صدای فیروزآباد فارس

ریاست بدست کسانی خطاست ........که از دستشان دست ها بر هواست

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ صدای فیروزآباد فارس خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده  گرامي ، به وبلاگ من  خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید 

ارسال مطلب و نظرات شما  : firoozabadd@gmail.com


.


[ ۹۱/۱۱/۱۰ ] [ 10:51 ] [ همشهری ]

[ ]

سیاوش آریا پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران: کاخ اردشیر بابکان، نخستین کاخ گُنبددار ایرانی هر روز با مشکل جدیدی مواجه می شود. یک روز پوشش گیاهی و درختانش را در آتش می سوزانند. روزی دیگر در حریم درجه یک آن ساخت و ساز می کنند. بالاخره کاخ، روزگار غم باری را می گذراند.

وی افزود: از جادۀ آسفالته ای که یک تا دو دهه پیش با زیر پا گذاشتن قانون‌های میراث فرهنگی در کنار این یادگار بسیار ارزشمند ملی کشیده شده تا خاک سپاری مردگان در عرصه آنتنها بخش هایی از مشکلات این اثر تاریخی است

این کُنشگر میراث فرهنگی و گردشگری ادامه داد: اگر چه هر از چند گاهی مدیران و مسوولان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نیز، در واکنش به این اعتراضات پاسخ های امیدوارکننده ای می دهند اما وضعیت همانگونه است و تغییری نمی کند.

آریا بیان کرد: با پیگیری ها و آگاهی رسانی های من در خبرگزاری ها و روزنامه ها در سال های گذشته، مدیران ارشد میراث فرهنگی، پیمان همکاری و پیشگیری از این خاک سپاری ها را دادند.

و حتی جانشین (معاون) میراث فرهنگی کشور برای بازدید میدانی از تهران به فیروز آباد آمد و در زمستان سال 92 به خبرگزاری‌ها گفتند، که دیگر اجازه خاک سپاری نداده و با مدیران شهری و استانی در نشست های گوناگون به تفاهم رسیده ایم و از مردم نیز دل جویی کرده و زمینی جایگزین با کمک دیگر نهادها و اُرگان های مرتبط به آنان برای خاک سپاری مردگانشان خواهیم داد. اما با همۀ این سخنان، در تازه ترین بازدید میدانی ما، باز هم بینندۀ خاک سپاری مردگان هستیم!

پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران گفت: با وجوداین مشکلات و پس از بازدید بازرسان یونسکو، ثبت جهانی آن، هرگز روی نمی‌دهد. همچنین کارشناسان و باستان شناسان معتقدند که اطراف این کاخ هنوز کاوش های باستان شناسی انجام نگرفته و با این کار لایه های باستان شناسانۀ آن نیز آسیب خواهد دید.از سویی دیگر، اگر از دیدگاه بهداشتی با ژرف نگری به این موضوع بنگریم، همه چیز برای ما آشکار خواهد شد.

آریا اظهار کرد: نکته قابل تامل دیگر پاسخ گو نبودن مدیران سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است.

این کنشگر میراث فرهنگی و گردشگری در ادامه گفت: اطراف این یادمان ملی را زمین های کشاورزی و خانه های مردم فرا گرفته است و سازمان میراث فرهنگی با همکاری دیگر نهادها مانند فرمانداری، استانداری، شهرداری و ... باید این زمین ها و خانه ها را خریداری کرده و پیرامون آن را آزادسازی کنند و زمینی هم برای خاک سپاری مردگان مردم روستا به آنان بدهند تا مردم قانع شوند».

کاخ اردشیر بابکان زخم هایش روز به روز بیشتر و کهنه تر می‌شود، کاش زودتر چاره‌ای برای درمانش بیابیم.

این یادمان ملی که جلوه هنر و شاهکار معماری ایرانی است در 100 کیلومتری جنوب شرقی شیراز قرار دارد.

کاخ اردشیر بابکان در تاریخ 15 دی ماه 1310ه.ش با شمارۀ 89 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

 

 

[ ۹۴/۰۵/۰۵ ] [ 0:51 ] [ همشهری ]

[ ]

سلام من برگشتم همانطور که در جریان هستید بلاگفا از هفته اخر اردیبهشت تا تا هفته پیش قطع بود. لزا مدتی طولانی خدمت همشهریان نبودیم .گرچه خیلی از مطالب توسط بلاگفا حذف شده است و قول برگش مطالب را داده اند ولی خوی دیگه دستهای پنهان همیشه هستند دیگه .

گرچه بهتر هم که نبودیم هرچی این سایتهای منتسب به شهرستان را نگاه میکردم چیزی که چشم را بگیره ندیدم .و بهتر که نبودیم کمی راحت شدیم از این همه فکری که میبینیم و کسی نگاهمون هم نمیکند ودر این مدت به این نتیجه رسیدم که یا تعطیل بشیم بریم دنبال کارمون یا که یک جور دیگه از این به بعد باشم .

باید تشکر کنم از دوستان و همشهریان گرامی که تو این مدت وبلاگ خودشون را دیدن میکردند و نظر میدادند .

تشکری خاص

[ ۹۴/۰۵/۰۵ ] [ 0:3 ] [ همشهری ]

[ ]

جانداري است دوپا و بعضا خوش تيپ كه معمولا با كت و شلوار در انظار، ظاهر مي شود.

اين جاندار علاقه بسيار زيادي به پيراهن هاي يقه سفيد و كت و شلوار هاي رنگ تيره دارد، زيستگاه اصلي اين جاندار بيشتر در نواحي غربي آسيا و افريقا مي باشد، اين جاندار در كشور هاي فقير و همچنين كشورهايي كه از ساختارسياسي و اقتصادي ضعيفي برخوردار هستند به وفور يافت مي شود.

زيستگاه اصلي اين جاندار معمولا ويلاها و آپارتمان هاي بزرگ و خوش آب و هواي مناطق بالاي شهر است به همين دليل اين جاندار بيشتر لانه خود را در اين نقاط جستجو و بنا مي كند.

اين جاندار شامه خيلي تيزي دارد و به بوي اسكناس و تراول چك بسيار حساس است، به طوري كه اگر يك اسكناس ۱۰۰۰ توماني را در يك انبار كاه بيندازيد و او را رها كنيد ظرف چند ثانيه آن را پيدا مي كند.

اين جانداران معمولا براي بقا و دوام خود به صورت گله اي به شكار مي روند و در جريان شكار به دليل هوش و ذكات بالا از انواع مكانيزم هاي مختلف مانند پارتي بازي، رانتخواري و غيره بهره مي برد.

گوشت گوساله، بره، بو قلمون، ميگو و خاويار جزء لاينفك خوراك روزانه اين جانداران است و مصرف آن براي تقويت اعتماد به نفسش بسيار ضروري است.

بر اساس گزارش زيست شناسان اين جاندار يكي از خود خواه ترين و خود پسند ترين موجودات جهان به شمار مي رود به طوري كه بخل، كينه و حسد او در ميان ساير موجودات زبان زد است.

از ديگر ويژگي اين جاندار حرص و آز بسيار زياد اوست تا جايي كه نمونه هاي نادري از اين گونه تقريبا سيري ناپذير هستند به طوريكه هر چه بيشتر مي خورند گرسنه تر مي شوند.

در خصوص توليد مثل اين جاندار به مانند بقيه موجودات عمل مي كند با اين تفاوت كه بعضي از بچه هاي اين گونه بعد از بلوغ راه خود را از اين جاندار جدا مي كنند و در حقيقت به گله باز نمي گردند.

اين جاندار با اينكه گروهي به شكار مي رود، معمولا خود گروهي شكار نمي شود.

شكار اين جاندار بسيار سخت و دشوار است از هر ۱۰۰ شكار چي كه به شكار مي روند معمولا نيمي از آنان خود شكار اين جاندار مي شوند و نهايتا پس از چندي سر و كله شان در گله پيدا مي شود.

نيمه ديگري از شكارچيان يا به دست اين جاندار نابود مي شوند و يا خانه نشين تنها ۲يا ۳ نفر از شكارچيان در برابر اين جاندار چيره مي شوند، البته آن هم به شكل نسبي.

پس نتيجه مي گيريم كه مبارزه با اين جاندار بسيار سخت و دشوار است.

الف

[ ۹۲/۱۱/۲۹ ] [ 20:51 ] [ همشهری ]

[ ]

همدلی چند گانه مسوولان در شهرستان ستودنی است و امید به اینکه این همدلی فقط در صف جماعت نباشد و

این همدلی در گوشه گوشه شهر ما از مسوولان دیده شود . در راهپیمایی در فیروزاباد شاهد همدلی امام جمعه

شهرستان و نماینده شهرستان وقوای نظامی وانتظامی بودیم و امید داریم شاهد انسجام بیشتر این مسولان باشیم

وخط بطلانی به شایعات جدایی مسوولان از هم دیگر کشیده شده باشد . چرا که تجربه این چند دهه گذشته نشان

داده در سطح شهرستان  هرموقع تفرقه بوده شاهد  عقب ماندگی شهرستان بوده ایم ...


با کسب اجازه از سایت  فیروزنا

[ ۹۲/۱۱/۲۳ ] [ 21:42 ] [ همشهری ]

[ ]

وقتی با دوستی برخورد می کنیم که مثل ما فکر نمی کنه.وقتی با عزیزی مواجه می شویم که نظراتش ظاهراً کاملاً مخالف با نظرات ماست.وقتی با انسانی روبرو می شویم که خط بطلان بر اندیشه ها، باورها و اساسی ترین اصول اعتقادی ما می کشد.

به یاد این اثر بسیار ارزشمند از مارکوس رائتز بیفتیم.
" شاید او هم به همان حقیقتی ناظر است که ما ناظریم! ولی از زاویه ای دیگر. سعی کنیم علاوه بر شنیدن نظرات دیگران، زاویه دید آنها را هم دریابیم. از این طریق خیلی راحت تر از گرفتاری در دام تعصب رهایی می یابیم.از این طریق خیلی راحت تر به تفاهم می رسیم. از این طریق خیلی راحت تر به حقیقت نزدیک می شویم"


ممکن است افراد دیگر و یا حتی خود ما بر صراط حقیقت نباشیم و در حال اشتباه ولی می توان دیگران را تحمل کرد و آنها هم ما را تحمل کنند تا با هم به حقیقت واحد برسیم . فقط باید باور کنیم که ما هم  همیشه و به طور یقینی به همه حقیقت آن گونه که هست آگاه نیستیم.فقط باید باور کنیم که دو مفهوم ظاهراً متضاد ممکن است وجوه متفاوتی از یک حقیقت باشند که ما ارتباط بین آنها را نمی دانیم و به همین دلیل متضاد به نظر می آیند.

می شود هر دو ما درست بگوییم  و می شود اگر یکی درست می گوید دیگری با او به تفاهم برسد. بدون تکفیر. بدون جنگ و بدون نارضایتی و تنفر.

[ ۹۲/۱۱/۲۳ ] [ 20:31 ] [ همشهری ]

[ ]

[ ۹۲/۱۱/۲۲ ] [ 19:12 ] [ همشهری ]

[ ]

فرهنگ عمومی ما یک فرهنگ معنوی و تاریخی است و میراث فرهنگی را هم از منابع ملی و مذهبی برداشت کرده است. با وجود انباشتگی میراث فرهنگی انتظار می رود الگوی رفتاری بین اشخاص از یکسری هنجارها برخوردار باشد: از جمله فرهنگ عذرخواهی و گذشت که این مستلزم یک سری اقتضائات اخلاقی است یعنی فردی که از خطایی که صورت گرفته یا در انجام وظیفه خود ناتوان بوده پوزش می خواهد.

متاسفانه این فرهنگ مخصوصا در ناحیه مسوولان و مدیران ما بسیار کمرنگ بوده است به نحوی که گویی پوزش خواستن یک نوع ضربه شخصیتی و شوک روحی را به فرد وارد می کند. مسوولان جزو مهم ترین اقشار هستند و البته نمود بیشتری در جامعه دارند، بنابراین بسیار کارکرد مهمی دارند. در واقع عدم عذرخواهی مسوولان از خطای ناخواسته و محاسبه نشده، جامعه را دچار یک نوع بی اخلاقی خواهد کرد و نهایتا تنزل اخلاقی ایجاد می کند ولی وقتی این مسوول عذرخواهی می کند باعث تولید اخلاق خوب در جامعه خواهد شد و این به مدیریت اخلاقی در جامعه کمک خواهد کرد.

 مثلادر دولت گذشته خطاهای متوالی صورت گرفته ولی این رفتار از مسوولان دیده نشد در صورتی که وجدان جامعه به دلیل اینکه کسی شهامت اخلاقی ندارد و از مردم عذرخواهی نمی کند آزار می بیند البته مطمئنا بعد از این سکوت، جامعه دچار بیماری فرهنگی می شود . اقدام  رییس جمهور از این بابت اقدامی موثر و قابل ستایش است، اینچنین می توان امیدوار بود که این فرهنگ بین مسوولان و سیاستمداران ما تکرار و به یک فرهنگ تبدیل شود و دیگر کسی تقصیر مشکلی را بر گردن دیگری نیندازد. این عذرخواهی ستودنی است(اعتماد)

البته باید گفت که این فرهنگ اگر چه خوب است ولیکن اگر قرار است که این فرهنگ نهادینه شود هررزو شاهد

باید باشیم که مسوولان از مردم باید عذر خواهی کنند .انقدر در همه موارد اشتباه دارند که ستادی در مراکز شهری واستانی ومرکزی باید تشکیل شود و موضوع عذر خواهی را بیان کند و صد البته عذر خواهی ریاست محترم جمهور در برنامه کمی تا قسمتی زنده جای بسی شگفتی وشوک دارد .

مگر میشود مسوولان از مردم عذر خواهی بکنند .هاشا وکلا

لیست معذرت خواهی مسوولان از مردم ...

1

[ ۹۲/۱۱/۱۸ ] [ 18:19 ] [ همشهری ]

[ ]

[ ۹۲/۱۱/۱۸ ] [ 17:56 ] [ همشهری ]

[ ]

بازی کلاغ پر که همگی بلدید بیایم بازی کنیم ...

کلاغ .....پر ...

ماشین ...پر...نه رو ....

ادم....پر ...نه بابا رو ....

بازی سبد کالا ........

دکتر با ماهی میلیون ها تومان ...............سبد کالا ...........میگیرد.

مهندس ....میلیون تومان ..........سبد کالا ......میگیرد .

احمدی نژاد ..........سبد کالا .....میگیرد ...

شهردار ............

فرماندار .............

نماینده مجلس .........

کارگر ..............سبد کالا ...........نداریم

بدبخت وبیچاره .............سبد کالا ....نداریم ....

بی سرپرست ...........سبد کالا ...نداریم و

بد سر پرست ............سبد کالا .........نداریم .


کلاغ پر ............

[ ۹۲/۱۱/۱۷ ] [ 18:54 ] [ همشهری ]

[ ]

خاطراتی از محافظ امام خمینی:

بچه بوديم، هنوز مکلف نبوديم، جمعه بود، فيلم سينمايي نگاه مي‌کرديم، زمستان هم بود اذان مي‌افتاد وسط فيلم سينمايي. امام از راه که رسيد پرسيد: بچه‌ها نمازتان را خوانده‌ايد؟؛ هميشه مي‌پرسيد.
گفتيم: نه!
گفتند: خب بلند شويد بخوانيد.
گفتيم: وضو نداريم تا برويم وضو بگيريم جاهايي از فيلم از دست‌مان مي‌رود!
گفتند: خب بي وضو بخوانيد.
گفتيم: خب باز سر رکوع و سجود فيلم از دست‌مان مي‌رود، نمي‌بينيم!
گفتند: رکوع و سجود هم نرويد فقط حمد و سوره بخوانيد.

در نوفل لوشاتو مي‌خواستند از بيست و چهار ساعت از زندگي امام فيلم بگيرند، وقت غذا که شد، توي سفره غذاي ساده‌اي بود. خواستند فيلم بگيرند، امام گفتند: «نه، اين‌طور که شما مي‌خواهيد سفره بچينيد دروغ است. توي سفره ما گاهي پلو و گوشت و خورش هم هست؛ شما مي‌خواهيد اين‌ها را ناديده بگيريد، يک سفره‌ي ساده درست کنيد، اين دروغ است.»

[ ۹۲/۱۱/۱۷ ] [ 12:46 ] [ همشهری ]

[ ]

کیهان اینگونه به طنز نوشت:

گفت: چرا نُچ‌نُچ مي‌کني؟!
گفتم: خيلي خطرناک است! معلوم نيست چرا برخي از مدعيان اصلاحات، مسائل امنيتي را رعايت نمي‌کنند؟!
گفت: چطور مگه؟! چي شده؟!
گفتم: روزنامه زنجيره‌اي آفتاب‌يزد در صفحه اول خود با اشاره به بي‌تدبيري در توزيع سبد کالا، از قول شخصي بنام «بهمن آرمان» تيتر زده که «اين صف‌هاي طويل نشان‌دهنده 8 سال بي‌تدبيري است»!
گفت: خب! کجاي اين تيتر و آن اظهارنظر نشانه بي‌توجهي به مسائل امنيتي است؟!
گفتم: مرد حسابي! يعني نمي‌دانند که آمريکا و کشورهاي اروپايي با بزرگترين بحران اقتصادي تاريخ خود روبرو هستند؟! خب! ممکن است اين اقتصاددان نابغه را بدزدند و با خود ببرند!

[ ۹۲/۱۱/۱۶ ] [ 17:44 ] [ همشهری ]

[ ]

طبق مصوبه دولت یازدهم، اعتبار سبد کالایی که قرار است طی دو مرحله از سوی دولت میان حدود 15 میلیون خانوار ایرانی توزیع شود، 1500 میلیارد تومان است که این اعتبار برای هر مرحله از توزیع سبد کالا 750 میلیارد تومان می‌شود.

به گفته مدیر اجرایی تامین، توزیع و نحوه اجرای سبد کالایی، ارزش هر بسته کالایی حدود 80 هزار تومان است.

البته طبق تصمیم اخیر وزارت صنعت و بر خلاف وعده اولیه دولت، چند میلیون کارگر از شمول دریافت سبد کالا محروم شدند. پیشتر نیز کشاورزیان و روستائیان از سبد کالا محروم شده بودند.

دولتی‌ها قبلا گفته بودند که سبد کالایی به حدود 15 میلیون خانوار خواهد رسید که با حذف بخش اعظم جامعه کارگری، احتمالا جامعه هدف به زیر ۱۰ میلیون نفر رسیده است.

بنابراین مجموع 10 میلیون بسته کالایی، هزینه‌ای معادل 800 میلیارد تومان برای دولت داشته است.

این در حالی است که ارزش ثروت یکی از وزرای دولت نزدیک به 1000 میلیارد تومان اعلام شده است که بیشتر از ارزش سبد کالایی 10 میلیون خانوار است.

البته هفته پیش کریمی قدوسی، نماینده مردم مشهد در تذکری شفاهی در جلسه علنی مجلس خطاب به رئیس جمهور با بیان اینکه ثروت یکی از وزیران دولت یازدهم برابر تمام وزیران دولت دهم است، اعلام کرد: «تعداد وزرایی که ثروت آنها بالای 1000 میلیارد است، در این دولت بسیار است و با گذشت 6 ماه از روی کار آمدن دولت هنوز دارایی‌های خودرا به قوه قضاییه اعلام نکرده‌اند.»

[ ۹۲/۱۱/۱۶ ] [ 17:43 ] [ همشهری ]

[ ]

در روزگاران قدیم پادشاهی دستور داد تخته سنگی را وسط جاده ای قرار دهند. سپس خود و افرادش در گوشه ای مخفی شدند تا ببینند آیا کسی آن تخته سنگ را از سر راه برمی دارد یا نه.

عده ای از بازرگانان و افراد مرفه دربار با بی توجهی از کنار تخته سنگ عبور کردند. عده زیادی هم از مردم عادی با دیدن تخته سنگ شاه را ملامت کردند و او را مقصر دانستند که چرا جاده ها را آباد نمی کند و به وضعیت آنها رسیدگی نمی کند. اما هیچکس برای برداشتن تخته سنگ از وسط جاده کاری انجام نداد. پس از مدتی که افراد زیادی رفت و آمد کردند یک روستایی که بار سبزیجات داشت از راه رسید. آن مرد روستایی به محض اینکه به تخته سنگ رسید بارش را به زمین گذاشت و شروع به هل دادن تخته سنگ کرد تا اینکه بعد از مدتی با زحمت زیاد توانست تخته سنگ را از وسط جاده به کناری بغلتاند.

بعد از برداشتن تخته سنگ از وسط جاده مرد روستایی یک کیسه پول درست در جایی که قبلاً تخته سنگ بود پیدا کرد. وقتی مرد روستایی در کیسه را باز کرد با مقدار زیادی سکه های طلا و یک یادداشت مواجه شد که در آن نوشته شده بود: طلاها متعلق به کسی است که تخته سنگ را از سر راه مردم کنار بزند.

مرد روستایی چیزی آموخت که بسیاری از ما در مواجهه با سختی ها متوجه آن نمی شوند: هنگامی که من بودنت را کنار می گذاری و رهایی از سختی را نه فقط برای خود که برای دیگرانی که نمی شناسی هم می خواهی، فرصت های خوب را به سوی خود فرا خوانده ای.

ما انسان ها به خاطر اتفاقات کوچک و منیت های بزرگمان، حاضر نیستیم ببخشیم و راه رهایی آدم ها را باز کنیم. چگونه انتظار داریم، در محاصره دیوارهای بلندی که با دستان خود کشیده ایم، اسیر نشویم؟

[ ۹۲/۱۱/۱۵ ] [ 11:36 ] [ همشهری ]

[ ]

یکبار دیگر کرامت انسانی مردم ایران در سالگرد انقلاب ایران زیر سوال جهان و جهانی رفت .دولت تدبیر وامید با دادن سبد کالا مردم مارا به سخره گرفته است .

توزیع سبد کالا ، قاعدتاً باید معطوف به کسانی باشد که بدان نیاز مطلق یا حتی نسبی دارند ، اما واقعیتی که بارها تجربه شده این است که شناسایی دقیق و بدون خطای افرادی که مستحق برخورداری از این کمک ها هستند، میسر نیست.

این امر ، باعث ایجاد نارضایتی هایی شده است چه آن که بعضاً در یک کارگاه ، کارفرما مشمول سبد کالا شده و کارگرش نه!

همانطور که در مطلب قبل گفته شده ریاست جمهور هم جز افراد ضعیف ایران قرار گرفته است و کارگران زحمت کش این مملکت ثروتمند جامعه قرار دارند که سبد کالا به این گروه تعلق نگرفته است ....

جای بسی تفکر داشت که ما نداریم .....

[ ۹۲/۱۱/۱۴ ] [ 17:6 ] [ همشهری ]

[ ]

با اعلام زمان آغاز توزیع سبد کالا ،با مراجع به سایت "یارانه کالا"مشاهده خواهید کرد که این سبد کالا به رئیس جمهور سابق هم تعلق گرفته است.


[ ۹۲/۱۱/۱۴ ] [ 12:0 ] [ همشهری ]

[ ]

دوست داشتم مطلبی بزنم که درباره ......

ترافیک بد شهری باشه ....

سدمعبر خیابانی و پیاده رو باشه ...

نبود پارکینگ طبقاتی باشه ...

شهر شلوغ ونبود پارکینگ باشه ..

معضل بیکاری باشه ...

درمورد مدیرانی که هر زمان که اقایان جلسه میگیرند و هر بار می گویند که مدیری که تنبل است جایی در اداره شهری نداره ولی نمیدونم کدامشون تنبل است باشه ...

در مورد جاده مرگ باشه ...

در مورد جاده ای که دوبانده شده و علایم زده شده و اماده است ولی تا 22 بهمن باید صبر کند باشه ....

بی خیال اصلا ولش کن کسی به فکر ما نیست بقول قدیما

برای حفظ کارخونه جوشش بده جوشش بده

[ ۹۲/۱۱/۱۳ ] [ 21:33 ] [ همشهری ]

[ ]

آقای محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت، معدن و تجارت در 12 شرکت خصوصی عضو هیات مدیره است.شرکت هایی که تاریخ ثبت اکثر آنها از سال 89 به بعد بوده است. اسامی این شرکت ها به شرح ذیل بود:

 

رسا فارمد به شماره ثبت 333.79

پلیمری پویا جم خاورمیانه به شماره ثبت 433737

ارگ شیمی پارسا به شماره ثبت 341763

مهندسی توسعه پترو فرآیند کرخه به شماره ثبت 435535

الوند پترو انرژی کیش به شماره ثبت 10233

هرمزان تجارت گستر کیش به شماره ثبت 10249

برق انرژی پاینده جم به شماره ثبت 432445

توسعه پتروشیمیایی ساحل دریا به شماره ثبت 426582

توسعه نگین مکران به شماره ثبت 426868

توسعه صنعت نعمت به شماره ثبت 408125

تولید برق دژپل انرژی به شماره ثبت 426049

شرکت کیمیا صنایع دالاهو به شماره ثبت 292030

 

روابط عمومی وزارت صنعت، معدن و تجارت پس از انتشار این گزارش با ارسال توضیحاتی تاکید کرد که نعمت‌زاده از عضویت در هیئت مدیره این شرکت‌ها برای تصدی پست دولتی استعفا داده است. با این حال مشخص نیست که آیا وزیر صنعت و معدن و تجارت تنها از عضویت در هیئت‌مدیره‌ این شرکت‌ها استعفا داده یا سهام شرکت‌های خود را نیز واگذار کرده است؟ نکته مهم این است که در این شرکت‌ها غیر از آقای نعمت زاده، اسامی برخی منسوبین و نزدیکان وی به نیز عنوان عضو هیات مدیره ثبت شده، ضمن این که بجز آقای وزیر، برخی دیگر از اعضای هیات مدیره این شرکت ها، به رغم اینکه در دولت جدید مسئولیت و منصب گرفته اند، هنوز استعفا نداده اند.

[ ۹۲/۱۱/۱۳ ] [ 21:23 ] [ همشهری ]

[ ]

تصویر زیر متعلق به فاطمه صادقی گیوی دختر آیت الله صادق خلخالی حاکم شرع اوایل انقلاب است.

او عضو تحریریه فصلنامه گفتگو است و مطالبی در دفاع از جنبش فمینیستی در ایران و علیه حجاب اجباری (کاری که پدرش  و مجمع روحانیون مبارز از پیشگامان و عاملان اصلی  آن بودند ) در سال ۱۳۸۷ ارائه کرد. او هم‌اکنون در مؤسسه رخداد تازه تدریس می‌کند.

پدر وی محمد صادق صادقی گیوی معروف به خلخالی (۱۳۰۵-۱۳۸۲)، روحانی شیعه و حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود. وی در گیوی از توابع شهرستان خلخال استان اردبیل متولد شد. بسیاری از اعدامهای اول انقلاب به دستور وی صورت گرفته است.

او پس از انشعاب در جامعه روحانیت مبارز تهران و ایجاد مجمع روحانیون مبارز به عضویت این جریان چپ گرا در آمد.او از طرف گروههای چپ سه دوره نماینده مردم قم در مجلس هم بود

[ ۹۲/۱۱/۱۲ ] [ 14:1 ] [ همشهری ]

[ ]

«چند هفته است ثروت میلیاردی یکی از اعضای دولت باعث شده، افکار عمومی با خود این پرسش را مطرح کند که فردی که پیش و بعد از انقلاب تنها کارمند دولت بوده و به عنوان وزیر و معاون وزیر  فعالیت می‌کرده است، چگونه به چنین ثروتی دست یافته است؟». این فرد که دارای مدرک لیسانس غیرمرتبط با حوزه فعالیتش است حتی در دوره‌ای، معلم بود و مبحث موتور و مکانیک را در دبیرستان تدریس می‌کرد. سال‌های جوانی‌اش را در کارخانه‌ای مدیر فنی بود و تا اواخر سال 1356 همین کار را ادامه داد. پس از انقلاب، به همراه جمعی 70 نفره تیمی به نام «بازرسی ویژه» را در وزارت ‌کار ایجاد کرد. این تیم تلاش می‌کرد که مسائل کارگری اوایل انقلاب را به صورت کدخدامنشی حل کند.سپس به عنوان عضو هیئت‌مدیره ایران خودرو منصوب شد. وی پس از استعفای دولت موقت به مدت 10 ماه به عنوان وزیر کار فعالیت نمود و در دولت شهید رجایی به عنوان وزیر صنایع شروع به کار کرد. تصدی در پست وزارت صنایع تا سال 1376 ادامه داشت و او در دولت اصلاحات به عنوان معاون وزیر نفت منصوب شد. وی معاونت وزارت نفت را در کابینه احمدی‌نژاد به عهده داشت و در سال 87 از این سمت کنار گذاشته شد.با نگاهی به زندگی کاری این فرد می‌توان دریافت وی از ابتدا کارمند دولت بوده و با این که در سمت‌های مختلفی از جمله وزیر و معاون وزیر مشغول به فعالیت بوده است، اما چگونگی به دست آوردن چنین ثروتی که برخی منابع آن را 1000 میلیارد تومان تخمین زده‌اند، جای سوال دارد.

با یک حساب ساده مشخص می‌شود که این فرد اگر از روز تولد خود روزانه 40 میلیون تومان درآمد داشت می‌توانست در حال حاضر به چنین ثروتی دست پیدا کند. میزان ثروت این عضو کابینه دولت تدبیر و امید جای پرسش نیست؛ بلکه سوال این است که وقتی فردی در چند دهه گذشته دایم به عنوان یک کارمند دولت کار می‌کرده است، چگونه به چنین ثروت افسانه‌ای دست یافته است؟. ثروتمند بودن به نوبه خود هیچ اشکالی ندارد. اما چگونگی کسب این ثروت و خرج آن می‌تواند در حکومت اسلامی یکی از اصلی‌ترین مباحثی باشد که باید بر روی آن بحث و نظر صورت بگیرد. در حکومت اسلامی هیچ‌کس فراتر از قانون نیست و اتفاقا هر که مسئولیت بیشتری دارد، باید بیشتر از  همه پاسخگو باشد و بیشتر از همه باید بر او نظارت کرد.

گفتنی است ایشان بعد از خروج از وزارت در زمان هاشمی تا قبل از ورود به دولت تدبیر و امید ! شرکت نفتی  یا گازی تاسیس کرده و مسئولیتهای مهمی در جنوب کشور داشته است ! در ضمن ایشان بالای 67 سال سن دارند.

[ ۹۲/۱۱/۱۲ ] [ 13:50 ] [ همشهری ]

[ ]

به لطف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بعضی از مدیران این مملکت در خرد و کلان ایران به جا هایی رسیدند که نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده .راه دوری نریم همین شهر خودمان چه مدیرانی که با کفش پاره پاره و شلوار وصله دار امدند جهت احیای سنت رسیدگی به مردم ضعیف جامعه ولی در زمان هایی که کسی نمیگوید رانت که به کسی بر بخورد به جاهایی رسیدند که نگو و نپرس ...

اگر اهل فیروزاباد باشی و از گذشته چیزی بیاد داشته باشی خواهی گفت احسنت به کلامت ...همین گذشته نچندان دور را می گویم اولین دوره یا بعد از ان این شهردار یا ان شهردار کسانی که ثروت های امروز خودر اداشتن ملک پدری بیان میکنند و اگر کنارشان باشی خواهی دانست که انگار مردم پدرانشان را از یاد برده اند .از رای مردم بالا رفتند و تا کجا که رفتند و حال یادی از همین مردم نمیکنند که چه به روزشان امده .هرکسی بود و خورد ورفت نیش جونش باشه و زود باشد که گیر کند لقمه مردم در گلویشان ...

و اما بعد ..........

اعلام ليست دارايي هاي مسئولان کشور هرچند هنوز در مجمع تشخيص مصلحت نظام معطل مانده و بنا به گفته محمد دهقان عضو هيات رئيسه مجلس اراده اي براي به سرانجام رسيدن آن نيست، اما برخي از مسئولين کشور تا کنون دارايي هاي خود را اعلام کرده اند.
در اين بين از ميان دولتمرداني که دارايي هاي خود را اعلام کرده اند آقاي نعمت زاده وزیر صنعت ميزان دارايي خود را ۹۳۰ ميليارد تومان و آقاي (ز) از جمله دارايي‌هاي خود را در تهران يک قطعه زمين ۴ هزار متري در ميرداماد که قيمت هر متر مربع آن ۲۰ ميليون تومان تخمين زده مي‌شود، اعلام کرده اند.
اين دو فرد تا کنون بيشترين دارايي ها را در بين اعضاي دولت يازدهم داشته اند.
در دولت دهم نيز بيشترين دارايي مربوط به آقاي محصولی به ارزش ۱۱۵ ميليارد تومان اعلام شده بود.

[ ۹۲/۱۱/۱۰ ] [ 12:43 ] [ همشهری ]

[ ]

[ ۹۲/۱۱/۱۰ ] [ 12:18 ] [ همشهری ]

[ ]

این عکس، قطعا یکی از دوست داشتنی ترین عکس های سال خواهد بود. عکسی که همه بچه ها شبیه هم اند. حالا ماهان دیگر تنها نیست و غیر از معلم فداکارش، یک کلاس پر از همکلاسی های دوست داشتنی هم دارد.

همکلاسی های «ماهان» پسر مریوانی مبتلا به سرطان، با الگو گرفتن از معلم شان سرهای خود را تراشیدند تا ماهان احساس تنهایی نکند.

«ماهان» دیگر تنها نیست. حالا همه کلاس، دوباره شبیه او شده اند. شبیه روزهایی که سرطان، هنوز موهای سرماهان را از او نگرفته بود.

کلاسی که همه بچه هایش در درس «انسان بودن و فداکاری» آقا معلم، نمره ۲۰ گرفته اند

[ ۹۲/۱۱/۰۹ ] [ 16:39 ] [ همشهری ]

[ ]

وقتی سراغ از بازیگر ممنوع‌التصویر هشت ساله‌ای را می‌گیریم و از او می‌پرسیم که آیا واقعا درست است که به خاطر شباهتش با محمود احمدی‌نژاد - رییس‌جمهور سابق کشور - هشت سال از تلویزیون دور مانده است؟ می‌گوید: هشت سال پیش زمانی که انتخابات مربوط به ریاست محمود احمدی‌نژاد به پایان رسید، مدام از سوی وکلا تماس‌هایی با من گرفته می‌شد و می‌گفتند که آیا خودت خبر داری که ممنوع‌التصویر شده‌ای؟ که من آن زمان فقط به این حرف‌ها می‌خندیم و اصلا باورم نمی‌شد که ظاهرا همین شایعات کم‌کم به واقعیت پیوست؛ دریغ ار اینکه هیچ‌کس جز داوود رشیدی، محمود استاد محمد و مرضیه برومند سراغم را نگرفت

محمود بصیری خطاب به وزیر ارشاد و رییس سازمان صدا‌و‌سیما می‌گوید: امیدوارم وقتی وزیر ارشاد و رییس تلویزیون مسئولیتشان را به افراد دیگری واگذار می‌کنند و به خانه‌هایشان می‌روند، بتوانند راحت بخوابند.او در عین حال تاکید می‌کند که بابت اتفاقی که برایش افتاده و هشت سال ممنوع‌الکار بوده، از کسی شاکی نیست و هیچ‌کس را مقصر نمی‌داند و حتی می‌گوید: دست آن کسی که این کار را کرده درد نکند!

بصیری در بخشی دیگر از صحبت‌هایش در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر اینکه طی این چند سالی که در عرصه‌ی هنر زحمت کشیده‌اید، از تلویزیون راضی هستید؟ پاسخ می‌دهد: نه تلویزیون و نه وزارت ارشاد هیچ‌کاری برای من نتوانست انجام بدهد، جز اینکه بیشتر به من لطمه زدند و هیچ‌کاری هم برایم نکردند. خیلی‌ها وقتی دیدند از من خبری نیست می‌گفتند محمود بصیری مریض است و در خانه‌اش افتاده است و آقای فلان ماهی دو میلیون تومان به او حقوق می‌دهد! بنده در همین‌جا این حرف‌ها را تکذیب می‌کنم و می‌گویم که حتی یک قران هم از هیچ‌کسی پول قبول نکردم. طی این مدتی که من نبودم تنها کسانی که از من یاد کردند داوود رشیدی به همراه خانواده‌اش، محمود استاد محمد و همچنین خانم برومند بودند.

 

[ ۹۲/۱۱/۰۹ ] [ 12:42 ] [ همشهری ]

[ ]

یادداشت «مردم ایران زامبی شده‌اند»، تاکنون هزاران مرتبه در ایمیل و شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده و بسیاری از کاربران آن را مورد توجه قرار داده‌اند. نگارنده همچنین ابعاد مختلف زندگی امروز گروه بزرگی از ایرانیان را هدف انتقاد تند خود قرار داده است.
 
متن کامل این یادداشت بدین شرح است:
یک چراغ جادو را مقابل مردم دنیا بگیرید و به آنها بگویید که غول داخل آن یک آرزویشان را برآورده می‌کند. هر فردی از هر کشوری آرزوی متفاوت خواهد داشت. یکی بوگاتی می‌خواهد و دیگری کشتی تفریحی دوست دارد، یکی می‌گوید هواپیمای شخصی و یکی کاخی بزرگ را طلب می‌کند و یکی هم می‌خواهد صاحب یک سایت مانند فیس‌بوک باشد و شاید کسی هم می‌خواهد نخستین فضانوردی باشد که قدم روی مریخ گذاشته است.
حالا همان چراغ جادو را مقابل مردم ایران بگیر. نفر نخست پول زیاد می‌خواهد، آن یکی پول فراوان می‌خواهد، یکی دیگر پول هنگفت می‌خواهد، آن یکی 3000 میلیارد طلب می‌کند و یکی دیگر می‌گوید می‌خواهد بین فامیل پولدارترین باشد و هرگز ثروت کسی از او بالاتر نرود.
بیشتر مردم ایران، آرزویی ندارند. آنها می‌خواهند هر مشکلی را با پول حل کنند و هر چیزی را با سرمایه‌گذاری مستقیم مالی به دست بیاورند.
آنها حتی اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌شان را می‌خواهند، با خدا و بزرگان معامله مالی می‌کنند: «اگر شفا پیدا کند، 500 تومن می‌گذارم کنار». تعریف خیلی از 
آنها از «نذر کردن»، ارائه پیشنهاد مالی به آسمان است. 
 
کسی نذر نمی‌کند که اگر مشکلش حل شد، بعد از آن تا جایی که می‌تواند دروغ‌گویی یا غیبت کردن را کنار بگذارد.
 آنها برای ادای نذر خود گوسفند می‌کشند و گوشت آن را میان چند خانواده پولدارتر از خودشان تقسیم می‌کنند و کله‌پاچه‌اش را هم صبح نخستین روز تعطیل با خوشحالی و سنگک تازه میل می‌کنند
.
اگر می‌خواهند بقیه دوست‌شان داشته باشند، خودشان را پولدار جلوه می‌دهند و اتومبیل‌های مدل بالا سوار می‌شوند تا دیگران عاشق‌شان شوند.
 آنها می‌دانند اگر دوست و فامیل احساس کنند که وضع‌شان مناسب نیست، طردشان می‌کنند؛ پس وانمود می‌کنند که دغدغه مالی ندارند.
 وقتی توی میهمانی می‌نشینند، درباره قیمت جدید خودروها می‌پرسند و می‌گویند که قصد دارند یکی بخرند، اما این در حالی است که هرگز پولی برای این کار ندارند. 

آنها چنان در پی چشم‌وهم‌چشمی هستند که یک کارگر ساده کارخانه خانه پدری خود را می‌فروشد و به اجاره‌نشینی روی می‌آورد تا همسرش بتواند به فامیل خود بگوید که سانتافه سوار می‌شوند

بیشتر مردم ایران تاجران خانگی هستند. آنها طلای اندوخته دارند، دلار و یورو خریده‌اند یا در پی افزایش سود حساب بانکی خود هستند، پس هر روز در سه نوبت صبح، ظهر و عصر، قیمت ارز و سکه را پیگیری می‌کنند و با شنیدن آن سوت می‌کشند و نچ‌نچ می‌کنند، چون نگران سرمایه خود هستند
.
مردم ایران آرامش ندارند. آنها به این اعتقاد ندارند که هر کسی باید هماهنگ با درآمد خود زندگی کند. آنها ابتدا یخچال سایدبای ساید را نمادی از ثروت می‌دانستند و سپس به تلویزیون‌های تخت روی آوردند
.
بسیاری از مردم ایران ماهانه قسط خانه و اتومبیل و وسایل الکترونیکی را می‌پردازند که به آن نیازی ندارند. آنها پارکینگ ندارند، اما اتومبیل گران‌قیمت می‌خرند و نیمه‌شب با شنیدن صدای آژیر دزدگیر از خواب می‌پرند و با عجله خودشان را به پشت پنجره می‌رسانند و پایین را نگاه می‌کنند
.
مردم ایران، ثروتمندترین ملت جهان هستند، اما همیشه ناله می‌کنند که پول ندارند.
آن‌ها خودروهای مدرن را به دو برابر قیمت آن در جهان می‌خرند و جدیدترین گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها را به دست می‌گیرند. در عسلویه، گوشی‌های کارگران از موبایل مهندسان جدیدتر و گران‌تر است
.
مردم ایران مانند زامبی‌ها زندگی می‌کنند. زامبی، انسانی است که هدف و آرزو ندارد و فقط صبح را به شب می‌رساند و شب خود را به صبح روز بعد پیوند می‌زند. زامبی، معنای عشق و دوست داشتن را نمی‌فهمد. همان زامبی‌ها پشت میز می‌نشینند تا برای دیگران تصمیم بگیرند
.
چیزی که مردم ایران آن را «زندگی» معنی کرده‌اند، زندگی نیست. آنها یکدیگر را دوست ندارد. بیشتر آنها زامبی هستند. زامبی‌ها، پول‌پرست‌هایی هستند که روی هر چیزی قیمت می‌گذارند و زندگی را فقط در جمسشان می‌بینند.

[ ۹۲/۱۱/۰۷ ] [ 9:50 ] [ همشهری ]

[ ]

شیرازه- سرویس قطعه شهدا: عشایر فارس همواره به غیرت و جوانمردی شهره بودند. از زمانی که قوای انگلیس ها را در جنوب ایران درهم شکستند تا جنگ تحمیلی و پس از آن. در دل سیاه چادرهای عشایری مردانی تربیت یافتند که 8 سال از دین و خاک وطن دفاع کرده و جاودانه شدند. شهید طمراس چگینی فردی بود که در همین سیاه چادرها در اطراف فیروزآباد به دنیا آمد و دوران تحصیل خود را در همین شهرستان گذراند و در اواخر دوره متوسطه با همكاری و همفكری دوستان دانش آموز و جوانان حزب اللهی طایفه چگینی فعالیت های اجتماعی و سیاسی خود را برعلیه رزیم پهلوی آغاز كرد.

با شروع جنگ تحمیلی در حالی كه هنوز یك هفته از شهادت برادرش الیاس نگذشته بود با دست کشیدن از درس و دانشگاه خود رابه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی كرد و به خیل عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) پیوست.
در سال 64 با دختر حجت الاسلام کریمی ازدواج کرد. او مدارج ترقی را خیلی زود در سپاه طی کرد. مسئولیت های فراوانی را در طول جنگ عهده دار بود. مسئولیت اردوگاه آموزشی شهید دستغیب، جانشینی فرماندهی گردان 9043، جانشینی فرماندهی گردان فتح، مسئول طرح و عملیات لشکر المهدی (عج)، فرماندهی محور، فرماندهی گردان غواص از جمله مسئولیت‌های او بود.

طمراس چگینی که در عملیاتهای مختلف چندین بار شیمیایی و مجروح شده بود و بعد از سالها حضور در جبهه و کسب تجربه و رشادت ها در عملیات‌های والفجر 1، 2 و 8، خیبر، بدر و کربلای 4 با دست شکسته و به گردن آویخته وارد فرماندهی محور عملیاتی را کربلای 5  عهده دار بود تا این که پس از شهادت مرتضی جاویدی و خلیل مطهر نیا در مرحله دوم عملیات در محور کانال ماهی به شهادت رسید.
یکی از دوستانش نقل می کند: گرماگرم عملیات کربلای 5 بود. طمراس برای ساعتی به عقب آمده بود. من هم در عقبه بودم، با من تماس گرفت و گفت: "من غسل شهادت کردم، وقتی جنازه ام را به عقب آوردند، به مادرم بگو که طمراس غسل کرده و نیاز به غسل ندارد!"

گفتم: "ان شاالله سالم بر می گردی!"

با جدیت گفت: "من با خدای خود عهدی بسته ام که تا شهید نشوم به عقب برنگردم!"

یخ کردم از حرف طمراس؛ نگرانش بودم، روز ظهر نشده خبر شهادتش مرا به آتش کشید. شهیدی که سر نداشت.




[ ۹۲/۱۱/۰۶ ] [ 15:31 ] [ همشهری ]

[ ]

حادثه اینقدر دردناک بود که همه را شوک‌زده کرد؛ به رغم حضور مأموران آتش‌نشانی در محل آتش‌سوزی طبقه پنجم یک ساختمان، دو خانمی که برای فرار از شراره‌های سوزان از پنجره آویزان شده بودند، سرانجام بی‌آنکه کمکی دریافت کنند، سقوط کردند و جان باختند، چراکه نردبان خودرو آتش‌نشانی باز نشد؛ به همین سادگی و به همین تلخی!

به گزارش «تابناک»، حادثه سقوط و مرگ دو زن در آتش‌سوزی خیابان جمهوری که در روز میلاد پیامبر اکرم (ص) رخ داده بود، بناگاه و پس ‌گذشت یک روز کاری به سکوت، مورد توجه مسئولان ‌قرار گرفت؛ اما هستند کسانی که هنوز سکوت پیشه کرده و ترجیح داده‌اند چیزی نگویند.


قصد اهانت به هیچ کس نیست و فقط قیاس این است که در دنیا اتش نشان ها چکاره هستند و چه میکنند و در ایران چه گونه...

سگی که در دریاچه یخ زده سن لوئیس افتاده بود با کمک ماموران آتش نشانی محلی نجات پیدا کرد.


به گفته شاهدان این سگ بر روی سطح یخ زده دریاچه یک غاز را تعقیب می کرد که ناگهان با شکستن یخ ها به داخل آب افتاد. ماموران آتش نشانی دقایقی بعد با تماس صاحب این سگ در محل حاضر شدند و توانستند این حیوان را از مرگ حتمی نجات دهند. عکس های اسوشیتدپرس در همین رابطه را در زیر می بینید.

[ ۹۲/۱۱/۰۶ ] [ 13:18 ] [ همشهری ]

[ ]

امروز شهر مون حال و هوای دیگری داشت چرا که تو شهر اگر گشتی میزدی مشاهده میکردی که اصلا شهر عوض شده باور ندارید ..

اصلا شهر پاک شده بود و ماموران شهرداری و ماموران پاکیزگی به جنب وجوش افتاده بودند ...

توشهر چیزی که خاطر استان را ناراحت کنه نمیدیدی ...

سر چهارراه  ها  نیروی انتظامی بصورت چند طرفی ایستاده بودند تا امنیت برقرار باشه ..

راهنمایی که دیگه نگو از روزبه تا فلکه امام  خدا برکت بده به این نیرو ها ...

سد معبر که نداشتیم و قرار مردم سد معبر فردا بی خیال بشوند و سد معبر نکنند تا این مرحله تمام بشود ...

همه و همه این ها در شهر دیده میشد ...

انچه دیده نمی شود شهری شلوغ که کیفیت رانندگی هیچ شده کسی به کسی در رانندگی احترام نمیگذاره

و ترافیک زیاد شهری و درختانی که از ریشه درامده اند اون هم به لطف مهندسی که از مهندسی فقط برچیدن

درختان را یاد گرفته .

راستی یادم رفت که این هم اضافه کنم تو جاده مرگ شهرستان چندین بنز پلیس راه گشت می زدند و این در نوع خودش بی نظیر است .

راستی کاش ریاست محترم جمهور می امد شاید شهر مون کمی روی اسایش ببیند ...

کاش فقط بیایی روحانی .....

کاش مثل تو داستان ها استاندار محترم مخفی بیاید و بگرد شهرستان را تا ببیند که شهر که نیست دهی بزرگ در فارس است ...

[ ۹۲/۱۱/۰۵ ] [ 21:26 ] [ همشهری ]

[ ]

چه بسیار در دور و اطراف می بینیم کسانی را که دین برایشان نان شده است و از تظاهر به دینداری زندگی می کنند. گاهی این افراد در ابتدا انسانهای ریاکاری نبودند و پرداخت پول ریاکارشان کرده.

وقتی فردی که دیندار است داوطلبانه به او به خاطر دینداری اش پول بدهید و امتیاز قائل شوید بعد از مدتی فراموش می کند که باید دیندار باشد و با ایمان فکر می کند باید اول به او حقوق و امتیاز بدهند و اگر روزی همین انسانی که بدون امتیاز دیندار بود حقوق و مزایایش قطع شود از دین دست می کشد.

 

بله وقتی برای دینداری ، با ایمان بودن ، برای جبهه رفتن و  جانباز و اسیر شدن و برای مداحی و سخنرانی مذهبی و طرفداری از اسلام به افراد امتیاز داده می شود طرف حتی اگر از اول اینگونه نبود آنگاه همین ایمانی که برایش امتیاز آورده خرابش می کند.فرد فکر می کند که لابد برای پول و امتیاز بود که به جهاد در راه خدا رفته و دیندار بود و دین را مبلغ.

و دیگرانی هم که از ابتدا دیندار نبودند وقتی می بینند دین نان و آب و شهرت و امتیاز دارد به خاطر این موارد خود را دیندار نشان می دهند و این آغاز پایانی است برای اعتبار ایمان.

این جاست که در بعضی مواقع میبینیم که فردی که به نوعی به دین ربط پیدا میکند که یا روحانیست یا مداح است ویا اینکه به نوعی خودش را حافظ دین میداند البته از نوع قانونی ان به عبارتی کارمند جایی هست .خودش را افضل تر از دیگران میداند و گرچه این صدق کلی ندارد .

خدایا: رحمتی کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد،قوتم بخش تا نانم را، و حتی نامم را در خطر ایمان افکنم،تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند، نه آنها که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند.

الباقی سکوت................

[ ۹۲/۱۱/۰۳ ] [ 10:13 ] [ همشهری ]

[ ]

مهرداد خدیر در دفاع از توافق ژنو و اقدامات دولت اینگونه و با این ادبیات در یک سایت طرفدار دولت  نوشت :

عملیات اجرایی توافق ژنو از امروز – 30 دی ماه- آغاز شده است. روندی که قرار است به کاهش تحریم ها و آزاد سازی بخشی از اموال بلوکه شده ایران بینجامد.

مخالفان داخلی توافق ژنو دو نوع موضع گیری کرده اند: رادیکال تر ها جامه سیاه پوشیده و از اجرای توافق به عنوان «هولوکاست هسته ای» یاد کرده اند.

مهم ترین تریبون مخالفان توافق اما قدری تخفیف داده و آورده است:« برای ارزیابی دقیق یک توافق نامه باید مجموعه آنچه داده ایم را با مجموعه آنچه گرفته ایم مقایسه کنیم و تنها در این صورت است که می توان توافق به دست آمده را مثبت یا منفی ارزیابی کرد.» یا در جای دیگر خاطر نشان کرده اند:« مذاکره عرصه معامله است و معامله میدان بده و بستان. وقتی کار به مذاکره می کشد هریک از دو سوی مذاکره در مقابل امتیازی که می دهند امتیاز می گیرند و پایان مذاکره هنگامی است که طرفین از مجموعه  داده ها و گرفته ها به نقطه توافق می رسند.»

  البته این چرتکه انداختن ها برای آن است که نتیجه بگیرند:« آنچه داده ایم در مقابل آنچه گرفته ایم نه فقط قابل مقایسه نیست بلکه بسیار کم اهمیت تر و ناچیز تر از آن است که با واژه برد- برد کمترین تناسبی داشته باشد.»

در نگاه منتقدان توافق ژنو، غنی سازی 20 درصدی اورانیوم  همچون جان ومال و ناموس باید پاس داشته می شد. در نگاه موافقان اما  سیاست، «فن ممکنات و علم اولویت ها»ست. اگر می شد هم غنی سازی 20 درصدی داشته باشیم و هم تحریم در کار نباشد تا به جای کارخانه های ورشکسته و مردمان خسته و بیماران محروم از دارو صحنه های دیگری را شاهد باشیم، کمال مطلوب حاصل بود.
 
تجربه اما نشان داد که این امر شدنی نیست. تحریم ها کمر اقتصاد  ملی و معیشت مردم را تا شکستن کامل نزدیک کرده بود. با این حال دولت روحانی اصل غنی سازی را غیر قابل مذاکره دانست اما در اتخاذ رویکردی واقع بینانه بر سرمیزان غنی سازی  مذاکره کرد و به توافق رسید. بله، از غنی سازی 20 درصدی صرف نظر شده و چه بسا غنی سازی 5 درصدی نیز در کوتاه مدت به تعویق افتد و این همان است که «داده ایم». آنچه گرفته ایم یا قرار است بگیریم اما کاهش تحریم ها و عجالتا 4.2 میلیارد دلار طی 6 ماه و به اقساط است.

می توان در مقام تخفیف و تحقیر بر این عدد و در قیاس با 100 میلیارد دلار اصلی تاکید کرد و می توان همین 4.2 میلیارد دلار را در اوضاع کنونی مغتنم دانست.

مهم، زاویه دید ماست. اقتدارگرایان یک دغدغه دارند و آن همانا قدرت است. از منظر قدرت و با عینک اقتدارگرایی هر هزینه ای برای دست یابی به غنی سازی هسته ای با درصد بالاتر مجاز است. با این نگاه اقتصاد و توسعه و رفاه اجتماعی در مراتب بعد قرار دارند و چه بسا برخی دل نگران این موارد نباشند.  بنا بر این طبیعی است که از توافق ناراضی باشند. از منظر توسعه اما غنی سازی 20 درصدی به هر قیمت مطلوب نیست و اختلاف دو دیدگاه بر سر همین موضوع است.

منتقدان اما یک نکته را به عمد نادیده می انگارند.این که نمایندگان هر دو تفکر در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند و 24 خرداد 92 عملا به یک همه پرسی بر سر نحوه دست یابی به اورانیوم غنی شده بدل شد و این فرصتی بود که نظام با فراخ نگری و به شکل غافل گیر کننده ای در اختیار مردم قرار داد یا سعید جلیلی با کاندیدا شدن خود این فرصت را فراهم ساخت. در یادداشت پیش از انتخابات نیز با تاکید بر همین منظر دعوت به مشارکت شد.

 در آن انتخابات نماینده تفکر منتقدان امروز توافق ژنو کمتر از 10 درصد آرا را به دست آورد و رییس جمهور کنونی که از زبان رقیب به عنوان نماد خط سازش یا خط تردید معرفی شده بود با کسب بیش از 50 درصد آرا انتخاب شد. بدین ترتیب مردم با صدای بلند و به صراحت  اعلام کردند می خواهیم زندگی کنیم و انرژی هسته ای را با هزینه ای کمتر و دور از تحریم و جنگ به دست آوریم. حتی آرای دکتر ولایتی را نیز می توان در این سبد منظور کرد.

بنا براین راه پیش رو راهی است که انتخاب شده و به نظر می رسد تنها احتمال توقف در آن هنگامی خواهد بود که تعهدات خود را انجام ندهند و همین حداقل را نیز دریغ کنند.

چرتکه می اندازند که چه دادیم و چه گرفتیم؟ آنچه می دهیم انصراف از غنی سازی 20 درصدی است. این نکته درستی است. آنچه می گیریم اما می تواند آرامش اقتصادی و احیای بخشی از اخلاق آسیب دیده اجتماعی باشد. تورم افسار گسیخته و افزایش شدید فاصله طبقاتی مردم را عصبی و افسرده کرده بود و تبعات آن هنوز کاملا رفع نشده است.

 سال پیش این موقع همه جا صحبت از قیمت طلا و دلار بود . سال پیش این موقع همه احساس می کردند در یک مسابقه شرکت کرده اند واکثریت در حال باختن اند و از دست دادن و تنها قلیلی از خط پایان می گذرند. اکنون اما از آن فضا فاصله گرفته ایم. این فاصله گرفتن از همان «گرفتنی» هاست که در چرتکه انداختن  رادیکال ها محاسبه نمی شود.

بله، باید دید چه داده ایم و چه گرفته ایم. اما این دادن و گرفتن به عرصه هسته ای محدود نیست. آنچه می گیریم در وهله نخست بخشی از اموال بلوکه شده خودمان است و پروسه ای که دیر و زود دارد اما قاعدتا نباید سوخت و سوز داشته باشد.

روند گذشته سالانه 150 هزار نخبه ایرانی را از کشور کوچ می داد، حسرت یک رستوران رفتن ساده را بر دل خیلی ها نشانده بود، بستگان بیماران را برای پیدا کردن داروهای کمیاب و گران شده سرگردان ساخته و مهم تر و  تاسف بارتر از همه  آن نوع دور زدن تحریم ها زمینه یک فساد بی سابقه تاریخی در امور اقتصادی و نحوه هزینه کرد درآمدهای نفتی را  فراهم ساخته بود.

اگر جلوگیری از فروپاشی کامل اقتصادی و اجتماعی  یک جامعه و تشدید فاصله طبقاتی دستاوردی « بسیار کم اهمیت و ناچیز» است حق با منتقدان است. اما اینان یا نمی دانند یا خود را به ندانستن می زنند که انگار موضوع هسته ای محدود به میزان غنی سازی است و انگار نه انگار که به همه عرصه های دیگر سرایت کرده است. آنچه قرار است بگیریم پول خودمان است. 100 میلیارد دلاری که به ناحق بلوکه شده است.
 
 اختلاف بر سر جنس محاسبه داده و گرفته هاست. برخی می گویند صنعت هسته ای چنان با ارزش و استراتژیک است که چرخ های دیگر هم نچرخد بیمی نیست. موافقان توافق اما از منظری دیگر دفاع می کنند: ایرانیان، لایق زندگی بهتری هستند. زندگی یی که دستمزد ماهانه یک کارگر به اندازه سود پول سپرده ای معادل ارزش اتومبیل دیگری نباشد. زندگی یی که قیمت یک انسان کمتر از یک خودرو نباشد.در جامعه ای که انسان ارزش داشته باشد دانش هسته ای به کار می آید تا روزی که بخواهیم بتوانیم همان قدر که می خواهیم دست به غنی سازی بزنیم.

[ ۹۲/۱۱/۰۲ ] [ 10:11 ] [ همشهری ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،