صدای فیروزآباد فارس

ریاست بدست کسانی خطاست ........که از دستشان دست ها بر خداست

نکته مهم وبلاگ
مسولیت اظهار نظر بازدید کننده به عهده شخص نظر دهنده است از باب قانونی وشرعی واین وبلاگ مسولیتی ندارد .

نظراتی که در حدود قانون وادب بوده و حاوی تهمت ،توهین و هتک حرمت شخصیت های حقیقی وحقوقی و قومیتی نباشد پس از بررسی منتشر می شود .


ما با هیچ فرد و گروهی موافقت و یا مخالفت ذاتی نداریم . . .انتقاد ما از یک فرد یا گروه به معنی تایید مخالف او نیست و برعکس.....

firoozabadd@gmail.com             ایمیل  صدای فیروزاباد فارس

[ 93/04/09 ] [ 13:58 ] [ همشهری ]

[ ]

چه کسی جواب میدهد سونامی سرطان را ...........

امام رضا علیه‏ السلام در روایتی می ‏فرمایند: "خداوند تبارک و تعالی هیچ خوردنی و نوشیدنی را حلال نکرده مگر آن که در آن منفعت و مصلحت بوده است و هیچ خوردنی و نوشیدنی را حرام نکرده مگر آن که در آن زیان و نابودی و فساد بوده است. پس هر چیز سودمند و نیروبخش جسم که باعث تقویت بدن می ‏باشد، حلال شده و هر چیزی که قوای جسمانی را از بین ببرد و یا موجب مرگ شود، حرام است." (مستدرک الوسایل، جلد 16، صفحه 233)

نخستین و مهم ‏ترین رهنمود اسلام درباره ی مواد غذایی مصرفی این است که "حلال" باشند؛ بدین معنا که:

برای مصرف ‏کننده زیان بار نباشد.

در بین گیاهان نیز تمام میوه‏ ها، سبزی ‏ها، مغزها و دانه‏ ها و حبوبات حلال‏ هستند، به جز آن هایی که زیان ‏آور و سمی هستند.

 

سیب را با پوست نخورید" ؛ این مهم ترین توصیه وزیر بهداشت به مردم است که عجالتاً حواس شان بیشتر به سرطان معده باشد که علت عمده آن، باقیمانده سموم کشاورزی در میوه ها و سبزیجات است.

نمیدونم جواب سونامی سرطان در کشور را چه کسی باید بدهد کسانی که وارد کننده سموم مرگ از کشور دوست وبرادر کمونیست چین هستند جناب عسکر اولادی یا نه بریم این چشم بادمی ها چینی را پیدا کنیم و وادارشان کنیم که از میوه های و برنج ها و غذا های ما بخورند بلکه نسلشون منقرض بشود و دنیا از فکر اقتصادی توام با مرگشان راحت شود .

میگویند نعمت های الهی را قدر بدانیم ولی چگون با خوردن برنج سموم دار و با جایزه و چون این تبلیغات باعث شود که من و تو هم این برنج ها را فقط فقط برای اینکه قد کشیده است و جایزه اش خوب باشد بخریم حتما سیمای ملی جواب دهنده  دیگر سونامی سرطان است .

گوجه سبز و نارس قیمت بالا را با پودر وارداتی از چین همرنگ خون میکنیم و چند روزه وارد بازار میکنیم حتما جواب این سونامی را ان کشاورزی باید بدهد که برای منفعت بیشتر مردم شهرش را و کشورش را به سرطان مبتلا میکند .

نمیدونم جواب بنزین ساخت داخلی را که همگی حتی خودش میداند که عامل اصلی سونامی سرطان است را چه کسی میدهد .

وزارت جهاد کشاورزی و بهداشت و صنایع و رسانه ملی و نیروی انتظامی و میدان دار و خرده فروش همگی مسول هستند .

این، یک وضعیت قرمز برای سلامت جامعه است و لازم است درست مانند زمانی که زلزله ای می آید و همه نهادهای کشور برای گذر از بحران بسیج می شوند، در خصوص عاری سازی جامعه از عوامل سرطان زا نیز چنین رویکردی اتخاذ شود.
بدیهی است که نمی توان تا همیشه نگران این بود که میوه و سبزیجاتی که می خوریم سرطان زا هستند یا خیر؟ باید بر این نگرانی، نقطه پایان گذاشت و روزی را دید که هر سبزی و میوه ای در هر نقطه ای از ایران که مورد آزمایش قرار گیرد، نتیجه اش "سالم" بودن آن باشد.

 

 

[ 93/09/28 ] [ 13:29 ] [ همشهری ]

[ ]

زمین خواری دولتی .....
ابراهیم استوارمیمندی در نخستین جلسه‌ای که به منظور مقابله با پدیده زمین‌خواری با حضور برخی از مسئولان این شهرستان در سالن اجتماعات فرمانداری فیروزآباد برگزار شد، اظهار داشت: با توجه به پدیده تصرف زمین‌های دولتی که به‌ عنوان زمین‌خواری از آن نام می‌بریم و تغییر و کاربری که در سطح وسیع در کشور صورت گرفته و بخشی از زمین‌ها و منابع ملی به‌ ناحق غصب شده، ریاست جمهوری دستور تشکیل یک کارگروه برای مبارزه با زمین‌خواران را صادر کرده است. این کارگروه در استان‌ها تشکیل شد و در شهرستان‌ها نیز در حال شکل‌گیری است.

فرماندار شهرستان فیروزآباد ادامه داد: در مرحله نخست باید به این موضوع توجه داشته باشیم که اراضی و ثروت‌های ملی مربوط به تمام افراد این جامعه است و اگر نیاز به یک طرح عمرانی صنعتی در این شهرستان داشته باشیم، جزو زمین‌های منابع ملی که باید واگذار شود، زمین دیگری نیست.

وی عنوان داشت: اگر قرار باشد یک فرد فرصت‌طلب زمین‌های منابع ملی را تصرف کند، فرصت سرمایه‌گذاری از تمام مردم این شهرستان گرفته می‌شود.

نماینده عالی دولت در شهرستان فیروزآباد با بیان اینکه نسل‌های آینده برای رشد نیاز به این سرمایه ملی دارند، متذکر شد: همان‌طور که نفت و آب سرمایه ملی است، خاک و زمین نیز سرمایه ملی محسوب می‌شود و نباید به‌ سادگی از کنار تصرفات غیرقانونی بگذریم.

استوارمیمندی یادآور شد: در کنار این تصرفات ممنوعه، تغییر کاربری‌های غیرمجاز زمین‌های زراعی و باغی و فضای سبز یکی از اقدامات فرصت‌طلبان و سودجویان است.

به گزارش فیروزنا،

 

تشکر خاص به فرماندار پر تلاش شهرستان وتشکر ویژه نسبت به طرح چنین کلامی لازم به ذکر است که در چندین سال  قبل یک از بزرگترین اراضی کشاورزی و باغی توسط اداره ای پر نفوذ دادگستری بنام مسکن دادگستری خریداری شد که به قیمت های بالا فروخته شد و الان اگر سری به ان باغ ها زده شود فقط نام قضات را یدک می کشد و همین چند ماه گذشته دوباره همین واحد اداری یا کارمندی اقدام به خرید زمین های کشاورزی تلمبه حاج علی کرده است که با تغییر کار بری از کشاورزی به مسکونی وتجاری روبرو شده است .

البته کسی نمیداند که قانون هفتاد به سی شهرداری اجرا شده است یا خیر ...

و در اخرین خبر اینکه شهرداری هم زمین کشاورزی واقع در بلوار دانشگاه به مبلغ بسیار بالا خریداری نموده است که ان هم قابل توجه فرماندار محترم که  پیگیر این خریداری ها باشند تا حقی از مردم و خصوصا بیت المال مردم ضایع نشود ....

 

[ 93/09/27 ] [ 12:47 ] [ همشهری ]

[ ]

گزینه روی میز شهردار وشورای شهردار

سالهای قبل که طرح جمع اوری سایبان های مغازه داران اصلی ترین گزینه روی میز شهردار وشورای شهردار بود با تجمع مردم در فرمانداری وهم چنین شهرداری این طرح از روی میز برداشته شد و فروش پارکینگ بر روی میز قرار گرفت .

حالا بعد از مدت ها انگار گزینه روی میز تغییر کرد و این طرح جز فتح الفتوح شهرداری و شورای شهرداری قرار گرفته است و چون طرح ملی است و به نوعی این مدیران را غیرتی کرده است طرح را در شهرستان اجرا کردند .

ودر این بین هیچ گونه حرفی وکلامی هم از ولی نعمتان خودشان وکسانی که رای دادند تا انها صندلی نشین باشند گوش نکردند .خوب این خاصیت مدیر شدن هست انگار این انگاره در این مملکت شایع است که تا مدیر وکاره ای شدی بی خیال مردم باش .

این طرح با اجرای خیمه شب بازی چندین مامور انجام می شود چرا اینگونه می گویم ....

ماموران انگار قرار است که همه جوره دخل مردم را در بیاورند .حمله به سایبان ها با بالا برو بدون هیچگونه توجه ای به درخواست مردم و با پرخاش به مردم اقدام به جمع اوری میکنند .واقعا چه کسی می تواند خودش را مسلمان بداند و به مال و اموال مردم دست دارزی کند ان هم به بهانه اجرای قانون واقعا کجای مسلمانی است .و تا حرفی زدی یا باید دعوا کنی یا پاسگاه روی که خود حدیث مفصلی دارد .

حال سایبان ها شبانه یا در طی روز جمع شد ولی کدام طرح را برای بعد از جمع اوری به مردم دیکته کرده اید .اینجا شهری است که دارای خیابان های ماقبل تاریخ است با پیاده روی های کوچک وخیابان هایی که کوچکتر از پیاده رو هستند .کاش مدیران خیلی لایق شهرداری وشورای شهرداری بجای سفر به کیش و مشهد و ارمنستان و جا های دیگر سری به چندین شهر ستان همجوار استان میزدند تا ببینند که شهر هایی همچون لار و جهرم و کازرون از بهترین بازار برخوردار هستند که جاذبه توریستی شده است .

بی خیال حرف مردم

[ 93/09/26 ] [ 12:42 ] [ همشهری ]

[ ]

مدیران نان قطع کن...

حضرت على "علیه السلام" در نامه ى پنجاه و سه و در فرمان خود به مالك اشتر، نسبت به زیردستان سفارش هایى فرمودند:

'گاه از آنها "زیردستان" لغزش و خطا سر مى زند. ناراحتى هایى به آنان عارض مى گردد به دست آنان عمدا یا به طور اشتباه كارهایى انجام مى شود "در این مورد" از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنها عطا كن كه دوست دارى خداوند از چشم پوشى و عفوش به تو عنایت كند.'

هر اندازه كه موقعیت انسان در جامعه بالاتر باشد توقع و انتظار مردم نیز از او بیشتر است، مدیرى كه از چنین موقعیت و شرایطى برخوردار است نه تنها در اداره ى امور باید از موضع بالا با مسائل برخورد كند و یا خود را با كارهاى جزیى درگیر نماید، بلكه در ارتباط با برخى از خطاها و اشتباهات طبیعى در روند كار نیز باید برخوردى بزرگوارانه داشته باشد.

باید توجه داشت كه چشم پوشى از خلاف كارى ها و گذشت از لغزش ها حدود و ضوابطى دارد كه مدیر باید به حدود و شیوه ى برخورد با آنها كاملا آشنایى داشته باشد .

برخى از مدیران تصور مى كنند كه هر كس داراى وظایفى است و امور مربوط باید طبق مقررات انجام گیرد و افراد در برابر كارى كه انجام مى دهند حقوق و مزایا دریافت مى كنند و مدیر بدهكار آنها نیست و چون احتمال دارد بعضى از كاركنان سوء استفاده نمایند، نباید به آنها احسان و نیكویى كرد.

مدیرى كه از توان و ویژگى هاى رهبرى برخوردار است، از این اقدام هرگز غافل نخواهد بود، چون او مى داند كه از این طریق بر قلب ها نفوذ كرده، موجب افزایش چشمگیر بهبود و كیفیت كار خواهد شد. البته احسان و نیكویى اگر در حدى باشد كه نیاز به مقررات و هزینه هایى داشته باشد و یا اگر احسان و نیكویى، پاسخ مناسب، یعنى عملكرد مطابق با آن را نداشته باشد و همچنین موجب سوء استفاده شود، شكى نیست كه در این مورد باید طبق اصول و ضوابط عمل شود.

مدیری که با اعتراض وارد کارمند خود مواجه شد دست به کاری زد کارستان و خیلی راحت ان کارمند حق گو را منتقل کرد به بخش و ایا ان کارمند دیگر تدریس میکند .خیر .

چرا باید مدیران ما سعه صدری نداشته باشند که حتی با ارباب رجوع برخورد منطقی نکنند .ان مدیری که تا دیروز خودش کارمندی بوده و از بد حادثه و رای ملت به نماینده از روی اغلب ندانم کاری موجبات مدیر شدن این اقا را فراهم کرده اند و ایشان با هزار قربون وصدقه مدیر شدند و حالا که مدیر شده اند روز تسویه حساب با مردم و بیت المال شده است .

و انها که از ما نیستند و با ما نیستند جدا شوند .نه انها که با تقوی تر ند بهترین وشایسته ترین هستند .

[ 93/09/20 ] [ 11:53 ] [ همشهری ]

[ ]

اهانت باید دوطرفه باشد .....

چندی است برخی از ادارات دولتی و بانک ها با نصب اطلاعیه‌ای بر سر در اتاق های کارکنان هشدار می دهند که «هرگونه اهانت به کارمند در حین انجام خدمت سه تا 6 ماه حبس به دنبال خواهد داشت».

 

 

اما این باید جاده دوطرفه باشد که اگر کارمند ادارجاتی از جمله ادارجات نظامی وانتظامی هم به مردم بی بهانه  اهانتی کرد قابل پیگیری باشد نه اینکه طرف بگوید خودم را دچار جنگ با قانون نمیکنم و به اصطلاح نامید از اجرای قانون شود .

یکی دوهفته قبل شاهد قضییه ای بودم در شهرستان که موجبات ناراحتی اغلب مردم شده بود و گرچه مردم بی تفاوت از این جریان گذشتند ولی اثار ان در ذهن و روان خود خواهند داشت و تا مدتها تحلیل وبررسی وبیان میکنند.

کسی منکر بی قانونی اغلب مردم نیست خصوصا موتور سیکلت سوارانی که قانون گریز هستند و به قوانین رانندگی وراهنمایی نسبت به شخص راکب و خود موتور بی تفاوت هستند .

ولی این باعث نمی شود که مامور انتظامی جمع اوری موتور به مردم در ملا عام اهانت کرده و موجبات بی شخصیتی مردم در بین مردم شود .حتما که ان شخص مجرم است ولی باید قانونی باشد که حامی شخص مجرم هم باشد .

ماجرا از اینجا شروع شد که راکب از سرباز التماس میکرد که اگر امکان دارد اجازه رفتن را صادر کند که افسر مربوطه با دیدن این صحنه به راکب حمله ور شد و با زدن بر سر وپای راکب و با صدای بلند وبا رعب و وحشت خواستار تحویل موتور از سوی راکب گردید .

اینجانب طبق وظیفه خود به ستاد نیروی انتظامی وبا شماره تماس 197 تماس گرفتم که هیچ کس جواب نداد یا اشغال بود .و انچه ناراحت کردنی بود ان که چرا یک مامور در هر لباسی این اجازه را داشته باشدکه به مردم اهانتی کند انهم برای جرم غیر امنیت ملی وشهرستانی .

با تشکر از نیروهایی که در این یگان ها برای حفظ امنیت تلاش میکنند .

 

 

 

 

  عوامل توقف موتورسیکلت توسط راهنمایی رانندگی که به اختصاربیان میکنیم  :

 

 

 


ادامه مطلب

[ 93/09/18 ] [ 12:41 ] [ همشهری ]

[ ]

بخشنامه غیر رسمی ریاست جمهوری به ادارات .....
سخنرانی حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان صبح امروز در  همایش ملی ارتقای سلامت اداری و مبارزه با فساد صبح در سالن اجلاس سران اظهارداشت: مردم انقلاب کردند تا کشور از فساد پاکسازی شود، مردم انقلاب کردند تا هیچ مفسدی بر صندلی حکومت و ریاست تکیه نزنند.

گزیده سخنان روحانی را در ادامه می خوانید:

موضوع فساد از دیدگاه مردم به این گونه است که یا مسئولین می‌دانند و در برابر فساد نمی‌ایستند پس خود آلوده‌اند پس کل نظام و انقلاب زیر سوال است یا آنکه نمی‌دانند و یا اگر می‌دانند در مبارزه ناتوانند پس دولت اسلامی دولتی ناکارآمد است.

ما دو معیار بیشتر نداریم که یکی رضایت خداوند است که تشخیص آن خیلی مشکل نیست اما تبیین و لمس آن شاید برای همه جامعه آسان نباشد اما معیار دوم رضایت مردم است.

باید دقیق‌تر نظارت کنیم، می‌ترسم به مرزی برسیم که قبح فساد اقتصادی شکسته شود، امروز زیرمیزی‌ها به روی میز آمده است.

باید با انحصارها مبارزه کنیم و هر چیزی مدیریتش انحصاری باشد مشکل‌آفرین است. حالا برخی جاها شاید بیشتر باید نظارت کرد اما باید نظارت قوی‌تر را مدنظر قرار داد و شرایط رقابت را در همه امور فراهم کنیم.

باید تجمیع قدرت را از بین ببریم. با تجمیع یک قدرت در نهاد فساد درست می‌شود؛ اگر تفنگ، پول، قدرت، روزنامه، سایت و تبلیغات در یک جا جمع شد حتما فساد است؛ دنیا عقلش رسیده که قدرت‌ها را تخریب کرده است.

ما در مجلس یک سال گرفتار بودیم که دستگاه اطلاعاتی کشور را به دستگاه نظامی بدهید که در این باره صحبت‌ها زیاد شد و از امام(ره) سؤال کردیم و سپس ما یک وزارتخانه درست کردیم. کار سختی بود برای اطلاعات درست کردن وزارت اطلاعات اما این کار را کردیم که مجلس نظارت کند و در وزارت اطلاعات هم گفتیم نیروی مسلح وجود نداشته باشد که بتوان کنترل کرد والا اگر تفنگ، روزنامه، قدرت و خبرگزاری را همه در یک نهاد جمع کردیم ابوذر و سلمان هم باشد فاسد می‌شود.

البته فساد معنای گسترده‌ای دارد مثلا اگر اولویت‌ها را عوض کنیم فساد است یعنی اگر در جایی به جای اینکه جاده بسازیم، سد بسازیم این به معنای فساد است.

در اولویت برنامه‌ها، تخصیص منابع و توجه به آنها اگر عادلانه رفتار نشود به معنای فساد است.

اگر در کشوری قبح رشوه، قبح دزدی و قبح فساد از بین برود باید به خدا پناه برد. چرا که در جایی که قبح شکسته شود به جایی می‌رسد که حکم خدا و راه خدا زیر پا گذاشته می‌شود و نعوذبالله قانون هم مسخره می‌شود؛ نعوذبالله قرآن هم مورد استهزا قرار می‌گیرد.

 

[ 93/09/17 ] [ 22:19 ] [ همشهری ]

[ ]

[ 93/09/13 ] [ 18:22 ] [ همشهری ]

[ ]

[ 93/09/13 ] [ 12:21 ] [ همشهری ]

[ ]

دلواپسیم

صبح اول وقت که کفه ترازوی اینترنت بیشتر است بلند شدم که کمی تا قسمتی چرخی بزنم توی این سایت و ان سایت که نظرم را دلواپس شدم .

دلواپسیم ....

دلواپسیم ولی نه از نوع جناحی ان و یکطرفه ان و دلواپسیم بخاطر شهرم و مردم شهرم که سال هاست فراموش شده اند .مردمی که همیشه بودند به امید فردایی بهتر برای خودشان ونسل اینده شان و مردمی که با هزاران مشکلات اقتصادی و غیره باز هستند .

با خودم می گفتم حالا که بعضی دلواپسند و دلواپسی خود را هم برسر کوی و برزن فریاد می زنند، چه اشکالی دارد من هم دلواپسی های خودم را بیان کنم؟! درست است که دلواپسی های من به کسی بر نمی خورد و اصلا کسی برای آن ها تره هم خورد نمی کند. آخه دراین دوره و زمونه دلواپسی هم مثل خیلی چیزهای دیگر، اقلیت - اکثریت دارد. دلواپسی بعضی ها رنگ و رویی دیگر دارد. دلواپسی بعضی ها را باید روی سر گذاشت و نوازش کرد. اگر هم بشود این دلواپسی های بعضی ها را باید قاب گرفت یا  در قالب بیلبورد در سطح شهرها گرداند. اصلا بهتراست هیئت محترم دولت تمام کار و بار خود را تعطیل کند و بپردازد به دلواپسی همین بعضی ها. حالا اگر همین بعضی ها دلواپسیشان برطرف نشد باز هم هیچ جای ناراحتی و ناامیدی نیست. اصلا این دولت آمده است که به همین دلواپسی ها بپردازد. به خاطر همین هم اسم خود را نهاده است دولت تدبیر و امید.

      داشتم می گفتم من هم می خواهم دلواپسی های خودم را با شما درمیان بگذارم فقط خواهش می کنم دلواپسی های مرا جدی بگیرید.

دلواپسیم چرا که یاد مان نمیاید که در شهر مان اینقدر قاچاق مواد مخدر باشد .

دلواپسیم چرا که فرماندار می گوید سن ازدواج جوانان شهرمان بالا رفته است .

دلواپسیم از اینکه صدای فیروزاباد می نویسد و می گوید ولی از کسی ندایی بلند نمی شود .

دلواپسیم از اینکه تنها مشکلات شهر مون ماهواره ها هستند و نه بیکاری جوانان شهرمون

دلواپس مدرسه هایمان

دلواپس بازار مان ...

دلواپس کوچه پس کوچه ها...

دلواپس شهری هستیم که از همین حالا دندان ها تیز تک صندلی ریاست مجلس شده  و تا کنون بیست نفری خودش را صالح این صندلی میداند .

دلواپس شخصی هستیم که همه را جمع کرده است تا یک نفر از فکر خودش صندلی ریاست را دوباره ها بدست گیرد .ومردم هم در خواب خرگوشی هر روز بدنبال کسی هستند که صالح است چرا که او مدرک لیسانس دارد .

شما هم دلواپسی های خود را بنویسید.

 

[ 93/09/12 ] [ 11:59 ] [ همشهری ]

[ ]

[ 93/09/11 ] [ 12:10 ] [ همشهری ]

[ ]

به من چه ...به توچه....

این روز ها حال خوشی نداریم ،باور کنید که اصلا حوصله و دماغی نیست  ،بعضی موقع ها از خودم و دیگران خسته میشم و به خودم نهیب میزنم که اصلا بتوچه ، به تو مربوط نیست که شهری که روز گاری پایتختی بوده برای خودش و کاخی ساسانی بنا کرده بوده امروز اینگونه است .

این روز ها از همه کس ناله و فغان بر میاید و کسی هم اصلا بدان توجه ندارد که شهر های ما شده پر از ادم هایی که با هم خوب نیستند و دوست نیستند ویار نیستند و هر زمان که به هم نیاز دارند برادر و خواهر خویشتن نیستند .

بتوچه که مردم با هم خوب نیستند تو هم خوب نباش .بتوچه که مدیران ما فقط وفقط بدنبال رای گرفتن بودند از مردم وحالا دیگر از پل که رد شدند مردم کیلو چند ، بتوچه که شهر ما همان خیابان های دوران طاغوت را دارد و همان اسفالت و همان چهاراه و همان پارک ، اصلا تو چه کاره ای که دنبال این وان هستی انان حقوق های میلیونی میگیرند بعد قرص اعصابش را تو باید بخوری .

ماندم که این دوستان چگونه باید جواب خداوند را بدهند مگر در کتاب خدا نیامده که ذره ای حتی اگر به چشم نیاید حساب وکتاب دارد پس جواب پارتی بازی و رانت خوری و حقوق خوری و کار نکردن و فقط حرف زدن و مردم را به تقوی خواندن و خود عمل نکردن و جلسه پشت جلسه گرفتن و کاری نکردن .واقعا چگونه می شود جواب خداوند را داد .

اصلا به من چه که .......

بتو چه که............

 

 

[ 93/09/11 ] [ 11:34 ] [ همشهری ]

[ ]

هیچ کس جای خودش نیست ..............
شرایط امروز جامعه به گونه‌ای است که افراد آینده‌ای برای خود نمی‌بینند. این بی‌آیندگی در تمام وجوه اجتماعی قابل رویت است. مثلا امروزه افراد، تفاوتی در تحصیل و عدم تحصیل نمی‌بینند. به همین دلیل جوانان تحصیلکرده وقتی شکاف و بی عدالتی در دستمزدها را می‌بیند، از ادامه تحصیل منصرف می‌شوند. شرایط شغلی در جامعه ما به نحوی است که افراد را برای سواد و معلومات به کار مشغول نمی‌کنند. از همه این‌ها گذشته فرد وقتی در یک محیطی مشغول به‌کار می شود، تضمینی بر ادامه اشتغالش نمی‌بیند. همه این عوامل می‌توانند یاس شغلی و در نهایت یاس اجتماعی را تولید کند."

در جامعه ما افراد در جایگاهی که باید باشند، نیستند. برای مثال ما فردی با فوق‌لیسانی حسابداری را می‌بینیم که در حوزه مددکاری مشغول به‌کار است. در چنین شرایطی فرد به طور حتم به این نتیجه می‌رسد که درس‌خواندنش بیهوده بوده است.

وقتی انگیزه و هدف از افراد در موقعیت‌های مختلف گرفته شود، قطعا ناامید می‌شوند. این وضعیت، ناامنی و بی‌ثباتی شغلی و روحی را در جامعه ایجاد می‌کند.

در جامعه ما هیچ چیز جای خودش نیست. در وهله اول ما باید افراد را براساس شایستگی‌هایشان در جایگاه‌های خود قرار دهیم و سپس باید بتوانیم در برابر مسائل و مشکلات پاسخ‌گو باشیم.

اگر ما فقط بشنویم و پاسخی ندهیم و از آن بدتر دستمان را جلوی گوشمان برده و نشنویم؛ آسیب‌ها چندبرابر می‌شوند و به تبع یاس و نا امیدی اجتماعی بیشتر.

ما باید شرایط و ضوابط اجتماعی به به‌نحوی اصلاح کنیم که هرکس سرجای خودش قرار گیرد و از جانب خودش سخن بگوید تا آشفتگی و ناامیدی به جامعه سرایت نکند.

دکتر مصطفی اقلیما رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی

[ 93/09/10 ] [ 10:53 ] [ همشهری ]

[ ]

30 ویژگی "جامعه زنده"
یادداشت دکتر محمود سریع القلم برای عصرایران

ویژگی مهم این سلسله نوشته ها ، کد گذاری آنهاست به گونه ای که هر کدام از ویژگی ها، بخشی از یک فرایند مهم در جامعه را نمایندگی می کند.
به نوشته دکتر سریع القلم ، جامعه ای زنده است ... :

1.    که در عرصه های اقتصاد ، هنر، علم ، سیاست ، میان شهروندان رقابت قاعده مند وجود داشته باشد

2.    که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده باشد

3.    که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد

4.    که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه ساخته شده باشد

5.    که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند

6.    که حداکثر هزینه ای غذا و مسکن ، 35 درصد درآمد شهروندان باشد

7.    که در فرودگاه های آن ، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی خارجی تردد کنند

8.    که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند ، اتومبیل خود را کاملاً متوقف کنند

9.    که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد

10.    که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند

11.    که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی مالی عادت کرده باشند

12.    که تکمیل پیچیده ترین طرح های "عمرانی" در آن ، حداکثر 3 سال به طول انجامد

13.    که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند

14.    که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده باشد

15.    که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید ، حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند

16.    که مدیریت آن جامعه  مبتنی بر سعی و خطا نباشد

17.    که شهروندان نظافت محیط عمومی ، خیابان ها ، جاده ها و سواحل را با نظافت محل سکونت و اتومبیل خود مساوی بدانند

18.    که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد

19.    که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند

20.    که دستگاه های اجرایی آن با fact تحلیل کنند و نه با تخیل

21.    که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد

22.    که شهروندان آن از  اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند

23.    که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر باشد

24.    واژه های "ببخشید " ،"عذر می خواهم" و "اشتباه کردم"  به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد

25.    که شهروندان آن ، دندان های سالم داشته باشند

26.    که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن ، پی آمدی نداشته باشد

27.    که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی مرتب در تعامل باشند

28.    که وقتی پلیس راهنمایی ، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند ، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس

29.    که حفظ تعالی ، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت داشته باشد

30.    که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته باشند بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند.  

 

[ 93/09/09 ] [ 10:45 ] [ همشهری ]

[ ]

رهبری در تاریخ 14 اسفند 1370 در دیدار با جمعی از روحانیون،ائمه جماعات و وعاظ نقاط مختلف کشور بیان کردند: البته تحقق آرزوهای اسلامی، کار ده سال و بیست سال نیست تحقق آرزوهای اسلامی، کار بلندمدت است و باید به تدریج انجام بگیرد و همه عوامل دست به دست هم بدهند.

معلوم است که آرزوهای اسلامی در مدت کوتاه تحقق پیدا نمی‌کند معلوم است که در اینجا و آنجا تخلفی پیدا می‌شود معلوم است که همه دستگاه‌ها هنوز با نوای اسلامی حرکت نمی‌کنند در این تردیدی نیست غیراز این هم انتظاری نیست اگر شما به صدر اسلام هم نگاه کنید می‌بینید حتی زمانی که نفس مطهر پیامبر(ص) هم به مردم می‌خورد، این طور نبود که همه مردم یک شبه مسلمان بشوند و همه کارها در مدت کوتاهی اصلاح بشود.

اصلاح کلی و عمومی، حرکت بلندمدت لازم دارد، که آن هم به عهده همه ماست؛ و از جمله این همه، ما معممان و روحانیون هستیم که بیشترین تکلیف به عهده ماست. پس وظیفه اول، حفظ نظام است.
هیچ کس نمی‌تواند به اتکای اینکه فلان‌جا فلان تخلف شده حرکتی انجام بدهند یا حرفی بزند که این نظام اسلامی را تضعیف کند. البته برای اصلاح مفاسد، همه باید از طرق معقول خودش کار کنند امر به معروف و نهی از منکر یک واجب اسلامی است و باید در میان مردم رایج بشود.

[ 93/09/02 ] [ 18:53 ] [ همشهری ]

[ ]

باید ها و نباید های شهرداری
بدون شک از بارزترین وظایف شهرداری‌ها توجه به مسائل فرهنگی و اجتماعی جامعه است و باید توجه به این مسائل را مهمتر از کارهای خدماتی و عمرانی بدانیم.

باید تلاش کنیم حقوق و تکالیف اجتماعی را خوب آموزش دهیم و شهروندان نیز با حقوق و وظایف خود آشنا شوند و در مجموع فرهنگ عمومی شهر را با روش‌های مناسب ارتقا دهیم.

همانطور که ماههای حزن و اندوه را پاس می‌داریم، باید از ماههای شادی و ایام سرور نیز که جزو باورهای دینی ما هستند بهره‌برداری عمیق کنیم و سرور شادی را متناسب با فرهنگ ایرانی و اسلامی زنده نگه داریم.

این ما هستیم که در مدیریت شهری با هدفمند کردن برنامه‌ها و تخصیص درست منابع مالی می‌توانیم بهترین فرصت‌ها را برای اقشار مختلف در ابعاد مختلف و بر اساس نیازشان فراهم کنیم.

یکی از وظایف مهم شهرداری، تعیین کاربری ساختمان های احداثی است.

«طبق قانون در بحث ساماندهی متکدیان، مدیریت شهری و شهرداری فقط در مورد جلوگیری از تکدی گری و هدایت آنها به سوی مشاغل آبرومند باید فعالیت کند،

اما نگاه دیگر شهرداری....

نصب چند تا حدیث در ابعاد کوچک و فقیرانه که از اسباب فرهنگی هست .

نصب برد های بزرگ و اشرافی ان هم برای اقتصاد شهرداری ...

جمع اوری سایبان ها ...

قطع درختان .....

گرفتن عوارض ...

فروختن حق پارکینگ به مجتمع های قارچ گونه  به بهانه کمبود مالی ....

شهری شلوغ با تردد های فراوان و خواب الودگی شورا وشهرداری ...

نابودی پارک قدیمی در وسط شهر به بهانه ساخت وساز  ساختمان شهرداری ..

این ها و موارد بالا از وظایف درست و نادرست شهرداری  هاست .خودتان قضاوت کنید ...

 

 خودتان قضاوت کنید ...

[ 93/08/28 ] [ 23:24 ] [ همشهری ]

[ ]

سهم ما از گاز و نفت عسلویه فقط کشته شدن
سهم ما از گاز و نفت عسلویه فقط کشته شدن و زخمی شدن مردم شهرستان بوده و هست و در این میان سهم مسولان فقط سکوت بوده و هست .

فرماندار محترم و شهردار محترم و امام جمعه محترم فقط و فقط اندکی از مسولیتتان و کلامتان و قلمتان را برای

مردم و جاده مرگ خرج کنید تا کی باید موجبات و شاهد داغدار بودن مردم باشیم .انقدر که برای عوض کردن مسول اداره ای تلاش میکنید که از جناح و فکر خودتان باشد کمی هم خرج جاده مرگ کنید .انقدر که لابی میکنید که فرماندار از شما باشد بلکه روزی بدرد نمایندگی بخورد تر خدا بفکر جاده مرگ باشید .انقدر که از امریکا و دشمنان در خطابه هاتون و از مردم عراق و سوریه و افغانستان می گوید ترا به سید الشهدا از خون جگر مردم هم بگوید .

بگوید تا کی کشته شدن در جاده های غیر استاندارد با ماشین های غیر استاندارد .ایا خدای ناکرده اگر روزی روز گاری ...........باز هم سکوت میکنید .گرچه مسولان مرکز از طریق هوا می ایند  نه زمین تا درک کنند که اگراز امر به معروف می خواهید صحبت کنید از مسوولیی امر به معروف کنید که بفکر شهرش نیست .

سهم مردم شهرستان از نفت و گاز را بدهید .

 

گرگ اجل یکایک از این جاده می برد

                        وین گله را ببین که چه آسوده میچرد

 

 

[ 93/08/28 ] [ 13:6 ] [ همشهری ]

[ ]

قابل تو جه دلواپسان ایران ....
فکر می کنم مثل اکثر دوستان، بنده حتی اسم مرحوم پاشایی را هم نشنیده بودم! (برای شادی روحش یک صلوات بفرستید)

به گزارش فیروزنا  عده از جوانان فیروزآبادی طی فراخانی که در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی موبایلی انتشار یافته بود از ساعت 8 شب درمیدان مرکزی پارک ولی عصر تجمع کرده و قطعاتی از ترانه های مرتضی پاشایی را همخوانی نمودند.

پدیده ی گردش سریع اخبار و واکنش بسیار احساسی بخشی از مردم. برای مقدمه توضیح واضحات عرض می کنم که دیگر همه به قدرت نرم افزارهای اجتماعی موبایلی پی بردند.

واز نگاهی دیگر ...

مرگ مرتضی پاشایی خواننده پاپ کشورمان بر اثر ابتلا به سرطان آن هم در سن 30 سالگی، هشداری است برای اینکه متوجه افزایش مرگهای سرطانی در سنین پایین و جوانی باشیم.

به گزارش مهر، روند رو به رشد سرطانها در کشورمان، واقعیت تلخی است که وزیر بهداشت نیز به آن اذعان داشته و گفته است باید تدابیری اتخاذ کنیم که سرعت روند رو به رشد آن را کنترل کنیم. این در حالی است که برخی متخصصان سرطان و دست اندرکاران حوزه سلامت، بر این عقیده اند که کشور دچار " سونامی سرطان" شده است هرچند مسئولان ارشد وزارت بهداشت می گویند که چنین اتفاقی رخ نداده و آنچه از وضعیت بیماریهای سرطانی در کشور مشاهده می شود، تنها یک روند رو به افزایش است.

اما نکته ای که در این بین وجود دارد، این است که سن ابتلا به سرطان در کشورمان پایین آمده و مرگهای سرطانی نیز رو به افزایش است. بطوریکه سالانه بیش از 90 هزار مورد جدید ابتلا به سرطان در کشور شناسایی می شود و 30 هزار مبتلا به سرطان نیز فوت می کنند.

دکتر محمد اسماعیل مطلق رئیس اداره سرطان وزارت بهداشت نیز افزایش سن جمعیت را مهمترین دلیل ابتلای به سرطان عنوان کرد و افزود: شیوه زندگی ناسالم  و عوامل محیطی در بروز این بیماری موثر واقع می شوند. مردم باید از خود مراقبتی آگاه باشند و در جهت مصرف غذای سالم تلاش کرده و از روغن پالم و آب آلوده استفاده نکنند و وزن خود را کنترل و از سبزیجات و میوه زیاد استفاده کنند.

به گفته وی، غربالگری می تواند سه سرطان پستان، روده بزرگ و دهانه رحم را زودهنگام مشخص کند و هر چه سرطان زودتر شناسایی شود هزینه های بیمار نیز کمتر خواهد شد.

قابل تو جه دلواپسان ایران ....

[ 93/08/26 ] [ 22:52 ] [ همشهری ]

[ ]

توجیه کارهایمان

گاهی در توجیه کارهایمان می‌گوییم
اکثر مردم همین کار را می‌کنند...

ولی اگر به کلمه ی "اکثرالناس" در قرآن نگاه بکنیم می‌بینیم:

لایعلمون (نمی‌دانند)
لایشکرون (شکرگذاری نمی‌کنند)
لایومنون (ایمان نمی‌آورند)

و اگر کلمه ی "أکثرهم" را بنگریم:

فاسقون (فاسق هستند)
یجهلون (جهل می‌ورزند)
معرضون (روی برگردانند)
لایعقلون (اندیشه نمی‌کنند)
لایسمعون (نمی‌شنوند)

"بندگان صالح" از افراد "قلیل و اندک" میباشند که خدای بلند مرتبه فرمود:
و قلیل من عبادی الشکور
(اندکی از بندگانم سپاسگزارند)
و ما آمن معه الا قلیل
(و همراه او جز عده ای قلیل ایمان نیاوردند)
ثلة من الاولین و قلیل من الآخرين
(گروه کثیری از امت های نخستین هستند و گروه اندکی از امت آخرین)

"زیاد بودن" معیار حق بودن نیست...
 

این استدلال از قیاسی فکر کردن ما ایرانی هاست. اول خلاف را به همه نسبت می دهیم بعد خلاف خود را توجیه می کنیم. ولی اگر استقرایی عمل می کردیم می گفتیم من خوب عمل کنم که با خوب عمل کردن دیگران همه خوب عمل کنند.

معادله

[ 93/08/21 ] [ 22:33 ] [ همشهری ]

[ ]

مداح های هیئت ها چقدر دریافت می کنند؟

بعضی از هیات های مذهبی از بین اعضای خودشان، روحانی برای سخنرانی دارند که پولی بابت سخنرانی دریافت نمی کند، اما اغلب اعضای هیات ترجیح می دهند که برای ایام محرم روحانی دیگری را برای مراسم خود دعوت کنند تا سخنرانی متفاوتی نسبت به کل سال برای عزادارانشان تدارک ببینند.

برخی سخنرانان مدعو مجالس نیز به هر دلیلی از گرفتن وجه خودداری می کنند. گروه سوم هم که اکثریت را تشکیل می دهند بی آن که سخنی از مبلغ دریافتی از منبر برانند همان پاکتی را دریافت می کنند که هیات امنای مسجد یا هیات به آنان می دهد. گروه اقلیتی هم وجود دارد که فعلا از آن می گذریم.

وضع مداح هم در هیات های مذهبی مانند روحانی می ماند، اکثر هیات ها دارای یک یا دو مداح ثابت هستند، اما طبق سلیقه اعضا و برای بالا بردن کیفیت مراسم های عزاداری خود، تلاش می کنند که در یکی از سه دهه محرم، یکی از مداح های معروف را هم دعوت کنند تا موجب رونق مراسم شود.

مداح های معروف در هیات های مذهبی خودشان رسم ندارند که پولی دریافت کنند، اما اگر به هیات دیگری در سطح شهر یا حتی کشور دعوت شوند، هزینه ای را بابت مداحی خود و همکاران همخوان و میاندارشان می گیرند. این قیمت ها بسته به نوع اشعار، سبک مداحی و تعداد میانداران و همخوانان متفاوت است.

مداح های معروف در هیات های مذهبی خودشان رسم ندارند که پولی دریافت کنند، اما اگر به هیات دیگری در سطح شهر یا حتی کشور دعوت شوند، هزینه ای را بابت مداحی خود و همکاران همخوان و میاندارشان می گیرند

اما قیمت پایه برای مداحان معمولی شهر تهران از شبی صد هزار تومان آغاز و تا 500 هزار تومان هم می رسد، اما برخی مداحان معروف و سرشناس که معمولا در هر شب اشعار جدید و سبک های نو را می خوانند، ممکن است بیش از این ارقام بابت مداحی یک شب دریافت کنند.

این مداحان هم مدیر برنامه دارند و از دو ماه قبل از محرم به هیات های مذهبی وقت می دهند و نرخ مداح را اعلام می کنند، مرسوم است که برخی از هیات های مذهبی بعد از تمام شدن مراسم برای سال بعد هم از مداح مورد نظرشان وقت می گیرند. مداح های بزرگ بین یک تا سه هیات در شب های محرم روضه خوانی می کنند. 


[ 93/08/20 ] [ 23:26 ] [ همشهری ]

[ ]

این عکس ، یکی از زیباترین عکس هایی است که دیده ام. کسی که این کاغذ را روی در خانه اش چسبانده ،‌ حتماً انسان مهربانی است و مردم را دوست دارد.



ای کاش همه ما این گونه بودیم و البته می توانیم این گونه باشیم زیرا مهربانی در ذات بشر است.
حتی اگر از منظر نفع گرایانه هم به موضوع بنگریم، نهایتاً این مهربانی ها به نفع خودمان است.

[ 93/08/19 ] [ 19:1 ] [ همشهری ]

[ ]

همدیگر را دوست بداریم

در شیرهای پرچرب، روغن پالم که برای سلامتی مضر است می ریزند و به مردم می فروشند.

- در اکثر تن ماهی ها ، روغن نباتی را به جای روغن ماهی می ریزند و به مردم می فروشند.

- قبل از زدوده شدن سموم کشاورزی از روی میوه ها ، آنها را می چینند و به مردم می فروشند.

- دو میلیون خودرو و سه میلیون موتورسیکلت معاینه فنی ندارند.

- ۱۵ میلیون پرونده مفتوح قضایی در محاکم کشور در جریان است.

- از اول فرودین تا آخر دی سال گذشته ، فقط در تهران، ‌۹۰ هزار نفر به دلیل نزاع به پزشکی قانونی تهران مراجعه کرده اند. آمار کل کشور بیشتر است.

- در تعطیلات عید فطر که جاده های شمال به دلیل کثرت مسافران قفل شد، برخی فروشندگان بین راهی، یک بطری آب معدنی را تا ۱۰ هزار تومان به مسافران مانده در راه فروختند.

- … .

این لیست را می توان همچنان ادامه داد اما واقعیت این است که با فهرست کردن رنج هایی که می بریم ، کاری از پیش نمی رود.
پس چه باید کرد؟

شاید بهتر باشد کارخانه هایی که لبنیات آلوده به پالم به مردم می دهند را پلمپ کنیم و تولید کنندگان متقلب تن ماهی را به مجازات های نقدی سنگین ( نه! خیلی سنگین) محکوم نماییم.

شاید بهتر باشد از همین امروز، علاوه بر پارکینگ های شهر، بیابان های اطراف شهرها را هم تبدیل به پارکینگ کنیم و همه خودروها و موتورسیکلت های فاقد معاینه را به پارکینگ های شهری و بیابانی منتقل کنیم.

شاید یکی از راهکارهای لازم برای کاهش تعداد پرونده های قضایی این باشد که تعداد قضات بیشتری در دستگاه قضایی استخدام شوند یا شعبات پزشکی قانونی را برای تسریع در کار مراجعه کنندگان بیشتر کنیم.

گرانفروشانی که آب معدنی را چندین برابر قیمت فروختند حتماً باید به تعزیرات معرفی شوند. شاید بد نباشد که از این به بعد، نهادهایی مانند هلال احمر در شرایط مشابه ، آب و غذا به مسافران برساند.

همه این ها راهکارهایی هستند که می شود درباره شان فکر کرد، برایشان همایش گذاشت، مصوبه و بودجه گرفت و عملیات اجرایی شان را محقق ساخت اما واقعیت این است که در کنار همه این کارهای اجرایی – که در جای خود لازم اند – باید به سراغ “ریشه مشترک” همه این مشکلات رفت.

اما به نظر می رسد ریشه مشترک ریختن روغن پالم در شیر و گران فروختن آب به مسافران جاده چالوس و نزاع های خیابانی ، این است که “ما همدیگر را دوست نداریم”.
اگر مدیر فلان کارخانه تولید لبنیات، مردم را دوست می داشت، با خود می گفت که درست نیست آنها با خوردن لبنیات کارخانه من دچار چربی اضافه و بیماری شوند.

آن کشاورزی که میوه های آلوده به سم تحویل مردم می دهد،‌ اگر همنوعان خود را دوست داشت، با خود می گفت که درست نیست خانواده ها به هوای این که دارند میوه های پر از ویتامین می خورند، ذره ذره سم بخورند و در دراز مدت به انواع سرطان ها دچار شوند.

آن مغازه داری که فرصت در راه ماندگی مردم را برای گرانفروشی مغتنم دانست،‌اگر مردم را دوست داشت ،‌به آنها به چشم شکار نگاه نمی کرد و … .

چرخه “دوست نداشتن همدیگر”‌ ، در حالی همه ما را می بلعد که هر کس فکر می کند در حال زرنگی و برنده شدن است و به این نمی اندیشد که اگر من امروز آب معدنی را به ۱۰ برابر قیمت بفروشم، فردا خودرویی سوار می شوم که کارگر خط تولیدش چون مردم را دوست ندارد، فلان پیچش را محکم نبسته است و آن کارگر هم شیر پالم دار می خورد تا زودتر سکته کند و و رئیس کارخانه لبنیات هم سر یک چهار راه با یک راننده  تاکسی سر بوق زدن دعوا می کند و مصدوم می شود و آن راننده تاکسی هم به پست تعمیرکاری می خورد که روغن تقلبی به ماشین اش می ریزد و این قصه همچنان ادامه می یابد و هر کدام از ما ، دیگری را قربانی می کنیم و قربانی دیگری می شویم.

“همدیگر را دوست بداریم” ؛ این کلید حل معماست و راهگشای بسیاری از معضلات اجتماعی است که درگیرش هستیم.

اگر به همان اندازه که به لایه های رویی مشکلات می پردازیم،‌ به ریشه مشترک شان توجه کنیم و آن گاه از خود بپرسیم چرا دوست نداشتن همدیگر،‌ این همه فراگیر شده است و سپس به همین یک سوال و پاسخش بپردازیم، جامعه ایران ،‌جای بسیار بهتری برای زندگی خواهد بود.جعفر محمدی

[ 93/08/18 ] [ 19:1 ] [ همشهری ]

[ ]

فرهنگ سازی شهری

ساختمان‌ها كه قد می‌كشند، پنجره‌ها یك به یك متولد می‌شوند و از تركیب پنجره‌ها و دیوارهاست كه شكل و تركیب اولیه نماهای شهری زاده می‌شوند. اینجاست كه نماهای ساختمان‌ها زینت انكارناپذیر شهرهایمان می‌شوند و در هر گذری قرار است چشم‌هایمان را بنوازند.

اما آنچه چشم می‌بیند و به خاطر می‌سپارد، تركیبی ناهمگون از ضلع‌های سرد و بی‌روح و گاه زشت و نامطلوب است. بالكن‌ها این حجم‌های بیرونی نماها دیگر تداعی‌كننده ایوان‌های باصفای دیروز نیستند.

شیشه ترشی‌ها در كنار خرت و پرت‌های اضافی، الحاقات غیراصولی دودكش‌ها، كانال‌های كولر و سیستم‌های تهویه، حصاركشی بالكن‌ها و تغییر شكل خودسرانه فضاهای عمومی موجود در نمای ساختمان‌ها و تبدیل آنها به انباری و بناهای نیمه‌كاره و فضاهای رها شده و متروكه، خانه‌های كوتاه و بلند با پنجره‌های بدقواره و شیشه‌های رنگ به رنگ كه بی‌هیچ تناسبی كنار هم چیده شده‌اند، پوسترها و برچسب‌های تبلیغاتی كه تا بلندترین ارتفاع تیرهای چراغ برق و درهای فلزی خانه‌ها چشم را می‌آزارد، ساختمان‌های ناهمگون با بافت‌های مجاور، افزایش حجم تبلیغات محیطی و بی‌توجهی به شیوه هماهنگ آذین‌بندی و زیباسازی شهر در سال‌های گذشته، بافت شهرها را به چشم‌اندازهای آشفته و ملال‌آور تبدیل كرده است.

[ 93/08/17 ] [ 19:35 ] [ همشهری ]

[ ]

فرهنگ سازی شهری

هر روز صبح هزاران تن سوار بر خودروهای شخصی از خانه خارج می شوند و با عبور از ترافیک کلافه کننده خیابان ها و بزرگراه های شهر، به دنبال محلی مطمئن برای پارک خودرو هستند. چه بسا رانندگانی که برای توقف چند دقیقه ای، زمانی طولانی به جست وجوی محل پارک می پردازند که در برخی مواقع نیز به نتیجه نمی رسند و دست از پا درازتر، چاره ای جز حرکت نمی بینند در چنین شرایطی متأسفانه بسیاری از کسبه و صاحبان خانه ها، نگهبانان مراکز اداری، تجاری و حتی دولتی در اقدامی غیرقانونی با قرار دادن موانع به شکل های مختلف محدوده محل کار یا زندگی را به پارکینگ اختصاصی مبدل کرده اند. اگر هم به این محدوده نزدیک شوی، با این جمله ها رو به رو خواهی شد: «اینجا پارک نکن»، «مگر نمی بینی جلوی مغازه است»، «اینجا اداره دولتی است»، «اینجا محل تخلیه دائم بار است» و..

وقتی راننده یک خودرو هنگام پارک در کنار خیابان با مانعی روبه رو شد که از سوی کسبه یا فرد دیگری در آنجا قرار داده شده بود، می تواند با مراجعه به مأموران پلیس راهنمایی و رانندگی بخواهد با برداشتن مانع و تذکر به فرد متخلف موضوع را بدون درگیری حل کند، اما اگر فرد متخلف روز بعد هم این رویه را تکرار کرد، باید از او به مراجع قضایی شکایت کرد و قانونگذار برای برخورد با این افراد مجازاتی در نظر گرفته که باید اعمال شود. ضمن این که راه حل این مشکلات ابتدا در فرهنگ سازی عموم مردم و آموزش حقوق شهروندی است و سپس نیازمند همکاری مشترک شهرداری، اصناف، پلیس و مراجع قضایی.

[ 93/08/16 ] [ 19:34 ] [ همشهری ]

[ ]

صبح تاسوعا فدای پخش مستقیم سیما ملی
از روز قبل شنیده بودم که قراره صبح تاسوعا در فیروزاباد برگزار شود به میزبانی دوستان در سپاه و این خبر چنان حالم را خوب کرده بود که در پوست خودم نمیگنجیدم چرا که سالها بود که فیروزاباد صبح تا سوعا بازار باز بود و بجز یکی یا دوتا مسجد کسی عزای سالارشهیدان را بر پا نمیکرد .

بطرف محل برگزاری حرکت کردم سخنان امام جمعه شهرستان بود نظرم را جلب کرد که در مورد واقعه کربلا صحبت میکرد .انچه در ان حال بود تعداد بسیاری دوربین بود که مردم را احاطه کرده بود و از انجا که همگی عزاداری زنجان را دیده بودیم پس انتظار مجلسی حسینی را کشیده بودیم ولی حیف که این پخش مستقیم سیمای ملی همه را حتی سخنران و مداح را تحت شعاع خودش قرار داده بود .

عدم هماهنگی بین دستجات عزاداری با جایگاه بسیار قابل تامل بود و بعد از اینکه تقریبا محل عزا پر شد از جمعیت و اماده بهربرداری معنوی از مجلس شده بودیم  .

مداح اول شروع به خواندن کرد و طبق معمول ان روز از تاسوعا خواند و بعد متوجه شدیم که روی انتن هستیم و مداح بعدی با زبان زیبای ترکی خواند خیلی نا هماهنگ و تا انجا که خود ترک زبان ها هم نا راضی از خواند مداح و بعد هم مداح دیگری و هر چند مداح که مداحی میکردند مداح اصلی شهر می خواند که بعدا متوجه شدیم همزمان با روی انتن رفتن ها بوده است .

انچه عزاداری را خشک و کم محتوا کرده بود تعدا زیاد مداح در صف خواندن بود که انگار باج گرفتن از برگزار کننده ها بود .و عدم هماهنگی بین متن نوحه ها با مردم بود که هر مداحی به سبکی دلخواه می خواند و مردم را وادار به جواب دادن میکرد .

ایا بهتر نبود که از مختصر مداحان استفاده می شد انهم بطور ازمایش شده که هماهنگ شده بود تا عزای صبح تاسوعا فدای پخش مستقیم سیمای ملی نشود و همچنین باج خواهی مداحان .

گذشت ورفت ولی شاید تاثیر گذارترین برنامه سنج و دمام بود که دل را به سمت جنگ عاشورا روانه میکرد .

[ 93/08/15 ] [ 12:20 ] [ همشهری ]

[ ]

شهید ......گمنام........گمنام تر از همیشه .....

با یاد امام و شهدا و شهدای گمنام خصوصا ....

در یکی از شب های محرم شهر ما بوی عطرشهیدی را احساس کرد که فضای معطری را هدیه داد به عزادارن حسینی شهیدی که گمنام بود ولی با نامی که هویت او بود شهید ..

انچه مورد نوشته من است انتقاد از مسولان امر تشیع است.بنا بر انچه که مشاهده شد شهید با افتخار در شهر از این هیات به هیات دیگر برده میشد تا همه مردم از این شهید بهر خاص خود را دریافت کند که دست این دوستان درد نکنه ولی بی نظمی موجود در این امر که در یک هیات تا کمتر از یکساعت و در جای دیگر ده دقیقه بود موجبات تکدر همشهریان گردیده بود .و اینکه این شهید را به سبک تشیع شهدای گمنام  در شهر های بزرگ که عقب وانت یا تریلر میگذارند گذاشته بودند که این درست نبود و با وجود اینکه یک امبولانس ایشان را همراهی میکرد ولی با این تصمیم به بی احترامی به شهید انجامید .

تمام مسولان نظام و همچنین مسولان شهرستان ریاستشان و مدیریتشان را مدیون این شهدا هستند ولی دریغ از اینکه یک مسولی حتی از مسولان امر تشیع و دریغ از.......... و مسولان......  که این شهید را همراهی نکردند .{ البته در شب ان }

وبهتر بود که این شهید در مراسمی بزرگ همراه با عزای سرور شهیدان عالم تشیع میگردید تا بهترین بهره ونصیب را برای شهر مون  اورده بود.

در مسجد ابا الفضل ع طبق قرار قبلی که قرار بوده اورده شود کمتر از ده دقیقه اورده شد ولی با برخورد اهانت امیز مسول تشیع  وهمراهان مشایعت کنند با مردم ودوستان مجمع رزمندگان روبرو شد.

اقای ز مسول مشایعت کننده شهید گمنام باید بدانید که شهید احترام دارد و کوچکترین و تاکید میکنیم که که کوچکترین اهانتی را تحمل نمیکنیم و امید واریم که مسول گرامی این امر که خود از ازداگان و رزمندگان جنگ بوده  با این نیرو برخورد نماید تادیگر بار شاهد این گونه ندانم کاری ها و جو گرفتن ها نباشیم .


به گزارش فیروزنا ،پیکر مطهر شهید عباس سلمانپور در فیروزآباد میهمان مادران چشم انتظار شهیدان عبا س حق شناس و بهادر درویشی و هیئت های مذهبی در شب ششم محرم بود.

در عکس مشاهده میکنیم که شهید گرانقدر  و در کنارش از  دوستان خوب شهرمون واین خود نباید باشد.

 واین هم اغلب مسولان تشیع کننده بودند که اگر جواب داشته باشند 

عکس از فیروزنا....


عکس هایی که به ما درس درست بدرقه کردن را میدهد خوب دقت کنید و عبرت بگیرید ...


این عکس ها مربوط به تشیع شهید در زاد گاهش داریون

[ 93/08/14 ] [ 21:6 ] [ همشهری ]

[ ]

سخنی با همشهریان ....
سلام به همه همشهریان گرامی انشالله که عزاداری هایتان قبول درگاه خداوند و اهلبیت باشه .

مطلبی بعد از چند روز که بروز نشده بودم ...

اما بعد .....

همشهریان گرامی و دوستان بازدید کننده اگر سری به نظرات وبلاگ زده باشید خواهید دید که نظرات تقریبا یک سمت وسو دارد وان هم تخریب یکدیگر و این تخریب را باید گفت که به نفع هیچ کس نیست و همچنین به نفع شهر هم نیست .هدف این است که با جمع بندی نظرات به شهری در خور همدیگر برسیم و این با تخریب نشود است .

همشهری بودن در نام های مختلف همچون  ترک زبان و فارس و روستایی میگنجد و نباید ما ها به این خاطر که کسی از همشهریانمان به مقامی رسیده است ناراحت باشیم .شاید الان بعضی ها بفرمایند  که ذیگه حرفی نزنیم چرا انتقاد خوب است و کسی هم در نظام مقدس نمی تواند ادعا کند که انتقاد نباید کرد ولی باید دانست که حرف انتقاد با تخریب فرق میکند .

اگر نگوید که جهت دهی میکنی مثلا باید گفت در یک زمانی تخریب ها به سوی مدیری روانه شد که بعد از رفتن وی مشاهده شد که ریاست جدید بدرد نخور و نا کار امد است وصد یاد ریاست قبل و بعد ازن این روزها تیر پیکان بطرف یکی از شورا داران شهرمون رفته است که ایشان چند شغله است باید گفت که همه میدانیم که این جریان از طرف شخصی خاص هدایت می شود تا ما از اصل قضیه که شهرمون باشه دور شویم تا انها کار خودشان را انجام بدهند .ایشان از اعضای شورای شهر هستند وبا رای مردم به این مهم دست پیدا کرده اند و از قبل هم کارمند بودند و این روز ها هم که دفتر دارند خوب هرکسی میتواند که دفتر هم باز کند اگر شرایطش را داشته باشد و حالا اگر در این ماجرا  لابی ورانتی وجود داشته و سو استفاده شده این حق برای مردم هست که بدانند و اگر هم نیست پس خودمان در ضمه فرد نیاوریم .

بیایم در باره نبود جاده خوب وایمن صحبت کنیم ...

در باره شهر شلوغ و پر تردد

درباره نبود افسر راهنمایی در چهار راه ها

درباره جای جای شهر مان

منتظر نظرات سازنده شما هستیم

[ 93/08/14 ] [ 20:32 ] [ همشهری ]

[ ]

حقایق ماجراى عاشورادر کلام وارث عاشورا...

گویندگان، وعاظ، مداحان، سرایندگان، همه باید توجه داشته باشند که این یک حقیقت عزیز است؛ با آن نبایست بازى کرد؛ حقایق ماجراى عاشورا را بازیچه نباید قرار داد. هر کسى یک چیزى به آن اضافه بکند، خرافه اى را به آن وصل بکند، کارهاى غیر معقول را به نام عزادارى انجام بدهد، اینها نباید باشد؛ اینها طرفدارى از امام حسین نیست. یک وقتى ما راجع به مسئله ى تظاهرات قمه، مطلبى را گفتیم، یک عده اى گوشه کنار صداشان بلند شد که آقا ! این عزادارى امام حسین است؛ مخالفت نشود با عزادارى امام حسین! این، مخالفت با عزادارى نیست؛ مخالفت با ضایع کردن عزادارى است. عزادارى امام حسین را نباید ضایع کرد. منبر حسینى، مجلس حسینى، محل بیان حقایق دینى، یعنى حقایق حسینى است. شعر در این جهت، حرکت در این جهت، نوحه و مدیحه در این جهت باید باشد. شما دیدید در آن محرّم سال ۵۷، دستجات سینه زنى ما در بعضى از شهرستانها مثل یزد و شیراز و جاهاى دیگر شروع شد و بعد هم گسترش پیدا کرد به همه ى کشور؛ سینه میزدند و حقایق روز را در نوحه هاى خودشان بیان میکردند؛ با ارتباط دادن و اتصال دادن اینها به ماجراى عاشورا، که درست هم هست.

 

 

شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایی که میتوانند برای امام حسین عزاداری کنند، واقعاً همین مجاهدین فی‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت کنید؛ هدایت کنید. این میتواند یک چشمه‌‌ی خورشید و چشمه‌‌ی نوری باشد برای اِشعاع در مغزها و در فکرها و در دلهای مخاطبین که بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامی و معارف دینی بالا ببرد

 

[ 93/08/06 ] [ 13:28 ] [ همشهری ]

[ ]

مصلحت اندیشی علما....چرا ؟

امام علی(ع) عبارتی دارد و با این مضمون می گوید که «اگر بی عدالتی را پیشه خود قرار دهید، فقط این نیست که حکومت شما آسیب می بیند، دین شما هم آسیب می بیند». در آن شرایط، مردم از دین گریزان می شوند و لطمه ای به احکام مترقی، عمیق، غنی و جامع اسلامی وارد می شود.

امام علی(ع) در جایی عبارتی دارند که «ای نکوهش کننده دنیا که خود به غرور دنیا مغروری و با باطل های آن فریب خورده ای! خود فریفته دنیایی و آن را نکوهش می کنی؟»/ حیفم می آید که این جملات حضرت امیر(ع) را نگویم چون واقعا احساس می کنم که نیاز جامعه ماست. ایشان می فرمایند که «سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته و از غنیمت های آن چیزی ذخیره نکرده ام. بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزوده ام و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفته ام و من از غذای این دنیا مگر به مقدار توشه جانداری که پشتش مجروح شود و غذایش کم شود نگرفته ام». یک حاکم اسلامی که اختیارات کافی و اقتدار کامل دارد، معصوم است، منصوب و به هر حال شناخته شده است، اینگونه، اینقدر ساده زندگی می کند. یک وجب خاک ندارد، از طلا و نقره و ... بهره ای نبرده است، به اندازه حیوانی که پشتش زخمی شده و اشتهای کمی دارد، سد جوع می کند

کاری که امام علی(ع) انجام داد و همه در دوره حکومت ایشان در برابر قانون یکسان بودند. برای ایشان فرق نمی کرد که طرف چه مقامی دارد/ این بسیار جالب است که حاکم اینگونه منتقد باشد. اوج تفکر نقادانه بوده است. به نوعی می توان گفت ایشان هم روشنفکری و هم حکومت می کرد و هم عرصه نقد و هم عرصه قدرت تصمیم گیری را در اختیار داشته است. کدام جامعه را سراغ دارید که حاکم اینقدر سعه صدر داشته باشد؟ نه تنها در برابر نقدهای دیگران سعه صدر داشته باشد بلکه خود نیز پیشقراول نقد است. نقدهای او هم متوجه امرای خود ایشان است. چه شلاقی (منظورم شلاق زبانی است) می زند به کسی که می رود یک ناهار چرب می خورد، کسی که می رود خانه ای می خرد. داستان چیست؟ خود امام (ع) کار نخبگان را هم انجام می داد. از این بابت به امام علی(ع) نگاه کنید. چرا ما امروز شاهد برخورد با صاحبان قدرت در حین قدرتشان نیستیم؟ وقتی از قدرت کنار می روند، با آنها برخورد می شود. معذرت می خواهم یعنی مثل اینکه ما ضعیف کش هستیم چون تا زمانی که فردی در قدرت است چون قدرتمند است کاری با او نداریم اما وقتی از قدرت کنار می رود و جزو ضعفا می شود، راحت تر برخورد می کنیم. این پیام خوبی ندارد. کسانی که خون به دل بسیاری کردند، در زمانی که حاکم بودند کاری با آنها نداشتند، بعد از کنار رفتن از قدرت به سراغ آنها رفتند. من نمی گویم بعد نروید اما چرا زمانی که حاکم بودند نرفتید؟ این سیره علی(ع) نیست. این را برای ما حل کنید که چرا زندان های ما مملو از کسانی است که اصطلاحا در جامعه شناسی به آنها «دله دزد» گفته می شود؟ کسانی که به هر حال مشخص است ناامنی هایی ایجاد و اقلامی هم سرقت کرده اند. اقلام سرقتی آنها در مقایسه با سارقان کلان چندان به حساب نمی آید اما چرا سارقان کلان.../ روشنفکران، نخبگان و عالمان جامعه وظیفه بسیار سنگینی دارند که مصلحت را کنار بگذارند. اگر امروز هم در جامعه ما زشتی، پلشتی، بی عدالتی، جور و عدم تحقق عدالت فردی و اجتماعی، کیفری و غیر کیفری وجود دارد، وظیفه علماست که فریاد بزنند. اگر جامعه ضعف تئوریک دارد، باید تلاش کنند و خلأ تئوریک را برطرف کنند. اگر جامعه ضعف نظارت دارد، باید بیایند و ضعف نظارت را برطرف کنند. در غیر این صورت حداقل این است که به آن مقصد متعالی مورد نظر نخواهیم رسید، وقفه ای در رسیدن ما ایجاد می شود یا خدای ناکرده دچار نفاق و ریا می شویم. عماد افروغ

[ 93/08/05 ] [ 12:43 ] [ همشهری ]

[ ]

بدتر از داعش

این روز ها هرجا بری بحث اسید پاشی داغ داغ است و مردم هم عجب عالمان سیاسی هستند .چرا که هرکسی به تفکر خودش به این اسید ها اسیدی دیگر می پاشد .یکی میگه کار فلان حزب است و دیگر استکبار را وارد میکند و دیگر هم داعش را .

ولی هرچه هست این  خوراک جدید مردم و رسانه ها تبعاتی دارد که خالی  از امنیت است .شایعات باعث می شود که مردم نا خود اگاه نا امنی را رواج بدهند و متاسفانه مسولین هم به این شایعات مهر میزنند .

گفتم: چه شده مگر؟ گفت: خبر نداری یعنی؟ گفتم: داستان اسیدپاشی را می‌گویی؟ گفت: از آن بدتر را می‌گویم. گفتم: مگر باز خبری شده؟ گفت: امنیت روانی نداریم مهندس جان. زنم بست نشسته است توی خانه و دایم پیامک می‌خواند که در برازجان اسید ریختند، در بوشهر اسید ریختند، در گواتر و سرخس و خرمشهر و خلیج همیشگی فااااااااارس اسید ریختند و هر چه می‌گویم اینها شایعه‌اس باور نمی‌کند و بیرون نمی‌آید. حق هم دارد مهندس جان. حق ندارد؟ گفتم: آنها که گفتی شایعه است اما ایشان حق دارد بترسد. گفت: خودم سر صبحی بنزین تمام کردم. از شانس نزدیک پمپ‌ بنزین. ماشین را به زحمت یک طوری پارک کردم و 10 لیتری را برداشتم و به طرف پمپ‌بنزین دویدم مباد پلیس ماشین را از کنار خیابان ببرد. یکهو متوجه شدم همین طور که من می‌دوم مردم هم می‌دوند. فهمیدم از 10 لیتری است. برگشتم و 5 لیتری را برداشتم و دویدم به سمت پمپ‌ بنزین اما مردم باز می‌دویدند. این بار یک خانم هم جیغ زد. برگشتم 5 لیتری را گذاشتم و یک بطری آب‌ معدنی برداشتم و به سمت پمپ‌ بنزین راه افتادم اما این بار هم مردم می‌دویدند. این بار سه خانم جیغ کشیدند. دیدم این طوری نمی‌شود، یک موتوری رد می‌شد، گفتم تا پمپ‌بنزین دربست، پریدم ترک موتور. هنوز ده متر با موتور نرفته بودم که ملت ریختند سرم. اول که دیدند بطری خالی است ولم کردند اما بعد یکی گفت معلوم نیست اسید را کجا پاشیده و ملت باز خواستند بریزند سرمان که پریدیم روی موتور و متواری شدیم. شانس آوردم زنده ماندم. گفتم: ماشین چه شد؟ گفت: چه می‌دانم لابد تا به حال پلیس برده. جالب اینجاست تا آمدم خانه دیدم زنم می‌گوید: نزدیک پمپ‌ بنزین محله، روی یک آقا اسید پاشیده‌اند، فیلمش هم درآمده. فیلم را نشانم داد، شانس آوردم توی فیلم من کنار هستم و موتوری دارد حرف می‌زند. هر چه به زنم می‌گویم کجای فیلم نشانی از اسیدپاشی هست، به خرجش نمی‌رود. می‌بینی مهندس، می‌بینی چه بر سرمان آمده است؟ می‌گویم ماشین را چه می‌کنی؟ می‌گوید: با جرثقیل می‌برمش پمپ‌ بنزین، یعنی یک بار دیگر با دبه یا بطری من را ببینند، کارم تمام است. خدا لعنت کند آنها را که این طور با روان مردم بازی می‌کنند. روانی شدیم رفت. زنم از دست رفت. ماشینم از دست رفت. یک زمانی بود صدای میگ عراقی می‌آمد کک‌مان نمی‌گزید، الان تا صدای موتور می‌آید همه پناه می‌گیریم. پناه بر خدا مهندس. چه کارها که با این هوندا 125 نمی‌کنند. هوندا 125 هستند دیگر؟! رضا ساکی
 

 

 

[ 93/08/03 ] [ 23:33 ] [ همشهری ]

[ ]