتان را امن کنید. غربی‌ها خیابان‌هایشان را امن کرده‌اند اما خانه‌هایشان ناامن است. ما اگر خیابان‌هایمان ناامن است، خانه‌هایمان امن است. البته خیابان‌هایمان هم باید امن باشد و مسئولان امر نیز تلاش شان را می‌کنند.

به روایت بر‌می‌گردم. هر گناهی کلیدی دارد و شاه کلید همه این قفل‌ها شراب است که اگر کسی شراب خورد و مست شد، دیگر همه قفل‌ها دود شده و به هوا رفته است. هر گناه و لغزش و خطایی از این آدم (مست) غیرمنتظره نیست. شاعر معاصر گفت که به یک آقایی گفتند که باید یا پدرت رو بکشی یا دست درازی به خواهرت بکنی و یا این قدح شراب را بخوری. آن جوان گفت، آدم پدرش را بکشد که جوانمرگ می‌شود، دست آدم بریده باشد که به خواهرش دست درازی کند و در آخر گفت خب آن قدح شراب را بیاورید. قدح شراب را خورد و ان دو کار را هم کرد.

اما حیف و صدحیف که حدیث ادامه دارد. امام باقر (ع) در ادامه فرمود: «دروغگویی از شراب خواری بدتر است.» و بی خود حافظ نمی‌گفت:
در میخانه ببستند خدایان مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند

الان این غربی‌ها عرق خوار هرچه بخواهید هستند اما فکر می‌کنم به اندازه ما دروغ نمی‌گویند و این برای جامعه‌ای که خودش را به دین، خدا، دیانت می‌بندد، خیلی زشت است. دروغگویی و خلاف گویی به بهانه‌هایی چون این مصلحت نظام اقتضاء می‌کند، اینجا منفعت چی و آنجا مصلحت فلان. این حرف‌ها، سر دین نمی‌شود و فقط یک جا دروغ گویی اشکال ندارد و حتی گاهی مستحب است و آنجایی است که اگر راستش را بگویی، دو مسلمان دعوایشان می‌شود و یا دو طایفه با هم در می افتند، مردی به زنش و یا زنی به شوهرش بدگمان می‌شود.

به جز در این مورد خاص، هیچ جای دیگری نداریم که بتوانید دروغ بگویید و لذا باید مراقب باشیم که مبادا روزه بگیریم، نماز بخوانیم، مکه و کربلا برویم اما به قول مولوی، هرچه گندم در این انبان عمرمان می‌ریزم، تهش را یک موشی سوراخ کرده باشد و همه را برده باشد:

اول ای جان رفع شر موش کن
وانگهان در جمع گندم جوش کن

تابناک

[ 93/04/17 ] [ 20:1 ] [ همشهری ]

[ ]

تصاویر پیشنهادی عصرایران برای پخش در مانیتورهای مجلس شورای اسلامی
عصرایران - امروز یکی از نمایندگان دلواپس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که طرح دوفوریتی تغییر ساعات کار در ماه رمضان تقدیم هیأت رئیسه مجلس شده است. 10 نماینده هم به وزیر دادگستری تذکر داده اند که چرا خاتمی ممنوع البیان و ممنوع التصویر و ممنوع الخروج نیست؟! هفته گذشته هم یک فوریت طرح زندانی کردن کسانی که وازکتومی می کنند را تصویب کردند. چند روز پیش هم مجلسی ها،‌ تصاویری از زنان ساپورت پوش را در مانیتورهای بزرگ صحن علنی پخش کردند تا به وزیر کشور در این باره تذکر و کارت زرد دهند.

با توجه به این که گویا مجلسی ها فکر می کنند که مهم ترین مشلات جامعه،‌ عدم تغییر در ساعات کاری رمضان، ساپورت پوشیدن چند زن و دختر،‌ وازکتومی کردن چند مرد و ممنوع نبودن حرف زدن رئیس جمهور پیشین است،‌ تصاویر زیر را به عنوان مشتی نمونه خروار به مجلسی ها عرضه می کنیم تا بلکه این ها را هم از مانیتورهای مجلس پخش کنند و در جریان باشند که مردم ایران با مشکلات بزرگتری دست و پنجه نرم می کنند.

سرقت و زورگیری از مشکلاتی است که مردم را بسیار می آزارد و حتی در روز روشن و مرکز شهر هم اطمینانی به این که زورگیرها و کیف قاپ ها نخواهند آمد،‌ نیست. آیا نباید به طور ریشه ای این مشکل ضدامنیتی را به حداقل رساند؟ وجود زورگیرها،‌ از حضور ساپورت پوش ها حتماً خطرناک تر است.

 


ادامه مطلب

[ 93/04/16 ] [ 13:7 ] [ همشهری ]

[ ]

فریدونی در تذکر شفاهی به وزیر راه:

ماینده مردم فیروزآباد، فراشبند، قیر و کارزین در مجلس شورای اسلامی افزود: به وزیر راه و شهرسازی تذکر می دهم که به بی توجهی در وضعیت احداث جاده های اصلی فیروزآباد، فراشبند و جاده های منتهی به عسلویه رسیدگی کند.

وی ادامه داد: فیروزآباد گلوگاه ورودی استان فارس و دروازه ورود به شهرهای جنوبی کشور محسوب می شود وبا توجه به این موضوع هزاران ماشین از جاده های منطقه عبور می کنند که به دلیل مشکلات جاده ای و نبود زیر ساخت لازم سالانه هزاران تصادف در این جاده ها رخ می دهد.

فریدونی گفت: به علت مشکلات در جاده های حوزه انتخابیه ام شاهد تلفات جانی بسیاری هستیم به طوری که در یک روز نماز میت ده جوان را خوانده ام بنابراین وزیر راه و شهرسازی سریعا باید به این مسائل رسیدگی کند.

وی با انتقاد از روند طولانی شدن زمان ساخت جاده های منطقه فیروزآباد گفت: در سال گذشته سه نفر از معاونان وزیر راه و شهرسازی قول هایی به مردم منطقه دادند که به وضعیت جاده ها رسیدگی می شود این موضوع در حالی است که هیچ اتفاق عملیاتی تا کنون رخ نداده است و در نتیجه این ضعف ها دیروز عصر بر اثر تصادف اتوبوس جان 5 نفر گرفته شد بنابراین آخوندی باید سریعا به این وضعیت رسیدگی کند.

فریدونی ادامه داد: با توجه به قرار گرفتن منطقه پارس جنوبی در جنوب کشور از وزیر نفت می خواهم که با وزیر راه و شهرسازی هماهنگی انجام شود که وضعیت جاده های منطقه ارتقاء یابد.

عضو کمیسیون انرژی مجلس یادآور شد: از وزرای صنعت، معدن و تجارت و کشاورزی می خواهم که به وضعیت صیفی‌کاران خسارت دیده منطقه رسیدگی کنند و دستورهایی برای تعویق بازپرداخت وام کشاورزان صادر شود./

[ 93/04/16 ] [ 10:3 ] [ همشهری ]

[ ]

چرا به همدیگر رحم نمی‌کنیم؟
در سبک زندگی مسلمانی، یکی از فرمول‌های بسیار مهم، مهربانی و گذشت است. برخی می‌گویند چرا مثال‌های آن سوی آبی می‌زنید؟ من چه کنم؟ از دین می‌گویم، می‌گویند کو تا همه دیندار شوند. از آن سوی آب می‌گوییم، می‌گویند آقا شما چرا از خارجی‌ها مثال می‌زنید؟ ما چه کنیم؟ تو بفرما که منِ سوخته خرمن چه کنم؟ چه اشکالی دارد؟ امیرالمونین فرمود چیز خوب را بروید و یاد بگیرید ولو من المنافق، ولو من الکافر. پیامبر فرمود: «اکتب العلم من الصین» اگر چینی‌ها هم که آن زمان دورترین نقطه به کشور اسلامی بود، کار بلدند کردند، بروید و یاد بگیرید.

من شنیدم گاهی در کشور ما می‌خواهند برای کودکان مسابقه بگذارند، نه صندلی می‌گذارند و ده بچه؛ بعد سوت می‌زنند که بچه‌ها بدوید. هرکس صندلی گیرش نیامد، او را خرک می‌کنیم و از رویش می‌پریم. معمولاً چه کسی صندلی گیرش نمی‌آید؟ آنکه ضعیف تر، نحیف تر، ناتوان تر است و خدا روی حکمتی او را مقداری ضعیف آفریده و ما هم (با این عمل) یک ضربه دیگر به سرش می‌زنیم تا او اولین فهمی که پیدا کرد، با خدا در بیافتد و از او قهر کند که «خدایا! تو حق مرا خوردی. تو برای من کم گذاشتی. از بندگانت هم هرکس رسیده، بر سر من زده است» به فکر خودکشی یا سرقت می‌افتد.

من شنیدم در ژاپن این گونه نیست. نه صندلی می‌گذارند و ده بچه و می‌گویند بچه‌ها بدوید، هرکسی صندلی گیرش نیامد، هر ده تای شما را جریمه می‌کنیم. اینها می‌دوند و همدیگر را می‌کشند که بیا کنار من. دوباره یک صندلی را بر می‌دارند و می‌شود هشت صندلی و دوباره به همان ده کودک می‌گویند که اگر کسی صندلی گیرش نیاید، هر ده تای شما را جریمه می‌کنیم. کودکان دو تا دوتا همدیگر را می‌کشند که روی یک صندلی بنشیند. چقدر این (رویکرد) خوب است.

ما پیشوایی داریم -ماه رمضان، ماه علی (ع) است دیگر- که در روز بیستم و وقتی فرق مبارک شکافته شده و چند ساعت بعد، پیک مرگ سراغ ایشان می‌آید و هستی را از وجود او محروم می‌کند، وقتی آقازاده‌اش برایش شیر می‌آورد، می‌گوید: پسرم به این مرد شیر داده‌ای؟ می‌فرماید: کدام مرد؟ امام علی می‌فرماید: همین مرد که قاتل من است و اسیر توست. شنیدم که او گرسنه است.

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا

ما چنین پیشوای مهربانی داشتیم. اکنون در جامعه‌مان یکی از ناهنجاری‌ها، نامهربانی‌ها است. در رانندگی به هم رحم نمی‌کنیم. به عابر پیاده رحم نمی‌کنیم. در عروسی‌هایمان رحم نمی‌کنیم؛ ماشین را بر می‌داریم و خیابان را می‌بندیم، به خاطر اینکه کارناوال عروسی است. خب کسی آن شب زائو است. کسی به من می‌گفت، خدا شاهد است، کسی بچه‌اش پشت یکی از این کارناوال‌ها مرده به دنیا آمد و خیابان را بسته بودند. حواسمان نیست و فکر می‌کنیم وقتی ما شادیم، همه باید در شادی ما باشند.

خب کسی پزشکی است و الان زنگ زدند و آن کال است که مریضی خونریزی کرده و زود خودت را برسان. پشت این کاروان گیر می‌کند، در حالی که ده دقیقه زودتر می‌رسید، جان یک انسان را نجات داده بود. تصادفی شده که اگر پنج دقیقه زودتر مریض را می‌رساندند، جانش را نجات داده بود.

می‌بینید چقدر نامهربانیم؟ در اداره جات نامهربانی می‌کنیم. به کارگرها نامهربانی می‌کنیم. به مردمان گاهی نامهربانی می‌کنیم. گاهی انسان به این اروپایی که انسانیت و عواطف در آنجا کاملاً خشکیده می‌رود ولی مهربانی‌ها عادی را قانونی‌اش کرده‌اند. مثلاً ما ایرانی‌ها سوار اتوبوس، ترن یا مترو که می‌شویم، وقتی پیرزن، پیرمرد یا بانوی بارداری می‌آید، جوان‌ترها خودشان به آن جوانمردی‌شان بلند می‌شوند و جا را تعارف می‌کنند. من در فرودگاه‌ها زیاد دیده‌ام که اصلاً آقا روی صندلی نمی‌نشیند و می‌گوید ـ«خانم که دارد می‌آید، بنشیند؛ من بنشینم و او بیاید، من بلند شوم، خجالتی پیدا می‌کند» و به همین دلیل از ابتدا نمی‌نشیند.

ولی در خارج من دیده‌ام، در صندلی‌ها سه ردیف تابلو زده که این سه ردیف مخصوص سالمندان است. یعنی اخلاق را در محدوده قانون آورده‌اند، چون انسان‌ها به اخلاق بی اعتنا هستند ولی قانونی‌اش کرده‌اند. به سگ‌هایشان پوزه بند می‌زنند که در ورود به آپارتمان، صدا نکند و مردم ناراحت نشوند، در حال که می‌بینیم در ایران به بهانه اینکه ولنتاین، جشن تولد دخترم و یا سالگرد ازدواج‌مان است، تا بوق سگ صدا بلند است یا حتی فوت. گاهی کسی فوت می‌کند و یک هفته نوار قرآن می‌گذارند و 24 ساعت حجله‌ای می‌بندند. خب شاید کسی بخواهد استراحت کند یا بخواهد بخوابد یا کسی بخواهد آرام باشد.

ما باید با همدیگر مهربان باشیم تا خدا با ما مهربان باشد. اگر خدا گاهی برکاتش را نازل نمی‌کند، می‌گوید: «من چه کار کنم؟ شما خودتان هوای خودتان را ندارید، می‌خواهید من هوای شما را داشته باشم؟ شما اول خودتان با هم مهربان باشید» مهربانی فرمول‌هایی دارد که هرکس دقت کند می‌یابد. صبح که از خواب بیدار می‌شویم، در سر سودای مهربانی با خلق خدا داشته باشم، خدا راه‌هایش را به ذهن ما می‌آورد. امیدوارم هرکس وارد ایران می‌شود، ببینید این مردم چقدر با هم و با دیگران و حتی با غریبه‌ها مهربانند و آن وقت بهشت جایگاه مهربانان خواهد بود

تابناک

[ 93/04/15 ] [ 21:54 ] [ همشهری ]

[ ]

جاده مرگ .ارابه های تقلبی .مسولی که نداریم

 خون و ماتم و عزا؛ باز هم حادثه ؛ بازهم اتوبوس ، بازهم تصادف؛ بازهم مردمی که در کسری از دقیقه داغدار می شوند و تبعات این حوادث دلخراش را سال ها و دهه ها بر دوش می کشند.

قصه پر غصه سوانح جاده ای و تلفات سالیانه شگفت انگیزش گویا سر پایانی ندارد. تکنولوژی پیشرفت می کند؛ جاده ها تبدیل به اتوبان می شود؛ شوسه ها آسفالت می شود؛ اتومبیل های قراضه تبدیل به ماشین های لوکس و مدل بالا می شود، طرح های مختلف برای سامان دهی به امور حمل و نقل اجرایی می شود، ارتقای استانداردها شعار همیشگی مسئولین می شود، خودرو سازها بر قیمت های خود می افزایند؛ قیمت های بلیط وسایل حمل و نقل عمومی چندین برابر می شوند اما ناقوس مرگ هنوز همانگونه که بود در جاده های شهرستان ما طنین انداز است.

هرگاه که یک فاجعه رخ می دهد رسانه ها بر روی این نکته متمرکز شده و اخبار را بازتاب می دهند؛ صحنه های دلخراش وجدان عمومی را بدرد می آورد و همه آه و فغان سر می دهند اما چند روز بعد با فروکش کردن تب حادثه گویی همه چیز به فراموشی سپرده می شود تا نوبت بعدی و داغداری خانواده ای دیگر که فاجعه را با گوشت و پوست خود لمس می کنند و تبعات روانی و اقتصادی و فرهنگی این حادثه را تا آخر عمر بر دوش خود احساس.

ساعاتی پیش خبر هولناکی بر روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت؛ سقوط اتوبوس  به دره که جان چندین  از هموطنانمان را گرفت. فاجعه ای که به زبان راحت است اما کافی است خود را به جای نزدیکان این افراد بگذارید که در ثانیه ای همه هستی خود را بر باد رفته دیدند و  کشته شدن  نزدیک ترین عزیزانشان را به چشم دیدند. آیا تبعات این حادثه تا آخر عمر از ذهن این افراد پاک می شود؟ آیا مصدومین این حادثه که از نزدیک این ماوقع را به نظاره نشستند می توانند به زندگی عادی باز گردند؟ و هزاران امای دیگر

تا کجا باید مردم با این اخبار دهشتناک روبرو شوند و مسئولین هم با ابراز تاسف از کنار حادثه بگذرند؟ جدای از لزوم برخورد قاطعانه با متخلفین این حادثه مذکور نکته ای که بسیار حائز اهمیت است و سال ها به فراموشی سپرده شده تشکیل کارگروه ویژه ای متشکل از تمامی دستگاه های ذیربط برای ساماندهی زیر ساختی معضلات این حوزه و ارائه راهکارهای مدون برای برون رفت از این فرآیند آسیب زاست؟ براستی آیا وقت آن نرسیده که دستگاه های مختلف شهرستان این نکته را در اولویت اصلی و اولیه خود قرار دهند؟ آیا مسئله ای مهم تر از جان مردم نیز وجود دارد که اینگونه در تمامی این سال ها تنها به بازخوردهای آنی و مقطعی اکتفا شده و هیچ اقدام راهبردی در این خصوص جامه عمل نپوشیده است؟

هر چه هست اگر از هر چیزی به توان براحتی گذشت نمی توان از صحنه های دلخراش و جانسوزی گذشت که در آن جمعی از هموطنانمان کشته شدند . و باید فکری عاجل برای عدم تکرار این وقایع کرد. اتفاقاتی که می تواند با کمی دقت نظر و بازرسی سیستماتیک از وقوع آن جلوگیری به عمل آورد و نیازمند دقت نظر مسئولین ذیربط است.

[ 93/04/14 ] [ 18:58 ] [ همشهری ]

[ ]

جانی تر از داعش در جاده مرگ فیروزاباد

 به گزارش فیروزنا ؛ سرهنگ کسری سیروسی در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: اتوبوس مذکور از نوع اسکانیا مدل 90 بوده که از شیراز به سمت عسلویه حرکت می کرده است.

وی ادامه داد: در این سانحه اتوبوس مذکور در گردنه موک فیروزآباد وازگون شده و به دره سقوط کرده است.

وی گفت: علت دقیق حادثه در دست بررسی است اما یکی از مقصران آن راننده هست و میزان تقصیر اداره راه و ساختار اتوبوس نیز در حال بررسی است.

مدیر اورژانس فارس در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: در این سانحه که حوالی ساعت 14 رخ داد تاکنون پنج نفر کشته و 25 تن دیگر زخمی شدند؛ مجروحان حادثه با بالگرد و آمبولانس به مراکز درمانی منتقل شدند.

اتوبوس مسافربری مذکور در گردنه موک فیروزآباد واژگون شده و به ته دره سقوط کرد.

 

[ 93/04/14 ] [ 18:41 ] [ همشهری ]

[ ]

علت اصلی گسترش بدحجابی در کشور ، "سست شدن ایمان" است.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی،چندی پیش با احضار وزیر کشور به مجلس،‌ از وی درباره وضعیت حجاب و عفاف در جامعه سؤال کردند. آنها بعد نمایش تصاویری از زنان و دختران ساپورت پوش در نمایشگرهای بزرگ صحن علنی، در اعتراض به وضعیت موجود و با این انتقاد که چرا با زنان ساپورت پوش برخورد نمی شود، به وزیر کشور ،‌کارت زرد دادند.

به گزارش عصرایران، در این باره نکاتی چند قابل توجه است:

1 - حجاب و عفاف، دغدغه همه متدینین جامعه است و انتظار می رود در جامعه ای با اکثریت مسلمان، این فریضه دینی هم به شکلی قابل قبول به جا آورده شود. اما آن طور که مجلسی ها می پندارند، راه ترویج حجاب و عفاف در جامعه،برخورد و بگیر و ببند نیست.

اساساً یکی از مشکلات مردم ما این است که برخی مسؤولان و نمایندگان شان برای هر مشکلی راه حلی سلبی در جیب دارند:‌برای افزایش جمعیت، 2 تا 5 سال زندان برای وازکتومی کنندگان در نظر می گیرند و برای ترویج حجاب و عفاف ، از وزیر کشور می خواهند با زنان و دخترانی که حجاب شان محل ایراد است برخورد پلیسی کند و همین طور درباره مسائل دیگر!

اگر قرار بود برخوردهای پلیسی جواب دهد،‌ اکنون مردم ایران در خانه های شان هم حجاب داشتند! در برخورد با این مسأله که از دهه 60 نمی شود فراتر رفت. دیگر چه برخوردی مانده که انجام شود؟
مجلسی ها اگر راه دیگری بلد هستند ، بسم الله! این گوی و میدان ؛‌ اگر هم بلد نیستند، جای شان را به کار بلد ها بسپارند.

2 - واقعاً‌ مجلسی ها از وزارت کشور چه انتطاری دارند؟‌ آیا جز این است که اهرم وزارت کشور ، نیروی انتظامی است؟ و مگر نیروی انتظامی برخورد نمی کند؟‌ مگر گشت ارشاد ندارد؟‌ مگر ماهواره ها را جمع نمی کند؟‌ مگر بگیر و ببند نمی کند؟
چرا؟ همه این کارها را می کند ولی مشکل اینجاست که در مقولات فرهنگی، برخوردهای فیزیکی و پلیسی فایده ندارد.

گیریم که از فردا ، در کنار گشت ارشاد ، یگان ویژه هم وارد خیابان ها شود و شدیدترین برخوردها صورت گیرد و بازداشتگاه ها هم پر شوند از زنان و دخترانی که موهایشان بیرون بوده یا ساپورت پوشیده اند.
 در چنان صورتی ، آیا جز این است که فقط نارضایتی عمومی افزایش می یابد؟

اصلاً‌ مگر پلیس  چقدر نیرو و امکانات دارد که در کنار مرزبانی و مبارزه با مواد مخدر و سرقت و قتل و نزاع و آدم ربایی و کیف قاپی ، کنترل اماکن، مدیریت گذرنامه و صدها عنوان دیگر، هر روز و هر جا به دنبال زنان و دختران مردم باشد که ببیند چه پوشیده اند و مدام دستگیرشان کند؟



کنار گود نشستن و غر زدن که لنگش کن ،‌هنر نیست.

3 - طبق قانون ،‌26 دستگاه در قبال مسأله حجاب و عفاف مسؤول اند اما مجلسی ها به وزیر کشور کارت زرد نشان می دهند. آیا این نشانه سیاسی کار نیست؟

4 - اما گذشته از همه این ها و بینادی ترین بحثی که معمولاً‌ بدان پرداخته نمی شود این است که علت اصلی گسترش بدحجابی در کشور ، "سست شدن ایمان" است.
مادرها و مادر بزرگ های اغلب ما ، چه در رژیم گذشته و چه در نظام جمهوری اسلامی ، حجاب کامل را رعایت می کردند و می کنند ، بی آن که 26 نهاد حکومتی برای حجاب آنها برنامه ریزی کنند. حتی در زمانی که حجاب ممنوع بود یا بی حجابی آزاد بود هم حجاب شان را رعایت کردند.
علت چه بود؟ آیا جز این بود که به آموزه های دینی باور داشتند؟ آیا جز این است که همین الان هم کسانی که متدین هستند،‌ فارغ از این که دولت چه می گوید و کدام جناح سرکار است، حجاب شان را رعایت می کنند؟

به جای همه بحث های بیهوده ای که درباره حجاب در کشور می شود و به جای صرف منابع کشور برای بگیر و ببند و نشان دادن کارت زرد به وزیر و ... باید ایمان عمومی جامعه را تقویت کرد.
اما مسوول مستقیم این کار کیست؟‌ هر چند همه دراین باره مسوولیت دارند اما در تقسیم وظایف، این حوزه های علمیه هستند که عهده دار ترویج دین و ارتقای سطح ایمان مردم اند.

آیا حوزه های علمیه توانسته اند در این باره عملکرد موفقی داشته باشند؟ این همه امکانات در اختیار حوزه است ،‌ از وجوهات شرعیه که متدینین می دهند تا بودجه سالانه و در اختیار داشتن رادیو و تلویزیون و ترییون های عمومی و مساجد و حسینیه ها و ادارات و پادگان ها و مدارس و دانشگاه ها و ... .

آیا جز این است که همه این ها برای آن است که حوزه علمیه به وظیفه ذاتی خود برای ترویج دین و ارتقای سطح ایمان جامعه عمل کند؟‌
اگر ایمان در جامعه ضعیف شده و نمود بیرونی این ضعف درونی،‌ بدحجابی و رشوه و دروغگویی و کلاهبرداری و ... شده ، یکی از مهم ترین علت هایش این است که حوزه های علمیه نتوانسته اند کارکردی که از آنها انتظار می رفت را داشته باشند.

مگر در قرآن کریم نیامده است که " فَلَوْ لاَ نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ "* و مگر طبق این آیه نباید عده ای برای یادگیری دین هجرت کنند و سپس به شهر و دیارشان برگردند و با کار فرهنگی ، مردم را به تقوا دعوت کنند؟
چرا بسیاری از روحانیون،‌به ابتدای این آیه یعنی هجرت برای یادگیری دین عمل می کنند ولی کار ترویج دین را وا می گذارند و کارهای اداری را عهده دار می شوند؟
سال هاست که می گویند کمبود روحانی داریم و راست هم می گویند چون بسیاری از مساجد حتی برای اقامه نماز هم روحانی ندارند ولی در عین حال ، بسیاری از روحانیون به جای مقیم شدن در محلات مختلف و عهده دار شدن امور دینی مناطق خود، کارهای اجرایی و اداری می کنند. آیا مردم وجوهات شرعیه می دهند که افرادی برای تبلیغ دین محمد(ص) تربیت شوند یا افرادی که مثلا‌ً مدیر کل فلان اداره دولتی باشند؟

یک اشتباه تاریخی در درک همخوانی بودن دیانت و سیاست رخ داده و آن این است که تصور شده باید روحانیون عهده دار امور اداری شوند حال آن که شأن روحانیت واقعی فراتر است و اگر هم می خواهد سیاست پیشه کند باید از منظر بالا عمل کند نه این که خود وارد اجرا شوند. مگر آیت الله بروجردی یا امام خمینی که در زمان شاه ، کار اداری نمی کردند قدرت واقعی نداشتند؟ بنابراین، همخوانی سیاست و دیانت، ملازمه اش ورود متولیان دین به امور اداری نیست. روحانیون می توانند در عین پرداختن به مسوولیت اصلی خویش در حفظ و ارتقای دینداری مردم، بر سیاست نیز نظارت کنند و هدایت نمایند ولی وقتی وقت و توان شان را مصروف روزمرگی های اداری و اجرایی می کنند،‌انرژی و زمانی برای پرداختن به وظیفه اصلی خود یعنی هدایتگری ندارند و نتیجه می شود همینی که هست.
در چنین وضعیتی، نه کارت زرد که هزار کارت قرمز هم کارساز نیست چه آن که دین، اساساً باید از درون بجوشد تا در بیرون جلوه کند.

[ 93/04/12 ] [ 11:24 ] [ همشهری ]

[ ]

دروغگویی........
روایت "‌الناس علی دین ملوکهم"‌ بسیار حکیمانه است. مردم، هم در قانونمداری و هم در راستگویی و دروغگویی، ‌آگاهانه یا ناخودآگاه،‌ تابعی از مسوولان شان می شوند.

 

 

 


ادامه مطلب

[ 93/04/10 ] [ 12:26 ] [ همشهری ]

[ ]

آیا همه مدیران ما لایق هستند؟!
حضرت على "علیه السلام" در ارتباط با لزوم توجه به تجربه "تخصص" در سپردن مسئولیت به افراد مى فرمایند: و توخ منهم اهل التجربه  'كارگزاران را از اهل تجربه "تخصص" انتخاب كن'

ممكن است یك فرد متخلق به اخلاق اسلامى باشد و علم انجام كارى را نیز داشته باشد، لیكن به دلایل قدرت و توانایى اداره ى امور را نداشته باشد كه این موضوع باید در ارتباط با انتخاب و انتصاب مدیران مورد توجه قرار گیرد.

یكى از ویژگى هاى مدیریت قدرت است و نه یك نوع قدرت، بلكه باید داراى قدرت هاى گوناگون باشد:

1- قدرت نوع آورى و ابداع 'ابتكار'،

2- قدرت تجزیه 'جداسازى و كوچك نمودن' و تركیب 'به هم پیوستن و ارتباط دادن'،

3- قدرت ارایه دلیل و منطق متكى به برهان،

4- قدرت بسیج انگیزه ها براى كارهاى دسته جمعى 'هدایت'

5- قدرت در تصمیم گیرى و اجرا 'قاطعیت'،

6- قدرت نظارت بر خود و دیگران 'اشراف'،

7- قدرت پذیرش حق و تسلیم در برابر آن 'انصاف'

لازم به یادآورى است كه همه صاحبان قدرت، تنها از یكى از منابع قدرت فوق برخوردار نیستند، بلكه هر فرد مى تواند تركیبى از قدرت هاى فوق را داشته باشد. هر چه تركیب منابع قدرت در یك فرد بیشتر باشد، میزان قدرت او بیشتر مى شود. بهترین نوع قدرت، قدرتى است كه از تركیب یا برآیند چند منبع قدرت به وجود آمده باشد. به عنوان مثال اگر فردى داراى ویژگى ها و جاذبه هاى شخصیتى است و تخصصى نیز دارد، بهتر است داراى قدرت قانونى نیز باشد تا بتواند در صورت لزوم از سایر منابع قدرت نیز استفاده كند.

تبیان

[ 93/04/09 ] [ 12:2 ] [ همشهری ]

[ ]

مدیران کهنسال........

برای همه ما در جامعه ایرانی غریب نیست. مدیران  کهنسالی که به جوانان فرصت نمی دهند

اینها بسیار باهوش هستند و شیخوخیت دارند و بقیه ذاتا باید دنبال این ذاتا باهوش ها و خاص ها بدوند!!

اینها در واقع نسل های بعدی خود را فدا می کنند. هر انسانی 30 سال کار مفید دارد. اگر از آن بگذرد یعنی دارد حق نسل بعدی را می خورد. وقتی یک عده از 30 سالگی تا 90 سالگی مدیر باشند یعنی نسل بعدی آنها باید به 60 سالگی برسد در حالی که هنوز بچه است!!

گاهی حتی فوتبالیست 37 ساله می خواهد از نفوذش استفاده کند و باز هم در تیم ملی بماند، مدیری دوباره مجوز می گیرد و با بازنشستگی به مدیریت جای دیگر منصوب می شود.

خدا به همه انسانها فرصت عرض اندام و آزمایش داده. نه زود باید وارد شد. همانگونه که برخی با بیست و خورده ای سال وزیر و وکیل شدند. نه باید دیر خارج شد .

[ 93/04/08 ] [ 23:55 ] [ همشهری ]

[ ]

اخلاق دارد می میرد؟
وضعیت اخلاق ایران از نگاه کارشناسان و صاحب نظران اجتماعی بسیار بغرنج است، کافی است یک روز تمام از صبح تا شب در میان مردم کوچه و بازار باشید تا متوجه وخامت اوضاع شوید!

بی اخلاقی ها و تهمت ها در فضای سیاسی و در بین برخی از رجال، زد و بندهای مالی در برخی معاملات بزرگ اقتصادی، رشد فزاینده پرونده های کلاهبرداری، سرقت، رباخواری، زمین خواری و مواردی از این دست طبق آمار رسمی همگی از مصادیق رشد بی اخلاقی در کشور است. از آن مهمتر، کمرنگ شدن مقوله اخلاق در روابط اجتماعی افراد در اداره و محل کار، در بین اقوام و آشنایان و در نهایت در زندگی شهری نگرانی کارشناسان و صاحب نظران اجتماعی را دو چندان افزایش داده است.

تمامی این شواهد و مصادیق این پرسش را به وجود می آورد که آیا کمر «اخلاق» در جامعه ایران شکسته است و شیشه عمر اخلاق در ایران ترک خورده است؟

چرا دو همسایه در یک ساختمان کوچک از حال هم بی خبرند و در اداره و محل کار دو همکار دائم زیرآب یکدیگر را می زنند؟ چرا هرکس در هر شغل و جایگاهی است فقط به فکر خود است و شرایط دیگری برایش کوچکترین اهمیتی ندارد؟ چرا در یک وزارتخانه برای انجام کار باید به دنبال یک کارچاق کن و بند «پ»باشی، آیا کارمندان ادارات نباید در قبال کار ارباب رجوع پاسخگو باشند؟

چرا در یک خانواده برادرهم به برادر رحم نمی کند و خانواده ها از هم دور افتاده اند؟ و درنهایت اینکه چرا در جامعه ای که همواره لفظ و عنوان اسلامی را بر سر لوحه برنامه های خود دارد، نمودار کم فروشی، مال مردم خوری، کلاهبرداری، بی اخلاقی، رشوه گیری، رباخواری و بسیاری از مواردی که در مسئله اخلاق تعریف می شوند، این روزها منفی شده است؟

برای نقد وضعیت اخلاق در کشور، اولین موضوعی که قابل بحث است، دغدغه شهروندان یک جامعه نسبت به موضوع اخلاق مداری در زندگی است، زمانی که مشکلات گوناگون در زندگی پر هیاهوی شهری، گریبانگیر مردم می شود، به طور طبیعی اولویت های زندگی تغییر می کند و دغدغه های روزمره، اخلاق مداری را کنار می زند و این دغدغه مهم دیگر چندان رنگ و بویی در شهر ندارد!

نگاه صفر و صدی ازهرمنظری که نگریسته شود، پسندیده و فرصت آور نیست، اما بررسی این دیدگاه در حوزه اقتصاد و سیاست امری غیر قابل اجتناب است، در جامعه ما که تمامی حوزه ها به شکلی غیر قابل کتمان از اقتصاد و سیاست تاثیرمی پذیرند، وجود هر پدیده ای با عینک این دو حوزه رصد می شود.

به همین دلیل نمی توان از تاثیرات وضعیت اقتصادی و سیاسی بر اخلاق مداری در جامعه به راحتی گذشت! البته در این میان نمی توان تمامی تقصیرها را هم بر گردن مشکلات زندگی روزمره گذاشت، چرا که در هر شرایطی و حتی در سخت ترین شرایط زندگی این اخلاق مداران هستند که به داد یکدیگر می رسند و دست یکدیگر را می گیرند.

از سوی دیگر انسان هنگامی زنده است که توازن در بین ضربان قلب وگردش خون در عروق و صدها همکاری اعضاء دیگر برقرار باشد و در صورت نبود تعادل زندگی جای خود را به مرگ و نیستی خواهد سپرد، جامعه نیز جز تشکیل از آحاد انسانها مفهومی ندارد و این انسان ها هستند که در شرایط سخت زندگی همدیگر را یاری می دهند.

تبیان

 

[ 93/04/03 ] [ 18:21 ] [ همشهری ]

[ ]

به گزارش پرتال امام خمینی(س) آنچه که در پی می آید گزیده گفت و گوی با دکتر علیزاده طباطبایی است

بنیان گذار نظام جمهوری اسلامی در مقام ولی فقیه با استناد به حدیث «کُلُّکم راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسئولٌ عَن رَعِیَّتِه» نه تنها از امر به معروف و نهی از منکر و نقد خود، از سوی مردم استقبال می کنند؛ بلکه خطاب به ملت می گویند: اگر من پایم را کج گذاشتم باید «هجوم» کنید، نهی از منکر کنید. «مسئولیت من هم گردن شماست؛ شما هم گردن من است. اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتى؟ باید هجوم کنید، نهى کنید که چرا؟ اگر خداى نخواسته یک معمّم در یک جا پایش را کج گذاشت، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین؟ سایر مردم هم باید بکنند. نهى از منکر اختصاص به روحانى ندارد؛ مال همه است. امت باید نهى از منکر بکند؛ امر به معروف بکند.»  صحیفه امام، ج‏8، ص:477و

و با توجه به منطقی که امام خمینی در گزاره پیش گفته مطرح می کنند: اگر شخصی، بی آنکه خبری را مطرح کند و تنها با ارائه یک تحلیل، «نه یک شخص »، بلکه «کار» یا «فعل» یا «عملکرد سازمان تحت مدیریت» او راتخطئه کند و آن را فاقد عقلانیت، عدالت، یا حتی فاقد یا ناقض یک صفت اخلاقی و ..... بداند؛ آیا می توان عنوان صدق و کذب را بر این تحلیل بار کرد و آن تحلیل را مصداق توهین، افترا یا اکاذیب دانست؟
خیر!  عنوان صدق و کذب بر آن بار نمی شود. در این جا شما تنها یک رفتار را تحلیل کرده اید. حتی اگر بعدا ثابت شود که این تحلیل شما درست نبوده است؛ اساسا نمی توان عنوان صدق و کذب را بر آن بار کرد

 

[ 93/04/02 ] [ 12:48 ] [ همشهری ]

[ ]

توبه که انتقاد کنم
از شما چه پنهون که امروز صبح که سایت فیروزنا را باز کردم به جوابیه شهرداری نسبت به بازیافت به سایت نظرم را جلب کرد و بسیار خوشحال شدم و با خودم گفتم که نه اخرش شهرداری و شورای بنا بر اصل پاسخگویی به مطالبت مردمی گذاشتند . ولی اخر این قصه من را ترساند تا حدی که تصمیم گرفتم  که دیگه از شورا وشهرداری انتقاد نکنم و شعر همچی ارومه و من چقدر خوشبختم را زمزمه کنم .

شورای شهر محترم و شهردار مهربان در جوابی  که داده بعد از این همه گفتند با لحن زیبا یی فرموده اند که :

{متاسفانه برخى از افراد بدون اینکه نسبت به یک موضوع علم و اطلاع داشته باشند شهردارى و شوراى شهر را متهم مى کنند که اعضاى شورا قبل از انتخابات قول و وعده هاى عوام فریبانه داده اند و بعد از انتخابات بر خلاف آن عمل مى کنند و از شوراى شهر براى منافع خود توقع دارند که بر خلاف قانون و مقررات عمل کنند و به لطف خدا شوراى دوره چهارم بر اساس قانون و مقررات از حقوق همه مردم دفاع خواهد کرد و مدعى شده اند که شوراى شهر و شهردارى حاضر به همکارى با شرکت بازیافت نیست و شرکت بازیافت تعطیل و به نابودى کشیده شده است که چنین ادعایى کذب محض است که چنین افرادى جهت کسب منافع خود اقدام به تشویش اذهان عمومى مى نمایند}

ولی ایشان با این لحن نگفتند که این افرادی که تشویش میکنند اذهان مردم را  باید چگونه اطلاع داشته باشند ایا باید مستقیم تماس بگیرند یا نه شهرداری قسمتی دارد بنام روابط عمومی که وظیفه ان اطلاع رسانی است ویا اینکه بیلان کار هفتگیو ماهانه وسالانه که با همه خرج و مخارج شهرداری چاپ میگردد اطلاع دارند.

در اخر شورای محترم وشهردار مهربان با زبانی که خنده بر لب دارند و لی دندان ها را فشرده اند میگویند و اخطار میدهند و تهدید میکنند تا دیگر کسی جرات نکند که انتقادی کند هرچند ندانسته ولی یادشان رفته که همین کسی ها بودند که حکم ریاست و صندلی را به ایشان دادند :

 {در ضمن شهردارى و شوراى شهر در نظر دارد در مورد افراد و اشخاص که بدون مدارك و مستندات عملا به قصد تشویش اذهان عمومى علیه شهردارى و شوراى شهر اقدام مى نمایند به استناد ماده 698 قانون مجازات اسلامى که بیان مى دارد((هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومى یا مقامات رسمى به وسیله نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش یا توزیع هر گونه اوراق چاپى یا خطى با امضا یا بدون امضا اکاذیبى را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالى را بر خلاف حقیقت راسا یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقى یا حقوقى یا مقامات رسمى تصریحا یا تلویحا نسبت دهد اعم از اینکه از طریق
مزبور به نحوى از انحاء ضرر مادى یا معنوى به غیر وارد شودیا نه علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان باید به حبس از دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا 74 ضربه محکوم شود))
از طریق مراجع قضایى اقدام به طرح شکایت نماید.}

 


 

با ترس از تهدیدات دوستان محترم در شهرداری وشورای شهر نظر مردم خوب وفهیم شهرم را به این کلمات زیبا جلب میکنم .

_گفته شد که بعضی‌ها نظرات کارشناسی میدهند، با نظر رهبری مخالف است، میگویند آقا این ضد ولایت است. من به شما عرض بکنم؛ هیچ نظر کارشناسی‌ای که مخالف با نظر این حقیر باشد، مخالفت با ولایت نیست؛ دیگر از این واضح‌تر؟! نظر کارشناسی، نظر کارشناسی است. کار کارشناسی، کار علمی، کار دقیق به هر نتیجه‌ای که برسد، آن نتیجه برای کسی که آن کار علمی را قبول دارد، معتبر است؛ به هیچ وجه مخالفت با ولایت فقیه و نظام هم نیست.

 

_من با انتقاد مخالفتی ندارم، منتها توجه شود که اولاً انتقاد با عیبجوئی فرق میکند؛ ثانیاً باید  فرصتی برای کار بهوجود بیاید. من در مورد این دولتی هم که امروز سر کار است، در هشت سال قبل به بعضیها که هی میخواستند انتقاد کنند، گفتم بگذارید یک مقداری وقت بگذرد و فرصتی و فضائی در اختیار این دولت قرار بگیرد، تحرکی پیدا کند، بعد اگر چنانچه انتقاد داشتید، انتقاد را شروع کنید؛ عجله نکنید در شروع انتقاد.

 

_برای شنیدن نقد، سینه‌‌‌‌‌‌ی گشاده و روی باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمیکنید از اینکه از شما انتقاد کنند. البته این انتقادهائی که میشود، همه یک جور نیست. بعضی‌‌‌‌‌‌ها به قصد اصلاح نیست، بلکه به قصد تخریب است؛ داریم می‌‌‌‌‌‌بینیم دیگر؛ هم از مجموعه مطبوعات خودمان، هم پشتوانه‌‌‌‌‌‌ی آنها.

 

_ده‌‌‌‌‌‌ها رادیو و تلویزیون بیگانه و رسانه‌‌‌‌‌‌ی عمومی و بین‌‌‌‌‌‌المللی در اختیار حرفها و افکاری هست که بنایش بر تخریب است؛ یعنی هیچ بنای اصلاح ندارند. آنچه که نقل میکنند و ذکر میکنند، برای تخریب است. لذاست که واقعیت و غیر واقعیت و خلاف واقع و ضد واقع، همه چیز تویش است. گاهی یک چیز کوچک را بزرگ میکنند، گاهی یک چیزی که نبوده، به عنوان یک حقیقت مسلّم جلوه میدهند. اینها البته هست. این، تخریب است. لیکن در کنار اینها، نقد هم وجود دارد؛ نقدهای مصلحانه، خیرخواهانه. گاهی از سوی دوستان شماست، گاهی حتّی از سوی کسانی است که دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛ گاهی اینجوری است. به انسان یک نقدی میشود؛ عیبجوئی‌‌‌‌‌‌ای از انسان میشود، انتقادی میشود، که آن طرف هم دوست آدم نیست که آدم به اعتماد دوستی او بخواهد بگوید که خوب، ما گوش میکنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست؛ دشمنی‌‌‌‌‌‌اش هم ثابت نشده. لیکن نقد است؛ انتقاد است. آن را هم حتّی باید گوش کرد. شاید در خلال این نقدها حرفی وجود داشته باشد که به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه‌‌‌‌‌‌ی صدر برخورد بشود.

 

_انتقاد خوب است. همین طور که گفته شده، این یک هدیه‌‌‌‌‌‌ای است که به انسان داده میشود؛

خطوط قرمز از بیانات شهرداری است ....

خطوط ابی اخر بیانات مقام معظم رهبری است....

[ 93/04/01 ] [ 10:32 ] [ همشهری ]

[ ]